logo saida farsi1

اموزش مهارتهای زندگی به کودک

انجام تکالیف فرزندان و مشکلات والدین

مقدمه

موضوع انجام تکالیف توسط فرزندان مساله‌ای است که بیشتر والدین باآن درگیر هستند و نمی‌دانند که چگونه می‌توانند به فرزند خود کمک کنند. راهکارهایی که استفاده می‌کنند گاهی نتیجه معکوسی به بار می‌آورد هم والدین و هم فرزندان دچار مشکل می‌شوند. والدین با مشارکت صحیح و مناسب می‌توانند از بروز این مشکلات جلوگیری کنند.

مدت زمان لازم برای انجام تکالیف توسط فرزندتان را بشناسید

مهمترین مطلبی که والدین باید بدانند مدت زمان مفیدی است که برای انجام تکالیف لازم است. این زمان برای سنین مختلف و بسته به شرایط دانش آموز متفاوت است. والدین هم باید شرایط سنی کودک را در نظر داشته باشند بطوری که کودکان و دانش آموزان پایه‌های ابتدایی را مدت زمان زیادی وادار به انجام تکالیف نکنند و هم شرایط دیگر مربوط به دانش آموز را.

صاحبنظران تعلیم و تربیت مدت زمات لازم برای انجام تکالیف را برای بچه‌های کودکستان تا پایه دوم ابتدایی 10 تا 20 دقیقه در هر روز و برای پایه‌های بعدی دوره ابتدایی 30 تا 60 دقیقه پیشنهاد کرده‌اند. بنابراین والدین نباید جهت یادگیری بهتر دانش آموز و با این تصور که هر چه زمان بیشتری صرف مطالعه دانش آموز شود یادگیری او نیز بیشتر خواهد شد مدت زیادی کودک خود را وادار به درس خواندن کنند. مسلما کودک در این مدت زمان اضافی به کارهای دیگری مثل خیالبافی‌های ذهنی مشغول می‌شود.

مسئولیت انجام تکالیف و وظیفه شناسی در این مورد را به او واگذار کنید

برخی از والدین خود را مسئول کامل انجام تکالیف می‌کنند. به صورتی که در مدت انجام تکالیف بالای سر دانش آموز حضور دارند، زمان شروع انجام تکالیف را تعیین می‌کنند و راهنماییهای زائدی ارائه می‌کنند. هر چند لازم است والدین بویژه در سالهای اول دبستان و آمادگی با نظارت خود برنامه‌ریزی و مسئولیت پذیری را به کودک خود آموزش دهند. اما برخی از والدین به اشتباه این مسئولیت را خود بر عهده می‌گیرند بنابراین نمی‌توانند احساس مسئولیت در قبال انجام تکالیف را به کودکان خود یاد دهند. بطوری که اگر یک روز مادر حضور نداشته باشد اصلا به یاد هم نخواهد آورد که باید تکالیفش را انجام دهد.

بنابراین والدین با نظارت مفیدی که بر انجام تکالیف دارند کم کم باید کودکان را مسئولیت پذیر بار آورند. بطوری که در صورت عدم حضور والدین نیز احساس مسئولیت برای انجام تکالیف را داشته باشند. این والدین در سالهای بعدی تحصیل کمتر با مشکل درس نخواندن کودکان خود مواجه می‌شوند. به عبارتی چون والدین نمی‌توانند در تمام دوران تحصیل در انجام تکالیف فرزندان خود نظارت مستقیم داشته باشند با افت تحصیلی آنها مواجه می‌شوند. در حالی که اگر این احساس مسئولیت را از دوران کودکی در کودک شکل داده باشند با مشکلاتی از این قبیل مواجه نخواهند شد.

به روش انجام تکالیف توسط فرزندتان دقت کنید

هر کودکی ممکن است تفاوتهایی در روش انجام تکالیف خود داشته باشد. قبل از اینکه روش خاصی را به آنها القا کنید یا بخواهید آنها را کمک و راهنمایی کنید به روش آنها توجه کنید. ببینید در چه مدت زمان بدون کمک شما می‌تواند تکالیفش را انجام دهد؟ چه اشکالاتی دارد؟ آیا خیالبافی در حین انجام تکالیف دارد؟ آیا مرتبا جای خود را عوض می‌کند؟ آیا در حین انجام تکالیف به کارهای دیگری هم می‌پردازد؟ یا اینکه حواس او به انجام تکالیفش است؟ پاسخ به این سوالها به شما کمک می‌کند.

با معلم فرزندتان صحبت کنید

ارتباطی که با معلم برقرار می‌کنید کمک زیادی می‌تواند به شما کمک کند. با صحبت با او می‌توانید شیوه و روش او را بشناسید و از انتظاری که در مورد نحوه انجام تکالیف دارد مطلع می‌شوید. و بهتر می‌توانید به فرزند خود در انجام تکالیف راهنمایی ارائه کنید. هدف معلم را از انجام تکالیف بشناسید و نقطه ضعفهای فرزند خود را بهتر شناسایی نمایید.

پاسخ ندهید راهنمایی کنید

وقتی فرزندتان از شما کمکی برای انجام تکالیفش می‌خواهد اقدام به دادن پاسخ حاضر و آماده نکنید. بلکه او را راهنمایی کنید تا خودش بتواند به جواب مورد نظر برسد. به این ترتیب شما او را عادت می‌دهید که از تواناییهای خود استفاده کند و خلاق‌تر و فعال‌تر باشد. انجام تکالیف به فرزندتان کمک نخواهد کرد که آنها را بفهمد و از آن اطلاعات استفاده کند و نیز باعث نخواهد شد که وی به تواناییهایش اعتماد کند و دلگرم شود. فعال شدن دانش آموز در انجام تکالیف موجب می‌شود پاسخهایی را که خودش پیدا می‌کند بهتر به خاطر بسپارد تا حفظ پاسخهایی که شما به او داده‌اید.

برنامه ریزی داشته باشید

با کمک فرزند خود یک برنامه منظم برای انجام تکالیف تهیه کنید. برنامه را در یک محل مناسب و در دید او نصب کنید. برای تشویق او به انجام تکالیف می‌توانید در مقابل هر روز که تکلیف آن را به موقع ، خوب و دقیق انجام داده یک علامت بزنید و در آخر هفته اگر توانسته باشد تکالیف خود را خوب انجام دهد و با توجه به تعداد ستاره‌ها جایزه‌ای به او بدهید.

بهتر است جایزه مورد نظر را در همان حین برنامه ریزی معین کنید و در آخر برنامه آن را یادداشت کنید و یا برای کودکان کوچکتر شکل آن را بکشید. به این ترتیب عملکرد کودک دائما در جلوی او قرار دارد و مسئولیت پذیری او نیز تقویت می‌شود. به تدریج می‌توانید تعداد ستاره‌ها را برای دریافت جایزه افزایش دهید. مثلا اگر در آغاز برنامه به ازای هر هفت ستاره می‌توانست جایزه را کسب کند در مراحل بعد به ازای هر 14 ستاره می‌تواند به جایزه مورد نظر برسد.

شرایط مناسب برای انجام تکالیف را مهیا کنید

مکانی ثابت ، ساکت و از لحاظ نور وصدا و حرارت مناسب ضروری است. حتما از یک میز تحریر کمک بگیرید. تلویزیون را خاموش کنید و یا اتاق دیگری برای انجام تکالیف فرزندتان در نظر بگیرید. پخش برنامه‌های تلویزیونی که برای وی جذاب هستند و یا موجب کنجکاوی او می‌شوند حواس او را پرت خواهد کرد.

نتیجه کار را بررسی کنید

زمانی که فرزند شما تکالیف خود را انجام داد حتما در حضور او آنها را بررسی کنید. می‌توانید وقتی برای این کار اختصاص دهید و با کمک خود او تکالیف را بررسی کنید. مثلا میزان اشتباهات او را در رونویسی پیدا کنید و از او بخواهید اقدام به رفع آنها بکند.

برنامه زندگی خود را تنظیم کنید

تنها تنظیم برنامه‌ای منظم برای انجام تکالیف فرزندان کافی نیست. برای زندگی خانواده خود نیز برنامه منظمی داشته باشید. حتی‌الامکان از برنامه‌های فوق برنامه و بدون برنامه‌ریزی قبلی خودداری کنید. مثل مهمانیها و تفریحهای بدون برنامه قبلی و... یا حداقل سعی کنید این برنامه‌ها مقارن با زمان انجام تکالیف فرزندان نباشد. اگرشما یکبار برنامه او را به خاطر برنامه‌های خود به هم بریزید، راه را برای بی‌نظمی او فراهم ساخته‌اید. در کارهای دیگر خود نیز با برنامه و مسئولیت پذیر باشد. تا الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشید. فرزندان تعهد و مسئولیت پذیری را در خانواده و با مشاهده رفتار والدین یاد می‌گیرند.

سخن آخر

یک برنامه خوب و چند توصیه ساده و بکار بستن آنها نتایج مفیدی فراهم می‌آورد و باعث می‌شود که فرزندان شما بهره خوبی از تکالیف منزل خود ببرند. با رعایت این موارد شما توانسته‌اید جلوی مشکلات احتمالی آینده را بگیرید و فرزندانی تربیت کنید که علاوه بر اینکه تکالیف فعلی خود را به خوبی انجام می‌دهند در آینده نیز مستقل و مسئولیت پذیر خواهند بود.


مشاهده متن کامل انجام تکالیف فرزندان و مشکلات والدین

کار گاه فرزند پروری

کلاس اموزشی فرزند پروری و مهارت های زندگی برای والدین در مرکز سایدا برگزار میشود جهت ثبت نام با شماره ی22528473 تماس حاصل فرمایید.


مشاهده متن کامل کار گاه فرزند پروری

چگونه با نوجوان صحبت کنیم؟

مقدمه

نوجوانی یکی از مراحل حساس زندگی است. والدین با گفتارها و رفتارهای سنجیده می‌توانند به نوجوان در گذر از این مرحله به جوانی کمک کنند. گاهی برخی از والدین ناآگاهانه با رفتارها و صحبت‌های نسنجیده باعث مشکلات زیادی برای نوجوان می‌شوند که در سراسر زندگی او تاثیرات منفی خود را نشان می‌دهد. چرا فرزند ۱۲-۱۰ ساله شما که عادت به صحبت کردن داشت، طی سالهای اخیر کم حرف شده است؟ این سؤال ذهن بسیاری از والدین را به خود اختصاص می‌دهد.

نیاز به تنهایی

بنا بر دلایل بسیاری ، فرزندان در اوایل نوجوانی ساکت می‌شوند. با ورود نوجوان به بزرگسالی نیاز او به تنهایی افزایش می‌یابد. نوجوان از تغییرات جسمی و عاطفی احساس شرم و ناامنی می‌کند. افکار و احساسات متغیر دارد و گاهی در خود فرو می‌رود. از طرفی نوجوان احساس می‌کند که از مهارت کافی برای صحبت کردن برخوردار نیست. او احساس می‌کند که بزرگسالان مهارت کافی در برقراری ارتباط و گفت‌وگو دارند. آنان به موقع و به جا صحبت می‌کنند. در حالی که نوجوان احساس می‌کند چنین مهارتی ندارد، پس کمتر صحبت می‌کند. او اعتماد به نفس کافی برای صحبت کردن و ابراز عقیده ندارد. ارتباط مؤثر عامل مهم روابط خوب خانوادگی است. نوجوانی که به راحتی با والدین صحبت نمی‌کند، نمی‌تواند نیازهایش را مطرح کند. فقط با ارتباط خوب و مؤثر می‌توانید به نوجوان توجه کنید و حامی او باشید. در غیر این صورت نوجوان با شما صمیمی نمی‌شود و حرف‌های دلش را نمی‌گوید.

چرا ما به ارتباط نیاز داریم؟

همه ما حتی اگر کلامی بر زبان نیاوریم، همیشه ارتباط برقرار می‌کنیم. با علایم غیرکلامی از طریق نحوه ایستادن، راه رفتن و طرز نگاه کردن می‌توان ارتباط برقرار کرد. والدین حتی اگر صحبت نکنند، همیشه با فرزندان ارتباط برقرار می‌کنند. والدین باید همیشه با فرزندان صحبت کنند. اگر آنان از آن طفره می‌روند، می‌توانید با روش‌های مختلف او را تشویق کنید.

چگونه می‌توان نوجوان را به صحبت کردن تشویق کرد؟

  • به حرف‌های نوجوان گوش کنید. بسیاری از نوجوانان شاکی هستند که والدین به حرف آنان گوش نمی‌کنند. ارتباط مانند خیابان دوطرفه است. اگر می‌خواهید نوجوان به حرف شما گوش کند، با دقت شنوای حرف‌هایش باشید.
  • برای نظر نوجوان احترام قائل شوید. در برخی موضوعات نظر فرزندان را بپرسید. گاهی نظر آنان با ارزش است. این امر به نوجوان کمک می‌کند که در مورد مسائل مختلف فکر کند و از طرفی اعتماد به نفس او افزایش می‌یابد.
  • با رفتار و گفتار مثبت سرمشق و الگوی فرزندان باشید. اگر با همسر و فرزندان رفتار خوبی داشته باشید، نوجوان می‌کوشد رفتار شما را سرمشق خود قرار دهد.
  • انعطاف پذیر باشید. به موضوعات مورد علاقه نوجوان توجه کنید. علایق و خواسته‌های نوجوان با ما فرق دارد. همانطوری که ما نوجوان بودیم، خواسته‌های ما با والدین متفاوت بود. خود را جای او بگذارید و مسائل را از دید او ببینید.

چه رفتارهای منفی را باید کنار گذاشت؟

  • توهین نکنید. نوجوانان مانند همه دوست ندارند تحقیر شوند. هر چه بیشتر به نوجوان توهین کنید، بیشتر از شما فاصله می‌گیرد و رفتارش بدتر می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد نوجوانانی که مورد تحقیر و توهین والدین هستند، در زندگی فردی و اجتماعی در مقایسه با دیگران موفقیت کمتری دارند.
  • نظرات خود را به فرزندان تحمیل نکنید. هرگز فرزندتان به زور و اجبار نظرتان را نمی‌پذیرد. تحمیل نظر باعث جبهه‌گیری فرزندان می‌شود.
  • پیش داوری نکنید. ابتدا با دقت به حرف‌های فرزند گوش کنید، سپس نتیجه‌گیری و داوری کنید. اگر جوان والدینش را روشنفکر نداند، حرف آنان را گوش نمی‌کند.

چه رفتارهای مثبتی را باید انجام داد؟

  • زمانی که فرزندتان آمادگی دارد با او صحبت کنید. بزرگ‌ترین اشتباه را زمانی مرتکب می‌شوید که فرزندتان خود را برای رفتن به میهمانی دوستش آماده می‌کند و به او می‌گویید می‌خواهم با تو صحبت کنم. هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. اگر زمانی که فرزندتان حوصله و وقت کافی دارد با او صحبت کنید، بهتر نتیجه می‌گیرید.
  • وقتی را فقط برای نوجوان اختصاص دهید. گاهی تنها ، بدون حضور سایر اعضای خانواده با نوجوان به پارک ، سینما ، قهوه خانه سنتی ، رستوران یا نمایشگاه نقاشی بروید.
  • در مورد رویدادهای روزانه و مسائل مختلف زندگی تان با نوجوان صحبت کنید. تا زمانی که احساس می‌کنید که نوجوان مشتاق شنیدن صحبت‌های شماست، موضوعات مختلف و رویدادهای زندگی‌تان را برای او مطرح کنید. فرزندان در نوجوانی کمتر از کودکی به والدین توجه دارند.
  • سؤالات باز بپرسید از پرسیدن سؤالاتی که جواب آن بله یا خیر است، خودداری کنید. به جای آن که بپرسید: امروز خوب بود؟ بپرسید: کلاس موسیقی چه طور بود؟
  • نظر نوجوان را بی‌ارزش و مسخره ندانید. شاید نوجوان حرفی بزند که به نظر ما احمقانه و کودکانه است. اگر این امر را مستقیما به او بگوییم، ناراحت می‌شود و کمتر صحبت می‌کند. در برخی موارد که نظر او را قبول ندارید، آن را مطرح نکنید، زیرا نوجوان در این مقطع به تایید نیاز دارد.
  • در گفت‌وگو با نوجوان به او احترام بگذارید. همانطوری که به دوستان و آشنایان بزرگسال احترام می‌گذارید، با نوجوان رفتار کنید. این امر به نوجوان کمک می‌کند احساس ارزش نماید.
  • غر نزنید. اگر به نوجوان بگویید:همیشه اتاقت نامرتب است، از دستت خسته شدم.، چه قدر شلخته‌ای، کی درست می‌شوی؟ او جبهه می‌گیرد و رفتارش را تغییر نمی‌دهد.
  • با فرزندتان به توافق برسید. وقتی با فرزندتان اختلاف نظر دارید و نظرتان را به او تحمیل می‌کنید، او ناراحت و عصبی می‌شود. بهتر است با صحبت کردن به دنبال راه حل بهتری باشید. این امر مصالحه خوانده می‌شود. برای مثال اگر به فرزندتان بگویید باید امشب اتاقت را تمیز کنی، هیچ عذری را هم نمی‌پذیرم. او جبهه می‌گیرد و می‌گوید: به هیچ وجه نمی‌توانم، می‌خواهم به خانه دوستم بروم. بهتر است بگویید: من از وضعیت اتاقت خیلی ناراحتم، عزیزم، کی آن را تمیز می‌کنی؟
  • شنونده فعال باشید. گوش کردن به صحبت‌های نوجوان پیش از صحبت کردن اهمیت دارد. زیرا نوجوان احساس می‌کند او را درک می‌کنید. بکوشید حداقل روزی ۲۰ دقیقه شنونده صحبت‌های او باشید. با روی باز روبه روی او بنشینید، در چشم‌هایش نگاه کنید و صحبت‌هایش را تکرار کنید. برای مثال، فرزندتان می‌گوید: من، امروز تکالیف زیادی دارم.در جواب بگویید: پس امروز حسابی سرت شلوغه؟ او می‌گوید: امروز معلمم جلوی همه دانش‌آموزان با من دعوا کرد. در جواب بگویید: پس امروز از این که معلمت باهات دعوا کرد، ناراحت شدی؟ گوش کردن فعالانه چیزی فراتر از کلمات است. شما غم ، شادی ، رنجش یا ناراحتی فرزندتان را باید از پس کلمات و تعابیر او با تمام وجود حس کنید تا بتوانید خود را در موقعیت او قرار دهید.
  • همیشه فرزندتان را نصیحت نکنید. گرچه نصایح شما به نفع نوجوانان است، ولی آنان در این مقطع کمتر مایل به شنیدن آن هستند. توجه به نوجوان از اهمیت خاصی برخوردار است. ساکت باشید، به او فرصت دهید صحبت کند. با عجله حرفش را قطع نکنید و نظرتان را نگویید.
  • از موقعیت‌های غیررسمی برای برقراری ارتباط استفاده کنید. با فرزندان شوخی کنید و به آنان امکان دهید در حد اعتدال با شما شوخی کنند و راحت باشند.
  • خونسردی خود را حفظ کنید. اگر تحمل شنیدن حرف‌های نوجوان را ندارید، عصبانی نشوید. برای مثال اگر می‌گوید: دوست‌هایم سیگار می‌کشند. سریع عصبانی نشوید و نگویید: دیگر حق نداری با آنان دوست شوی. عصبانیت شما باعث می‌شود نوجوان بقیه حرف‌هایش را نزند و صحبت خاتمه یابد.اگر باید با نوجوان در مورد موضوعات مهم نظیر سیگار کشیدن و... صحبت کنید، زمانی را انتخاب کنید که هر دو آرامش و آمادگی صحبت دارید. جملات تان را با من شروع کنید. برای مثال: من خیلی دوستت دارم و نگران می‌شوم وقتی می‌بینم با کسانی که سیگار می‌کشند، دوست می‌شوی. یا من نگران افت تحصیلی تو هستم، اخیرا خوب درس نمی‌خوانی؟ نگرانی خود را با آرامش و خونسردی بیان کنید.

مشاهده متن کامل چگونه با نوجوان صحبت کنیم؟

بیش فعالی چیست؟

دید کلی

بیش‌فعالی به حالتی دلالت می‌کند که در آن کودک به نحوی مفرط و بیش از اندازه فعال و پرجنب‌ و جوش است. تحرک زیاد این کودکان نه تنها خود آنها را بلکه اطرافیان ، همکلاس‌ها ، اولیای مدرسه را دچار مشکل می‌کند. از آن جایی که در میان درصد بالایی از معتادین و افرادی که ترک تحصیل کرده‌اند علایم بیش فعالی در کودکی قابل مشاهده است. از طرفی کودکان بیش فعال در معرض خطر بالایی از اختلال سلوک ، شخصیت ضد اجتماعی و سوء مصرف مواد مخدر قرار دارند لذا آگاهی همگان بویژه والدین و معلمان در این حالات از اهمیت بسزایی برخوردار است. نقص در تمرکز یا اختلال بیش‌فعالی (ADHD) شرایطی را برای کودک ایجاد می‌کند که نتواند آرام و بدون حرکت بنشیند، رفتارش را کنترل کرده و توجه خود را به یک موضوع خاص معطوف کند.

شیوع بیش فعالی

از هر 100 کودک 5 کودک می‌توانند مبتلا به ADHA باشند. پسران 3 برابر بیش از دختران در معرض ابتلا قرار دارند. اغلب این مشکلات قبل از 7 سالگی آغاز می‌شوند و ممکن است والدین تا وقتی که فرزندشان بزرگتر نشده متوجه مشکل او نگردند. پزشکان نمی‌دانند که چه چیزی باعث بروز ADHD می‌گردد ولی مطالعات بر روی مغز انسان‌ها را به فهم علل اجتماعی ADHD نزدیکتر کرده است. پزشکان معتقدند افراد مبتلا به ADHD فاقد میزان کافی از مواد شیمیایی خاص به نام میانجی‌های عصبی در مغز هستند. این مواد شیمیایی به مغز در کنترل کردن رفتار کمک می‌کند. والدین و آموزگاران باعث ایجاد ADHD در کودک نمی‌شوند ، بلکه آنها می‌توانند در فعالیت‌های کودک به وی کمک کنند.

علایم ADHD

  • مشکل در توجه
  • فعالیت بیش از اندازه (بیش‌فعالی)
  • انجام عمل قبل از فکر کردن به آن (حرکات تکانشی)

انواع بیش‌فعالی

نوع بی‌دقت و بدون توجه

در این نوع در فرد نمی تواند روی تکلیفی که به او می‌دهند و یا یک فعالیت خاص تمرکز داشته باشد. اکثر کودکان دچار ADHD در دقت و توجه کردن دچار مشکل هستند. این دسته از افراد غالبا:
  • توجه زیادی به جزئیات ندارند.
  • بر بازی‌ها و کارهای مدرسه نمی‌توانند تمرکز داشته باشند.
  • کارهای مدرسه و فعالیت‌های روزانه خود را در منزل تا آخر دنبال نمی‌کنند و آنها را به پایان نمی‌رسانند.
  • ‌نمی‌توانند یک وظیفه یا تکلیف را تمام و کمال انجام دهند.
  • اسباب بازی‌ها ، کتاب‌ها و وسایلشان را اغلب گم می‌کنند.

نوع تکانشی - بیش‌فعالی

در این نوع از اختلال فرد بسیار فعال است. و بدون فکر اقدام به فعالیت و انجام کار می‌کند. فعالیت بیش از حد معمول ، قابل مشاهده‌ترین مشخصه اختلال ADHD است. کودک بیش‌فعال همیشه در حال انجام کاری می‌باشد. ممکن است سطح بیش‌فعالی با افزایش سن کاهش یابد. این کودکان قبلا از این که راجع به عملی فکر کنند آن را انجام می‌دهند. برای مثال این کودکان ممکن است بطور ناگهانی وسط خیابان شروع به دویدن کنند و از یک سمت به سمت دیگر خیابان بدون نگاه کردن حرکت کنند و یا این که از درخت بلندی شروع به بالا رفتن کنند. ممکن است آن ها موقعیت‌های خطرناک شگفت زده شوند. گاهی هم هیچ ایده و فکری برای خارج شدن از این وضعیت ندارند. غالبا ، فعالیت‌های تکانشی و بیش‌فعالی با هم همواره هستند. مشخصه کودکانی که این اختلال را با هم دارند بدین گونه است:
  • بی‌قراری و ناآرامی
  • ‌دویدن مداوم از سویی به سوی دیگر و یا بالا رفتن از چیزی
  • پایین آمدن از صندلی وقتی که اجازه این کار را ندارند.
  • عدم توانایی در بی‌سر و صدا بازی کردن
  • بیش از حد صحبت کردن
  • پاسخ‌دادن ناگهانی و بدون فکر به پرسشی که هنوز تمام نشده است.
  • عدم توانایی در صبر کردن برای نوبت خود
  • بدون اجازه وسط بازی دیگران پریدن
  • وسط صحبت دیگران پریدن

نوع ترکیبی

در این نوع اختلال فرد بسیار فعال است و بدون فکر اقدام به فعالیت و انجام کار می‌نماید. کودکان با این نوع اختلال نشانه‌هایی از هر دو نوع قبل را که متذکر شویم دارا هستند. آنها در توجه‌کردن، بیش‌فعال بودن و کنترل تکانش‌های خود دچار مشکل هستند. البته گاهی تمام کودکان بی‌توجه هستند و یا اینکه بیش از حد فعالیت می‌کنند و حرکات تکانشی دارند. اما در کودکان دچار ADHD این حرکات همیشگی هستند نه استثنایی این رفتارها برای کودک در خانه ، مدرسه و با دوستان مشکلات حقیقی ایجاد می‌کنند در نتیجه اکثر کودکان دچار این اختلال ، احساس افسردگی ، اضطراب و عدم اطمینان به خود را دارند. این احساسات جزء نشانه‌های ADHD محسوب نمی‌شوند و در اثر مشکلات مکرر در خانه و مدرسه در کودک ایجاد می‌شوند.

چطور می‌توان فهمید کودکی مبتلا به ADHD است؟

وقتی علایم ADHD در کودکی مشاهده شود باید توسط یک متخصص ماهر مورد ارزیابی قرار گیرد. این فرد می‌تواند از کارکنان مدرسه باشد و یا این که در مطب خصوصی مشغول بکار باشد. تنها راه حصول اطمینان ، ارزیابی کامل توسط متخصص می‌باشد. باید در اینجا به دو نکته توجه داشت:
  • نباید نظر دیگران را دال بر این که کودکی ADHD است به آسانی پذیرفت.
  • این نکته حائز اهمیت است که کودک همراه با ADHD ناتوانایی‌های دیگران را نیز دارد.

درمان

درمان سریع برای ADHD وجود ندارد اما علایم آن قابل کنترل هستند. والدین و آموزگاران باید به نکات زیر توجه داشته باشند.
  • در مورد این اختلال اطلاعات بیشتری کسب کنند.
  • برنامه تعلیم و تربیتی خاصی را متناسب با نیازهای کودک ایجاد و طرح‌ریزی نمایند.
  • ایجاد طرح دارو درمانی ، درصورتی که والدین و پزشک احساس کنند که کودک به دارو درمانی نیاز دارد.

راهنمایی‌هایی برای والدین

  • وقتی که فرزندتان کارش را خوب انجام می‌دهد به اول پاداش دهید. در فرزند خود توانایی ایجاد کنید و نیز با او در مورد استعدادهایش صحبت کنید و او را به بکارگیری توانایی‌هایش تشویق و ترغیب کنید.
  • با فرزند خود کاملا واضح و روشن صحبت کنید. برای این کار با پشتکار ، مصر و مثبت باشید و خواسته‌های خود را کاملا برای فرزند خود روشن سازید. به فرزند خود بگویید چه کارهایی را باید انجام دهد نه این که فقط ، آنچه را نباید انجام دهد به او گوشزد کنید.
  • شیوه‌هایی را برای کنترل رفتار فرزند خود یاد بگیرید این برنامه‌ها عبارتند از: ایجاد جدول برای فعالیت‌های فرزندتان ، داشتن برنامه برای پاداش ، نادیده گرفتن رفتارهای نامطلوب ، پیامدهای عادی و غیر طبیعی نتایج و پیامدهای منطقی.
  • با مدرسه فرزندتان تماس داشته باشید و برنامه تعلیم و تربیت خاص نیازهای فرزندتان را برای او تنظیم کنید. هر دوی شما (والدین و معلم) بایستی نمونه‌ای از این برنامه را داشته باشید.
  • با معلم در تماس باشید و به او بگویید فرزند شما در خانه چه عملکردی دارد و از او بپرسید که در مدرسه چه می‌کند و آنها را حمایت کنید.

راهنمایی‌هایی برای آموزگاران

باید بدانید که چه موارد خاصی برای دانش آموزان دشوار هستند. برای مثال ممکن است که دانش آموز ADHD در شروع یک کار دچار مشکل باشد در حالی که دانش آموزان دیگر در پایان‌دادن به یک عمل و شروع عمل بعدی شکل داشته باشند. بنابراین هر یک از این دانش آموزان نیاز به کمک‌های متفاوتی دارند.
  • به دانش آموزان نشان دهید چگونه از کتاب تکلیف و برنامه‌های روزانه استفاده کنند. همچنین مهارت‌ها و روش‌های یادگیری را به آنها آموزش دهید و آنها را به شکل منظم تقویت (پاداش) کنید.
  • به دانش آموزان در فعالیت‌های بدنی‌شان کمک کنید. (برای مثال) به آنها اجازه دهید تا کاری را ایستاده پای تخته سیاه انجام دهند). در بین برنامه‌ها به آنها استراحت دهید.
  • با والدین و دانش آموزان هر دو با هم برای نو آوری و اجرای یک برنامه تعلیم و تربیتی متناسب بمنظور نیل به نیازهای دانش آموزان به فعالیت و همکاری بپردازید.
  • انتظارات بالا از دانش آموزان داشته باشید اما سعی کنید راه‌های جدیدی را برای انجام کارها امتحان کنید صبور باشید و شانس دانش آموزان را برای کسب موفقیت بالا ببرید.

مشاهده متن کامل بیش فعالی چیست؟

چگونه می توان فکر کردن را به کودکان اموخت؟

مقدمه

معمولا معلمان معترض هستند که یاد دادن یکسری اطلاعات خشک و بی‌روح به بچه‌ها و یادآوری آن در امتحانات بسیار سهل الوصول‌تر است از اینکه به آنها یاد دهیم که چگونه فکر کنند. آیا می‌توان اندیشیدن را به کودکان آموخت؟ تحقیقات می‌گوید: «بله». بخشی از تفکر ، از تجربه نشات می‌گیرد، بنابراین برای اینکه بچه‌ها یاد بگیرند چطور فکر کنند (که شامل چگونگی ارزیابی آنها از موقعیت ، چگونگی توجه آنها بر مهمترین جنبه‌ها ، نحوه تصمیم‌گیری برای انجام کار و چگونگی ادامه کار می‌شود) ، نیاز به تجربه دارند.

چگونه می‌شود بستر مناسب برای تجربه کودکان را فراهم آورد؟

مهارت‌های فکر کردن درباره فعالیت‌های روزانه در مدرسه یا خانه را باید به کودکان و نوجوانان آموخت. این کار می‌تواند بسیار ساده آغاز شود. از خردسال‌ها سوالات با انتهای باز بپرسید که با آیا ، چرا و چطور شروع می‌شوند و درحالی که سوالات را برایشان می‌خوانید آنها را تشویق کنید مهارت‌های کلامی خود را بهبود بخشند، این سوالات پرسشی ، می‌تواند کمک کند تا کودکان چگونه فکر کردن را یاد بگیرند. همین روش به کودکان سنین بالاتر هم می‌تواند کمک کند.

مرتب کردن اطلاعات و مقایسه آنها

از کودکان بخواهید اطلاعات را باهم جفت و جور کرده و داده‌های جدید را با آنچه از قبل می‌دانستند، مقایسه کنند. این کار به آنها کمک می‌کند یاد بگیرند، ارتباط بین لغات یا مفاهیم را بشناسند و دریابند دو موضوع در چه نکاتی و مواردی باهم اشتراک و در چه مواردی با هم تفاوت دارند. دانش‌آموزان می‌توانند از طبقه‌بندی کردن اشیا استفاده کنند که به آنها در یادآوری بهتر مطلب و اندوخته‌های ذهنی‌شان کمک کند. عملکرد تفکر انتقادی را که توانایی ارزیابی کردن اطلاعات است، به بچه‌ها بیاموزید. به آنها بیاموزید تا درباره هر چیزی که می‌شنوند یا می‌خواهند که به دست بیاورند چهار پرسش بپرسند.
  • آیا آن چیز جالب و درخور شایسته است؟
  • دانستن اطلاعاتی راجع به آن چیز می‌تواند جزء اطلاعاتی قرار گیرد که اطلاعات عمومی به شمار می‌آید مثلا آب ترکیب شده است از اکسیژن و هیدروژن.
  • اگر جزء اطلاعات عمومی قرار نمی‌گیرد، دلیل خاص بودن آن چیست و چرا کودک میل دارد راجع به آن نکاتی را بداند. اگر دلیلی دارد، آیا دلیل معتبر هست یا خیر؟ اگر نیست، بچه‌ها باید یادبگیرند که تلاشی برای درک و دانستن اطلاعاتی که به دردشان نمی‌خورد یا آن را دوست ندارند، نکنند. به بچه‌ها نشان دهید چطور به یک مسأله نزدیک شوند: الف : کودکان نیاز دارند تشخیص دهند چه چیزهایی را می‌دانند، چه چیزهایی را نمی‌دانند و باید چه کاری انجام دهند،ب : سپس آنها می‌توانند نقشه‌ای را برای حل مساله طراحی کنند. پ: نقشه‌ای را ارزیابی کنند و تصمیم بگیرند که آیا موثر هست یا خیر؟

راهنمای تصورات دهنی

از راهنمای تصورات دهنی و تصویر یک حادثه یا تجربه استفاده کنید. تخیلات حسی به ما کمک می‌کنند که اطلاعات را در حافظه بلندمدت ذخیره کنیم. هر چه از ظرفیت بیشتر حواسمان استفاده کنیم، بهتر است. به این ترتیب ممکن است از بچه‌ها خواسته شود در حین خواندن داستان‌هایی درباره صحرا ، آن را ببینند، شن‌های آنجا را لمس کنند، به صدای باد گوش دهند و گرما و تشنگی را احساس کنند. این رویکرد از جزئیات و حواشی استفاده می‌کند.

تفکر فراتر از آموخته‌ها

به بچه‌ها یاد دهید فراتر از آنچه یادگرفته‌اند، فکر کنند. ممکن است از بچه‌ها خواسته شود در حین مطالعه انقلاب آمریکا بگویند سربازان در دوره «فورگ» چه احساسی داشتند؟ چه لباسی پوشیده بودند؟ تصور کنید شما در آن موقعیت قرار گرفته‌اید، نامه‌ای به خانواده خود بنویسید.

ترغیب به نوشتن

کودکان را به نوشتن ترغیب کنید. زیرا وقتی افکار را بخواهیم بر روی کاغذ بیاوریم، ناچار باید آنها را مرتب کنیم. طرح‌هایی که بچه‌ها می‌توانند از آن لذت برده و چیزهایی از آن بیاموزند. از جمله نگهداری یک مجله ، ارایه یک بحث به یکی از والدین (برای افزایش پول توجیبی یا خرید یک چیز خاص یا یک حق) یا نوشتن نام به یک شخص مشهور.

خلاقیت را برانگیزید.

از بچه‌ها بخواهید اطلاعات تازه‌ای را خلق کنند یا بسازند. مثلا یک وسیله خنگی برای یکی از کارهای سخت خانگی درست کنند. طرح‌های خلاق پیشنهاد کنید. مثل نوشتن یک شعر یا طراحی یک تصویر. بچه‌ها را تشویق کنید. نسخه دست اول تهیه کنند تا بعد آن را چاپ کنند.

ابزار اساسی کار

  • به کودکان ابزار اساسی کار را بدهید و به آنها یاد دهید چطور و چه وقت آنها را به کار ببرند، مثل خواندن نقشه ، انجام محاسبات و کاربرد ذره بین.
  • بچه‌ها را تشویق کنید اهداف را مرتب کنند و یک چارچوب زمانی برای آنها مشخص کنند و سپس آنها را یادداشت کنند. به این ترتیب می‌توانند پیشرفت خود را ببینند.

نکته یابی

  • کودکان را یاری دهید تا بیاموزند چطور مهمترین نکات آنچه را که می‌خوانند، می‌بینند یا می‌شنوند را پیدا کنند.

مشاهده متن کامل چگونه می توان فکر کردن را به کودکان اموخت؟

دروغگویی و علل ان در کودکان

مقدمه

یکی از انحرافاتی که موجب شکایت والدین از فرزندان خود می‌باشد، درغگویی است. اکثر والدین از این شکایت دارند که فرزندانشان ، با وجود اینکه از هیچگونه رسیدگی در تربیت وی قصوری به عمل نمی‌آید، درغگو بار آمده یا مغلطه و اغراق می‌کنند. آنان از این بابت ناراحتند که آدمهای متدینی هستند، پرهیزگارند، دروغ نمی‌گویند. لقمه حرام نمی‌خورند و برای تربیت صحیح کودکان حتی‌المقدور از تمام امکانات تربیتی استفاده می‌کنند، او را از بچه‌های درغگو و کم تربیت دور نگه می‌دارند، برای راستگویی تشویق می‌کنند، ولی با این وصف چرا باید درغگو از آب درآید.

چرا بعضی از کودکان دروغ می‌گویند؟

دروغگویی نیز مثل سایر انحرافات اخلاقی و عاطفی ، خالی از علت نیست. عامل و انگیزه‌ها هستند که کودکان را در مسیر انحرافات قرار می‌دهند و یا برای سال‌های بعد و انحرافات عارضی در آنان ، زمینه‌سازی می‌کنند. بعضی از والدین با امتناع یکی دو تا از غرایز خیال می‌کنند که کار تمام شده و از سایر مسائل غریزی کودکان غافل می‌مانند. در صورتی که اگر بخواهیم کودکان خود را با شخصیتی مثبت و عالی به بار آوریم، باید همه استعدادهای مثبت آنان را پرورش داده و ضمن ایجاد هماهنگی بین استعدادهای مثبت ، استعدادهای منفی را تضعیف و به سرحد انهدام بکشانیم و این کار با امتناع غرایز مثبت آنان از راه صحیح و انهدام یا هدایت غرایز منفی امکان پذیر می‌باشد. با غرایز چهارگونه رفتار می‌توانیم داشته باشیم. اقناع غریزه در حد امکان و به صورت معمولی ، سرکوب غریزه ، تعریف غریزه و تصعید غریزه. حال ببینیم که با کودکان خود چه کرده‌ایم؟ آیا به راستی صالح و قادر بوده‌ایم که غرایز آنان را اقناع یا غرایز سرکوب و تعریف شده‌شان را هدایت و تصعید نماییم؟ آیا به راستی استعدادهای مثبت آنان را پرورش داده‌ایم؟ آیا در مورد انهدام یا اصلاح استعدادهای منفی آنان را پرورش داده‌ایم؟ آیا در مورد انهدام یا اصلاح استعدادهای منفی آنان قدم مثبتی برداشته‌ایم؟ آیا اصولا شناخت صحیح و مهارت لازم را درباره مسائل تربیتی دارا بوده‌ایم یا همه‌اش حرافی بوده و بس؟ آیا پرهیزگار بودن و لقمه حرام نخوردن کافی است؟ همانطوری که در این زمینه چراها زیاد است، آیاها هم نسبتا زیاد می‌باشد.

ناتوانی یکی از علل دروغگویی

دروغگویی مثل سایر انحرافات اخلاقی و عاطفی علل و انگیزه‌هایی دارد که یکی از آنها ناتوانی می‌باشد. وقتی که شما کودک را ترس مسایل موهوم ، در منزل در حال اسارت و به صورت زندانی نگه داشته اید و آزادیهای او را ندانسته از دستش می‌گیرید و همراه خشونتهایی که از خود بروز می‌دهید او را در احساس عجز و ناتوانی غوطه‌ور می‌سازید ناچار است که از دست شما و ستمکاریهایی که مسبت به وی روا می‌دارید بگریزد و امیال و غرایز خود را به نوعی و به هر نحو ممکن ارضا نماید و برای این کار ناگزیر است که در مقابل شما به دروغ متوسل شود. مادر می‌گوید با "الف" بازی نکن زیرا "الف" کودک بی‌تربیتی است. اما کودک وقتی از منزل خارج می‌شود و در کوچه "الف" می‌بیند. بنابه نیازهای غریزی و عاطفی ، یا با او صحبت می‌کند. به بازی مشغول می‌شود و بعد که زمان برگشتن به منزل فرا رسید به محض ورود به خانه ، مادر می‌پرسد: در کوچه با چه کسی بازی می‌کردی؟ جواب می دهد با "ج" زیرا اولا دلش می‌خواهد مادر را راضی نگهدارد و خود را حرف شنو نشان دهد. ثانیا دلش نمی‌خواهد که مادر با علم و اطلاع از اصل قضیه به ممانعت خشونت آمیزی دست بزند لذا به حربه‌ای که در نظر او راحت‌ترین و کارآترین حربه‌هاست یعنی به دروغ متوسل می‌شود.

ترس از والدین به عنوان یکی از علل دروغگویی

بعضی از والدین رفتار خشونت بارتری با فرزندان خود دارند. به کوچکترین بهانه آنها را کتک می‌زنند در مقابل دیگران پرخاش و تحقیرشان می‌کنند به خیال اینکه با خشونت و پرخاش و تنبیه و نیش زبان خواهند توانست جلو انحرافات روانی کودک را بگیرند. اینگونه خانواده‌ها علاوه بر اینکه نمی‌توانند کار مثبتی به عنوان کامل بازدارنده از انحرافات در تربیت کودک خود انجام دهند بلکه یا باعث می‌شوند که ترس کودک به تدریج ریخته و کارهای خلاف خود را با جرات و جسارت بیشتری انجام دهد. یا اینکه والدین را مثل دژخیم چاق به دست بالاتر خود احساس کرده و از ترس آنان بنابه مختصات زمانی و مکانی متوسل به دروغ گردد و کودکی که از ترس و اجبار فرامین والدین را می‌پذیرد و در این فرمان‌پذیری هیچگونه علایق عاطفی از خود بروز نمی‌دهد پایه‌های اخلاقی سست و نااستواری خواهد داشت و در غیاب والدین ، چون دیگر حضور ندارند برخلاف آنچه را که میل آنها بوده انجام خواهد داد و رفته رفته به طرف فساد اخلاقی که دروغ نیز یکی از آنهاست کشیده شده و به درجات پایین‌تر انسانی نزول پیدا خواهد کرد. بنابراین بهتر است والدین برای انجام کاری که از فرزندشان می‌خواهند قبل از آن که متوسل به جبر و خشونت شوند میل انجام کار را در دل کودک برانگیزانند تا در چنین صورتی لزوم خشونت نیز از بین رود. کودک به خاطر ترس از کتک خوردن و خشونتهای والدین ، کم‌کم از آنان فاصله گرفته و خود را جدا احساس می‌کند و گاه گاه در بعضی از موارد توسل به دروغ می‌گردد زیرا احساس می‌کند که اگر راست بگوید والدین در اثر عصبانیت کتکش خواهند زد چوب اجبار و خشونت را کنار نهید و بگذارید کودکتان با داشتن کمی آزادی عمل و احساس استقلال خود را فرد محترمی در اجتماع خانوادگی به حساب آورد. دیگر در این صورت لزومی ندارد که او با دروغ گفتن به خانواده خود خیانت کرده باشد.

خودنمایی یکی از علل دروغگویی

بعضی از کودکان به خاطر خودنمایی متوسل به دروغ می‌شوند اینان کودکانی هستند که مورد توجه والدین و اطرافیان قرار نمی‌گیرند، هر کاری می‌کنند کسی ، نیست که مشوقشان باشد و به حسابشان بیاورد و یا لااقل بفهمد که آنان چه کاری می‌کنند و چه می‌گویند و چه می‌خواهند. پدر یا مادر به علت گرفتاری‌های شغلی یا مشکلات خانوادگی کاری به کار آنان ندارند و گوششان به حزف آنان بدهکار نیست و اطرافیان نیز به خاطر اینکه در کار دیگران مداخله‌ای نکرده باشند و یه به خاطر سایر ملاحظات و محصولات ، کاری کودکان دیگر نداشند. بالاخره خیال می‌کند که حرفها یا کارهایش مورد پسند والدین یا اطرافیان نیست و به ناچار برای خودنمایی هرچه بیشتر متوسل به دروغ و مغلطه و اغراق شود. گاه دروغگوهای چنان شاخداری می‌گویند که موجب تحریکات منفی عصبی والدین می‌شود و گاه ، کارهایی را به دروغ به خود نسبت می‌دهد که از خود قهرمانی بسازد تا بدین وسیله بتواند توجه اطرافیان را به خود جلب نماید و گاه واقعا دست به کارهای خطرناکی می‌زند که با جثه و سن و سالش جور درنمی‌آید. آنچه که مسلم است اینها همه به خاطر خودنمایی و جلب توجه والدین و اطرافیانی است که اعتنایی به کودک ندارند بنابراین بهتر است کودکان را محترم بدانیم، به حرفهای آنها هرچند که بیجا و بی‌موقع هم باشد گوش فرا دهیم کارهایی را که هر چند به ظاهر کوچک انجام می‌دهند به دیده تحسین و تکریم بنگریم. مشوقشان باشیم تا بعدها کارهای بزرگتر و بهتری انجام دهند، هر از چندگاه و به مناسبتهای مختلف در پیش دیگران تعریف و تمجید تشویق آمیزی از آنها نیابیم.

مشاهده متن کامل دروغگویی و علل ان در کودکان

رابطه تلوزیون و فرزندانتان را کنترل کنید

اثرات منفی و زیان آور تلویزیون بر روی کودکان را شناسایی کنید و محدودیت های معقولی برای آنها بگذارید. آیا نگران هستید که فرزندتان زمان زیادی را جلو تلویزیون یا به بازی های ویدئویی می گذراند؟ با آنکه کمی تلویزیون تماشا کردن می تواند جنبه آموزشی هم داشته باشد، ولی اغلب بچه ها زیاده روی می کنند. در اینجا راهنمایی در مورد بچه ها و تلویزیون می دهیم تا زمان تماشای تلویزیون فرزندتان را کنترل کنید. اثرات زیاد تلویزیون تماشا کردن آکادمی طب اطفال آمریکا توصیه می کند که استفاده کودکان از تلویزیون، فیلم های سینمایی، بازی ویدئویی و کامپیوتری را به یک تا دو ساعت در روز محدود کنید. زیاده روی در این فعالیت منجر به موارد زیر می شود:   اضافه وزن: بچه هایی که بیش از دو ساعت در روز تلویزیون تماشا می کنند بیشتر در معرض اضافه وزن هستند.   بی نظمی در خواب: هرچه بچه ها بیشتر تلویزیون تماشا می کنند، نسبت به رفتن به رختخواب و خوابیدن بیشتر مقاومت می کنند.     مشکلات رفتاری: دانش آموزان ابتدائی که بیش از دو ساعت در روز تلویزیون تماشا می کنند یا از کامپیوتر استفاده می کنند، مشکلات عاطفی و اجتماعی بیشتری دارند. بازی کردن با بازی های ویدئویی هم ریسک مشکلات مربوط به توجه را در میان بچه ها افزایش می دهد. بچه هایی که زیاد تلویزیون تماشا می کنند، بیشتر از بچه های دیگر اذیت می کنند.   لطمه خوردن به درس بچه: دانش آموزان ابتدائی که در اتاق خوابشان تلویزیون دارند امتحاناتشان را بدتر از دیگران می دهند. خشونت: خشونت موجود در بعضی از برنامه های تلویزیونی، موزیک ویدئوها و بازی های کامپیوتری یا ویدئویی باعث می شود که حساسیت بچه ها نسبت به خشونت کمتر شود و به اصطلاح دلشان قسی تر شود. در نتیجه آنها یاد می گیرند که رفتار خشونت آمیز را به عنوان بخشی از زندگی خود و راهی برای حل مشکلات، بپذیرند. زمان کمتری برای بازی: زمان زیاد که بچه جلوی تلویزیون می گذرانند دیگر فرصتی برای بازی های خلاقانه و فیزیکی برایشان نمی گذارد.   چطور زمان تلویزیون دیدن را محدود کنیم؟ کل زمان تلویزیون تماشا کردن فرزندتان در طول روز شاید بیشتر از آن باشد که فکرش را بکنید. شروع کنید به نظارت کردن بر آن. در زمان کوتاهی می توانید گام های ساده ای برای کاهش این زمان بردارید: همیشه تلویزیون روشن نباشد: اگر تلویزیون همیشه برای خودش روشن باشد، همیشه و هر لحظه می تواند توجه بچه را جلب کند. اگر شما حواستان به برنامه تلویزیون نیست، آن را خاموش کنید. تلویزیون و کامپیوتر را خارج از اتاق خواب بچه بگذارید: بچه هایی که در اتاقشان تلویزیون دارند بیشتر از بچه هایی که ندارند تلویزیون تماشا می کنند. زمان تماشای تلویزیونی و وبسایت هایی که بچه از طریق کامپیوتر می بیند را کنترل کنید.   جلوی تلویزیون غذا نخورید: غذا خوردن جلوی تلویزیون باعث می شود که زمان تماشای تلویزیون او افزایش یابد. این عادت باعث می شود که غذا خوردن با حواس پرتی بیشتر شود و در نتیجه بچه افزایش وزن یابد. قوانینی برای روزهای مدرسه بگذارید: اغلب بچه ها در طول هفته زمان آزاد کمتری دارند. نگذارید بچه کل این زمان آزاد را جلوی تلویزیون بگذراند. از پاداش دادن تماشای تلویزیون یا بازی های کامپیوتری و ویدئویی در ازای انجام دادن تکلیف شب یا کارهای دیگر جداً خودداری کنید. با کسانی که از فرزندتان مراقبت می کنند حرف بزنید: اگر ساعاتی در منزل نیستید و یا بچه را نزد کسی گذاشته اید تا از او مراقبت کند، با بزرگتر مراقب او حرف بزنید تا زمان تماشای تلویزیون او را محدود کند. فعالیت های دیگری پیشنهاد کنید: بجای تکیه کردن بر تماشای تلویزیون برای سرگرم شدن، به او کمک کنید که کارهای دیگری برای انجام دادن پیدا کند. فعالیت های کلاسیکی همچون کتاب خواندن، انجام یک ورزش یا بازی های فکری یا بازی کردن با دوستان را پیشنهاد کنید. الگوی خوبی باشید: با محدود کردن زمان تماشای تلویزیون خود، الگوی خوبی برای فرزندتان باشید. دوشاخه تلویزیون را از برق بکشید: اگر زمان تماشای تلویزیون در منزلتان موضوع دعوا و تنش شده است، تلویزیون را از برق بکشید، کامپیوتر را خاموش کنید یا بازی های ویدئویی را برای مدتی کنار بگذارید. می توانید یک روز در هفته را به روز آزادی در تماشای تلویزیون اختصاص دهید. برای پیشگیری از تماشای غیرمجاز تلویزیون، روی دوشاخه تلویزیون قفل بگذارید. شما هم در تماشای تلویزیون با او همراه شوید.   وقتی زمان تماشای تلویزیون بچه فرا می رسد، تا می توانید از این زمان استفاده کنید: · تماشای تلویزیون را تبدیل به یک فرصت عالی کنید. بجای آنکه همیشه تلویزیون را روشن بگذارید، تلویزیون تماشا کردن را مانند رفتن به سینما تبدیل به یک فرصت جالب کنید. یک برنامه را انتخاب کنید و زمان خاصی را به آن اختصاص دهید. · چیزهایی که فرزندتان می بیند را کنترل کنید. بجای عوض کردن کانال ها، برنامه های باکیفیت ببینید و از راهنمای برنامه ها برای انتخاب برنامه درست استفاده کنید. به راهنمای والدین هم توجه کنید، زیرا این سیستم برنامه ها را بر اساس مناسب بودن آنها برای بچه ها درجه بندی می کند. لیستی از برنامه هایی که فرزندتان می تواند تماشا کند تهیه کنید و آن را در جایی که مانند روی یخچال یا کنار تلویزیون قرار دهید. از تنظیمات کنترل والدین (parental control) بر روی کامپیوتر خانه استفاده کنید. بازی های ویدئویی را خودتان از قبل امتحان کنید و ببینید آیا برای فرزندتان مناسب است یا خیر. مراقب رابطه تلویزیون و فرزندتان باشید · با فرزندتان به تماشای تلویزیون بنشینید. هر وقت مقدور بود، با هم تلویزیون تماشا کنید و در مورد آنچه می بینید حرف بزنید. · برنامه ها را ضبط کنید و بعداً با هم تماشا کنید. این باعث می شود که وقتی فیلم ضبط شده را تماشا می کنید تبلیغات اسباب بازی، فست فود و چیزهای دیگر را سریع رد کنید و یا اگر خواستید در مورد چیزی که دیده اید بحث کنید (مانند ارزش های فامیلی، خشونت یا مواد مخدر)، فیلم را متوقف کنید. وقتی برنامه های زنده تماشا می کنید، موقعی که تبلیغات پخش می شود، صدای تلویزیون را قطع کنید. · آن بازی های ویدئویی را انتخاب کنید که فعالیت فیزیکی را بیشتر تشویق می کنند. از آن بهتر اینکه این بازی ها را تبدیل به یک تجربه خانوادگی کنید. شروع اقدام به محدود کردن زمان تماشای تلویزیون بچه سخت است، به خصوص اگر فرزندتان در اتاقش تلویزیون دارد یا شما همیشه جلوی تلویزیون غذا خورده اید. ولی بدانید که این کار ارزشش را دارد. با ایجاد قوانین خانگی جدید و تبعیت از آنها، تغییرات کوچکی در روتین فرزندتان ایجاد می کند که بعداً اثرات مثبت آن را شاهد خواهید بود. منبع:bartarinha

مشاهده متن کامل رابطه تلوزیون و فرزندانتان را کنترل کنید

خشم در کودکان

مقدمه

بروز خشم در بچگی بیش از ترس تکرار می‌شود. زیرا اولا در محیط بچه‌ها ، محرک‌های خشمگین‌ کننده بیش از محرک‌های ترس‌آور وجود دارند. ثانیا در همان مراحل اولیه یاد می‌گیرند که خشم برای جلب توجه اطرافیان و ارضای تمایلات خود وسیله خوبی است. با بزرگ شدن بچه به شماره محرک‌های خشم افزوده می‌شود. در صورتی که از شماره و تکرارش کاسته می‌شود. بین ترس و خشم و رابطه نزدیکی هست. گاهی می‌شود که کودک در یک آن ، خشمگین است و لحظه دیگر بیم‌زده و گاهی نیز بر اثر یک محرک و در یک زمان ، هر دو باهم می‌آیند. در محیطی که بچه‌ها از محرک‌های ترس بدورند، امکان دارد که شیوع خشم بیش از ترس باشد.

محرک‌های خشم

بطور کلی چیزهایی که خشم را بر می‌انگیزند، عبارتند از: جلوگیری از حرکات آزاد طفل ، متوقف ساختن او در عین فعالیت ، موانعی که در راه آرزوها و نقشه‌های او پیش می‌آیند و یا عده‌ای از موانع که باهم جمع شده باشند. محرک‌های خشم در طی زمان بر حسب مراحل رشد تغییر می‌یابند. چیزهایی که اطفال خردسال را خشمگین می‌سازند، عبارتند از : ناراحتی بدنی ، ممانعت از حرکات بدنی ، لباش پوشانیدن ، شستشو دادن بدن که برای ایشان ناراحت کننده است. بر اثر رشد میل استقلال ، طفل می‌خواهد برخی از کارهای خود را از قبیل غذا خوردن و لباس پوشیدن بی‌کمک دیگران انجام دهد، ولی چون از عهده بر نمی‌آید، خشم می‌گیرد. نارسایی قدرت بیان در موقعی که هنوز سخن گفتن را خوب یاد نگرفته است، بی‌توجهی دیگران و مشاهده دخل و تصرف اطرافیان در اشیایی که به او تعلق دارند نیز او را خشمگین می‌سازند. کودکان از فرمان و تعیین وظیفه بدنشان می‌آید و دائما با اطفالی که اسباب‌بازی‌هایشان را می‌ربایند، یا مانع بازی ایشان می‌شوند، در مبارزه‌اند. انتقاد و تنبیه احساساتشان را زود جریحه‌دار می‌کند. از اینکه اسباب‌بازی‌هایشان مطابق میل آنها کار نکند یا در کارهای خود اشتباه کنند، خشمگین می‌شوند. روی هم رفته بر خشم کودکان خردسال یک عامل مشترک وجود دارد، که آن اجبار است. کودکان نیز از آنچه باعث خشم بچه‌های خردسال می‌شود به خشم می‌آیند. پس از آنکه علایق کودک توسعه و افزایش یابد و به محیط خارج منتقل شود، علل خشم او را بیشتر در بیرون خانه باید جستجو کرد تا در خانواده. در این مرحله از رشد از جمله اموری که در اجتماع و خانواده و در روابط فردی باعث خشم می‌شوند، عبارتند از: اینکه کودک را به خطا به کارها و اوصاف بد نسبت دهند، نمره کم و معلمی که فقط یک یا چند دانش‌آموز معین را همیشه مورد نوازش قرار می‌دهد، فحش و دروغ و عادت ناپسند ، درماندگی بر اثر موانع بیشتر کودکان بزرگسال را ناراحت می‌کند تا اطفال کوچکتر. کودکان بزرگ غالبا نقشه‌هایی طرح می‌کنند که به انجام دادن آنها قادر نیستند. در این صورت خشمگین می‌شوند و کسی یا چیزی را می‌جویند که او را باعث شکست خود قلمداد کنند. دیگر آنکه کودکان به آزادی عمل اشتیاق تام دارند و بنابراین تحمل موانع و ناکامی‌هایی که نتیجه مقررات اجتماعی بزرگتران و اشتباه و عجز خودشان می‌باشد، برایشان دشوار می‌نماید.

پاسخ‌های خشم

شکل بیان خشم در اطفال مختلف به اشکال مختلف صورت می‌گیرد و این از جهتی نتیجه تاثیر محیط و از جهت دیگر معلول تجارب هر طفل است. ناهمانندی پاسخ‌های خشم در کودکان بزرگتر بسیار آشکارتر است تا در اطفال خردسال. صرفنظر از اختلافی که در نحوه بیان خشم در میان کودکان هست، غالبا این پاسخ‌ها را در دو نوع می‌توان تقسیم کرد: آنی و بدون مکر وضع شده. تعبیرهای آنی ، متضمن حرکاتی هستند که طفل خشمگین را متوجه شخص یا شی مورد نظر می‌سازد. خشم آنی بیشتر از اطفالی سر می‌زند (بخصوص اگر این اطفال به مرحله‌ای رسیده باشند که باید بتوانند رفتار خود را کنترل کنند) که والدینشان رفتار منظم ندارند و در نتیجه فرزندان خود را به اجتناب از اعمال زور و تعدی تشویق نمی‌کنند. با اینکه تفاوت‌های آشکاری در پاسخ‌های خشم کودکان سنین مختلف و حتی یک کودک در مواقع مختلف وجود دارد، برخی از پاسخ‌ها هستند که مخصوص سن معینی می‌باشند. پاسخ خشم در بچه خردسال ابتدا شامل یک سلسله حرکات بی‌هدف است که عبارتند از: گریه ، فریاد ، لگد انداختن ، خماندن کمر ، تقلا ، پیچ و تاب خوردن. اما بعد از بزرگتر شدن حرکات خشم آلود خود را متوجه شخص یا چیزی می‌کند که او را خشمگین ساخته، بچه خشمگین خود را به زمین می‌افکند، لگد می‌زند، جیغ می‌کشد، می‌زند، دندان می‌گیرد، نفسش را نگه می‌دارد و هر چه از دستش بر می‌آید انجام می‌دهد تا به شخص یا چیز مورد نظرش صدمه بزند. یا اینکه اشیا را پرت می‌کند. هر چیز که دستش برسد می‌شکند، به آزار بچه‌های دیگر و حیوانات می‌پردازد. با پدر و مادر خشونت می‌ورزد، تف می‌اندازد و... بین 2 و 4سالگی خشم به منتها درجه خود می‌رسد. از این پس تکرارش کاسته می‌شود. شدت خشم با محرک‌هایی که آن را سبب می‌شوند، هیچ نسبتی ندارد. یعنی بچه بر اثر یک چیز بی‌اهمیت به همان شدت بر آشفته می‌شود که بر اثر یک امر مهم‌تر. بعد از آن ، اطفال به هر محیطی که متعلق باشند، همگی در یک سن ، خشم شدید و ناگهانی از خود بروز می‌دهند. این نشان می‌دهد که کیفیت مذکور ، از علایم طبیعی رشد می‌باشد. بیشتر اطفال هر قدر که بزرگتر می‌شوند، از دفعات شدید و ناگهانی خشم خود بتدریج می‌کاهند و علت این امر از یک طرف فشار محیط اجتماعی است و از طرف دیگر افزایش توانایی آنها در انجام دادن خواسته‌های خود و همچنین پی بردن به علت منع شدن از برخی کارها. خشم اطفال بندرت بیش از پنج دقیقه طول می‌کشد و در این حال کودکان بیش از بچه‌های خردسال صدمه می‌رسانند و برای آزار رساندن شخص یا شی مورد نظر از هیچ حرکت شدید فرو گذار نمی‌کنند و نیز با استفاده از تجارب گذشته ، آنچه را بیشتر مفید به مقصود یافته باشند، تکرار می‌کنند. اطفال خردسال به زودی اعمال جدیدی را بر حرکات شدید و خشم آلود اولیه می‌افزایند. در حدود چهار سالگی زبان به حرکات مذکور افزوده می‌شود و بچه به ناسزاگویی ، لاف زنی ، ذکر معایب و خطاهای شخص مغضوب ، طعنه و استهزا ، تهدید به فرار و به کشتن طرف و نظیر اینها توسل می‌جویند. علاوه بر این جملات لفظی ، کارهای دیگری که کودک خشمگین بدانها دست می‌زند عبارتند از: ارتکاب به آنچه او را از آن منع کرده‌اند، مانند واژگون ساختن اثاثیه ، باز کردن چیزهایی که به او گفته‌اند که دست به آنها نزند، آزار رساندن به خود یا به بچه کوچکتر و جانوران اهلی و بازی‌های خشن. کودک بزرگسال برای اینکه مورد تقبیح جامعه قرار نگیرد، مجبور است راه‌های تازه‌ای برای بیان خشم خود پیدا کند. در مورد این گروه واکنش‌هایی مانند لگد زدن ، جنگیدن ، سنگ انداختن و الفاظ خشن هنوز ادامه دارد، ولی بتدریج از شدت خشم کاسته می‌شود و از حملات بدنی کاسته و به حملات لفظی افزوده می‌شود. وقتی که کودکی از دست همکلاسی خود عصبانی شود، ممکن است او را از فعالیت گروهی اخراج کند و با او حرف نزند. در مواقع دیگر که خشم می‌گیرد، ممکن است از انجام آنچه از او خواسته‌اند، سرباز زند و اگر هم کار بکند به بدترین طرز ، آنرا انجام می‌دهد. اشکال دیگر ابراز خشم در کودکان بزرگ عبارتند از : احساس مظلومیت ، گرفتگی ، رنجش و تاسف خوردن بر حال خود.

نتیجه

از آنجا که خشم بر اثر تکرار عادت می‌شود، شایسته است تا حد امکان از امور خشم آور پرهیز شود. باید به بچه آموخت چه هنگام خشمگین شود و چه وقت خشم خود را فرو نشاند. کودک باید یاد بگیرد که چگونه خشم خود را به شیوه‌های مطلوب بیان کند نه اینکه از اظهار آن خودداری کند. برخورد با اوضاع خشم آور که از حد بگذرد به شخصیت کودک موقتا و یا برای همیشه لطمه می‌زند. شیوه کنار آمدن با موانع زندگی به سن و تجارت گذشته اطفال بستگی دارد.

مشاهده متن کامل خشم در کودکان

چگونه بدانیم فرزندمان خلاق است؟

خلاقیت در کودکان و دانش آموزان وآشنايي باخصوصيات دانش آموزان خلاق و نکاتی در مورد پرورش خلاقيت و ايده پردازي   همه کودکان  در اطلاع از اينکه  دنيا چگونه کار مي کند خلاق  هستند. اما در اين ميان  به نظر مي رسد بعضي  از بچه ها  از ديگران  خلاق ترند.بعضي  از بچه ها خلاقيت  را در زمينه هاي خاصي به نمايش مي گذارند.معمولا گفته مي شود  که اين بچه ها در زمينه هايي به شد ت خلاق  هستند.   پرکينز( Perkins ) (1984  ) به شش ويژگي خاص در اشخاص به شدت خلاق اشاره کرده است . با توجه به نظريه پرکينز کودکان خلاق مترصد  زيبايي  هستند.کودکان  خلاق مي توانند  به راحتي  مسايل را شناسايي کنند.آنها مسايل را با انعطاف پذيري از ميان برمي دارند.   انديشمندان خلاق ، عيني  هستند.آنها نه تنها کارشان را تحليل مي کنند،بلکه به انتقاد ديگران توجه دارند.کودک خلاق تن به قبول  ريسک مي دهد؛  از انگيزه فراوان برخوردارست و براي ارضاء نيازهاي  شخصي  ميل به خلاقيت دارد.   اغلب  اوقات اگر کمي  وقت و حوصله  کنيم  متوجه وجود خلاقيت در بچه ها مي شويم . بهترين زمان براي اطلاع از خلاقيت کودکان ، تماشاي آنها به هنگام بازي  است. کودک را در حالي که آزادانه و فارغ البال  با مواد و اسباب بازيهايش  سرگرم بازي  است تماشا کنيد.کودکان خلاق اغلب براي هر يک  از وسايل بازي خود  موارد استفاده متفاوتي پيدا مي کنند و قبل از اينکه  از وسيله اي  به سراغ وسيله ديگر بروند از آن  به انواع مختلف استفاده مي نمايند.   کودک خلاق اغلب از منابع خود به انواع و اشکال  مختلف و گاه حيرت انگيز  استفاده مي کند.ممکن است  يک جعبه خالي براي کودک خلاق  ارزشي به مراتب بيش  از بهترين  و پيچيده ترين اسباب بازيها داشته باشد.   بزرگترها مي توانند از کودک سوال کنند و بعد  به دقت  و با حوصله  به جوابهايش  گوش  بدهند.کودکان خلاق اغلب با آب  و تاب حرف مي زنند. ذکر جزييات يک ماجرا  و به تفضيل سخن گفتن  مي تواند نشانه قدرت  خيال و تصور زياد باشد .بزرگترها بايد به اين  مهم توجه داشته باشند  که کودکان  خلاق ممکن  است  رفتارهايي را به نمايش  بگذارند که گاه چالش  برانگيز  هستند .   جدول شماره يک  خلاصه اي  از رفتارهايي را که مي توانند  نشانه  خلاقيت  باشند توضيح داده است .   دقت  و توجه  شديد  در گوش  دادن ،مشاهده کردن ،يا انجام دادن  کاري : نشنيدم مرا براي  خوردن  شام صدا بزنيد.   شور و نشاط و مشغوليتهاي  شديد جسماني  : دارم  فکر مي کنم  نمي توانم  قرار بگيرم .       استفاده از  قياس  در صحبت : احساس مي کنم  يک پيله هستم  که مي خواهم  به يک پروانه تبديل شوم       عادت  به وارسي  منابع مختل:  مامان ! من هم  کتاب خواندم ،هم تلويزيون تماشاکردم و هم از معلم  سوال کردم  اما هنوز  نمي دانم  خدا کجا  زندگي مي کند.       نگاه کردن  با دقت  به اشياء: اما  اين هزار پا  که فقط نود و نه  پا دارد.       اشتياق صحبت کردن درباره  کشفيات با ديگران : مي داني  چه شد ،حدس  بزن .....       ادامه  انجام برنامه  بعد از تمام  شدن  وقت : مامان ،حتي  زنگ تفريح هم  نقاشي کردم تا کارم تمام  شود.       پي  بردن  به روابط در چيزهايي که به  ظاهر با هم بي  ارتباطند: مي داني  چيه ،کلاه جديدت  شکل يک پروانه  است       فکرکردن  به چيزي  که مثلا  در يک برنامه  تلويزيوني  نشان داده اند : مي دانيد  فردا مي خواهم  در باغچه  دنبال طلا بگردم       کنجکاوي  زياد  براي  سر درآوردن از امور: خواستم بدانم که حياط از بالاي  پشت بام  چگونه ديده مي شود.       استفاده  از اکتشاف يا يک  تجربه : فکر کردم  اگر  آرد  و آب  را با هم  ترکيب  کنيم  نان  ساخته مي شود ،اما ديدم  که يک تکه  خمير  سفيد  شد.بروز هيجان       در  صدا در اثر يک اکتشاف : با آب  و آرد خمير درست مي کنند.       عادت  به سوال و آزمودن نتايج : مي تونم با آب و صابون  حباب درست  کنم ؟       صداقت  و ميل  شديد  به اطلاع  يافتن از امور : مامان اميدوارم از اين حرف ناراحت  نشويد،اما فکر مي کنم  عمو نوروز وجود خارجي ندارد.       عمل مستقل :  درباره  مسابقات  اتوموبيل  راني  کتاب جالبي  پيدا  نکردم ،خودم  در اين باره  يک انشا ء مي نويسم       جسارت در  گفتار : به نظر من  بچه ها  بايد حق راي داشته باشند.       دقت نظر: تا  کارم را تمام  نکنم نمي توانم  با شما  بازي کنم       استفاده از نظريات  و اشياء براي دستيابي  به يک هدف :قصد دارم  با اين نخ و اين مداد  يک دايره بکشم.       طرح  سوال : وقتي برف آب مي شود  رنگ  سفيد برف کجا مي رود.       ميل به اطلاع  يابي  و کشف  احتمالات: فکر مي کنم اين لنگه  کفش پاره به  درد گلدان  شدن مي خورد       يادگيري  به ابتکار خود:  ديروز  به کتابخانه مدرسه  رفتم و به  همه کتابهايي که درباره  دايناسورها نوشته شده بود  نگاه کردم.       طرح سوالات  عجيب : راستي  اگر حيوانات  آدم مي شدند و آدمها حيوان ، چه اتفاقي مي افتاد؟   منبع :کتاب   " خلاقيت ( شناخت  ويژگي هاي کودکان  و برخورد مناسب  با آنها )  "-نويسندگان :گريوز ، گارگيلو ، اسلادر-  برگردان :مهدي قراچه داغي ،انتشارات  پيک بهار،چاپ دوم: 1379  ، تيراژ:2000       دانش آموز خلاق چه ویژگیهایی دارد ؟   1- ايده ها  و نظرات  خود را بدون ترس  در کلاس  مطرح مي کند.   2-معمولا  براي  مسائل  راه حل ها  و پاسخ هايي  متفاوت  از  ساير  دانش آموزان  ارائه  مي کند.   3-به فعاليت  هنري علاقه ي زيادي  دارد  و در اين زمينه  داراي  تجربه  و مهارت  است .   4-غالبا  ايده ها  و راه حل هاي  بيش  تري  نسبت  به  ساير  هم کلاسي هاي  خود پيشنهاد مي کند.   5-معمولا  قادر است  با طنز  پردازي ها و شوخي  هاي  جالب ديگران  را بخنداند.   6-تمايل  زيادي  به  تغيير نظرات  معلم و يا مطالب  کتاب دارد.   7-در کلاس  اغلب  سوالاتي غيرعادي و گاه عجيب و غريب  مي  پرسد.   8-علاقه ي  زيادي  به نقاشي  و ترسيم  افکار و  ايده هاي  خود دارد.   9-انتقاد گر است  و هر  نظر  و عقيده اي را به راحتي نمي  پذيرد.   10-گاهي  به خاطر  بيان نظرات  و ايده هاي  عجيب و غريبش  در نظر  دانش آموزان  ديگر  فردي  غيرعادي جلوه مي کند.   11-از قوه ي تخيل خوبي  برخوردار است.   12- معمولا  در کلاس با آب  و تاب  صحبت مي کند و سعي مي کند ايده هايش  را با جزئيات کامل  شرح  دهد.   13-داراي ابتکار  است و غالبا  ايده ها  و پاسخ هاي  منحصر  به  فرد ارائه مي کند.   14-حساس ،باريک  بين و نکته سنج  است .   15-بسيار  فعال  است  و غالبا در آن واحد  چند طرح و ايده  در زمينه هاي مختلف را در سر  مي  پروراند.   16-به تجربه و آزمايش علاقه ي  فراواني  دارد.   17-در نفوذ  و تاثير گذاري  بر دوستان  خود از توانايي  زيادي برخورداراست.   18-آمادگي  طرد  شدن  و عدم تاييد  از طريق  ديگران  را داراست .   19-به مطالعه ي موضوعات  متنوع و گوناگون علاقمند  است و زمان  قابل  توجهي  را به  اين امر  اختصاص  مي دهد.   20-از اطلاعات  عمومي  زيادي  برخوردارست  و سعي مي کند که از آنها  استفاده ي  عملي  و کاربردي  کند   آشنايي باخصوصيات دانش آموزان خلاق       دقت و توجه شديد در گوش دادن ، مشاهده کردن يا انجام دادن کاري   استفاده از قياس در صحبت کردن   ابراز هيجان در اثر يک اکتشاف       عادت به پرسيدن سوال و آزمودن نتايج   يادگيري از روي ابتکار شخصي   عادت به گلچين و وارسي منابع مختلف (کتاب، تلويزيون، سوال از استاد، رايانه و...)       صداقت و ميل شديد به اطلاع يافتن از امور   طرح سوالات عجيب و غير معمول بالاتر از سطح علمي و سن دانش آموزان   نگاه کردن با دقت به اشيا .       اشتياق در صحبت کردن در مورد کشفيات ديگران   مستقل عمل کردن و حس استقلال طلبي بالا   شور و نشاط و مشغوليتهاي شديد جسماني       ادامه کار بعد از تمام شدن وقت (نقاشي کردن بعد از زنگ تفريح ، گوش دادن به موسيقي و ...)   دقت نظر فوق‌العاده و الگو برداري در نگاهها   استفاده از نظرات و اشيا براي دستيابي به يک هدفي معين       پي بردن به روابط در اموري که به ظاهر از هم بي‌ارتباطند.   طرح رابطه‌ها مانند اينکه وقتي برف آب مي‌شود رنگ سفيد آن کجا مي‌رود.   ميل به اطلاع يابي و کشف احتمالات       علاقه مندي به چيستان و معماها و يافتن پاسخشان   فکر کردن به چيزي که در تلويزيون ، رايانه و ساير رسانه‌ها نشان داده مي‌شود.   استفاده از اکتشاف يا تجربه   بررسي و مطالعه الگوهاي اختراعي دانشمندان       مطالعه خاطرات و سخنان دانشمندان و بزرگان   معاشرت و صحبت با بزرگان و دبيران و احساس لذت از این صحبتها   دست کاری روابط ریاضی برای ایجاد رابطه جدید   علاقه‌مندی به فشرده‌سازی و خلاصه‌نویسی مطالب       دانش آموزان خلاق اغلب با آب وتاب حرف مي زنند.   جزييات را مي‌گويند و رفتارهايشان را به نمايش مي‌گذارند.   مي‌خواهند مطرح شوند.   دنبال سوژه مي‌گردند تا برنامه ريزي بکنند.

مشاهده متن کامل چگونه بدانیم فرزندمان خلاق است؟

نقاشی کودکان و مفاهیم ان

نقش بازي در يادگيري کودک   بازي فعاليتي غير جدي و تفريح و فرار از تنهايي است كه كودك يا حتي نوجوان از خود نشان مي دهد بازي مختص يك دوره از زندگي نمي باشد بازي براي سنين مختلف فرد ممكن است معني و مفهوم و ارزش و اهميت خاص  مهمي داشته باشد . با توجه به معني و مفهوم آلپورت يعني فرد سالم كسي است كه بتواند فعالانه كار           كند ، بازي كند و دوست بدارد . آيا اين فعاليت ها در هر شرايطي به وجود مي آيد با بررسي چند مود از شرايط بازي به اين پرسش پاسخ خواهيم داد . طبيعت بازي طبيعت بازي شامل مكان  اشياء غير جانداري است كه كودكان خود را با آنها مشغول مي كنند در حيوانات به جزء انسان ها بازي به معني حركت شديد جسمي مانند اين سود آن سود و بدن به دنبال هم دويدن و درگير شدن با يكديگر است . در حيوانات به ندرت پيش مي آيد كه خود را با اشياء غير جاندار مشغول كنند اما در انسان ها بر عكس بازي به صورت استفاده از اشياء فيزيكي انجام مي شود و كودك و نوجوان با رشد جسمي و فكري خود از اين اشياء به طور نمادين و الگو استفاده مي كنند و سعي مي كنند مانند آنها عمل كنند به چيزهايي از خود به آنها ياد بدهند مانند پيروي كردن از عروسك ها و روبات هايي كه مطابق انسان حرف مي زنند و حركت مي كنند و كارهايي انجام مي دهند . از نظر اجتماعي در كودكي بازي به صورت انفرادي ، در سه سالگي به بازي موازي يعني بچه ها در كنار هم به تقليد از يكديگر به بازي مي پردازند ( مانند ( محيط مهد كودك ) سپس در چهار و پنج ستلگي به بازي واقعاً اجتماعي        مي انجامد . طبقه بندي هاي بازي كوشش هاي بسياري به عمل آمده تا بازي كودكان را بر حسب مضمون و محتواي آن طبقه بندي كنند اما يكي از راه هاي شناخت آنها به 4 مقوله ي اصلي مي باشد يعني كاركردي ، تخيلي ، پذيرا و سازنده . بازي كاركردي به معني مهارتي كه معمولاً  تا حدي خام و ناپرورده است مانند پاكوفتن يا كف زدن يا خنديدن مي باشد . بازي تخيلي معمولاً در دومين سال زندگي آغاز مي شود و مستلزم خيال پردازي و رفتار خيالي است كهكودكان به خود يا اشياعي كه با آنها بازي            مي كنند نقش ويژه اي مي دهند مثلاً با يك عروسك به عنوان يك كودك واقعي رفتار مي كنند كمي پس از آن بازي پذارا كه در اين دوره به گوش كردن به داستان ها يا كارتون ها رغبت نشان مي دهند در پايان سال دوم زندگي بازي سازنده آغاز مي شود كه كودك در اين دوره به چيدن مكعبات و خانه سازي  مانند اين ها مشغول مي شوندو يا به نقاشي و بازي با گل ، آب و شن و ماسه و عوامل طبيعي ديگر كشش پيدا مي كنند به اين 4 مقوله ، مقوله ي پنجمي مي توان افزود كه به آن بازي همراه با مقررات است كه در محيط كودكستان بيشتر رخ مي دهد .   بازي و يادگيري   شكلي نيست كه كودكان از طريق بازي ياد مي گيرند براي كودك پيش دبستاني ممكن است هيچ فرقي بين آنچه كه بزرگسالان آن را كار تلقي مي كنند و بازي كودكان وجود نداشته باشد كمك به پدر و مادر در كارهاي خانه يا در باغ و باغچه براي كودك شكل از يك بازي است كه با بازي كردن با اسباب باي ها و ... فرقي ندارد . همچنين بازي مي تواند پشتيباني قوي براي فعاليت باشد كه كودكان را در موقعيت هاي مختلفي قرار مي دهد و به آنها فرصت مي دهد كه با رويداد ها آشنا شوند. بازي مي تواند محركي براي يادگيري اجتماعي باد چنان كه وقتي عده اي بازي مي كنند در مي يابند كه چيزي براي آنها خوشايند و چه چيزي نا وشايند است هر چه دوره ي بازيبه كودك دادهشود مانند دسترسي به وسايل هاي بازي و عوامل طبيعي و هر چه وسايل بيشتري براي دستكاري يا ئسايلي براي طراحي و نقاشي وجود داشته باشد نسبت به كودكي كه كمتر ميدان بازي كردن به آن داده شود با سرعت بيشتري ياد         مي گيرد و تعامل اجتماعي مي يابد همچنين از قدرت هوشي بالاتري برخوردار خواهد بود . بازي و برنامه ي درسي در اين قسمت به بررسي استفاده ي بهينه از بازي در برنامه درسي مي پردازيم . روشن است كه مربيان مهد كودك و كودكستان و معلمان مدارس ابتدايي بيشتر با چهر مقوله ي اول بازي كه به آنها اشاره كرديم سر و كار داريم و مربيان مدارس و راهنمايي و دبيرستا نها به مقوله ي پنجم ( مسابقه ) بيشتر علاقه مند هستند . بازي در كودكستان نيز بخش عمده ي از برنامه ي درسي است اگرچه مربيان مهد ها با جنبه هاي لذت بخش و شادي آور بازي كاملاً آشنا هستند هدف آنها از بازي فراهم ساختن نوع تجربه هايي براي كودكان است كه به شكل هاي مطلوب تر يادگيري نيز مي انجامد و از آن جا كه مربيان كودكان سنين بالاتر با مربيان مهدها چندان تفاوتي ندارند مي توانيم بگويم آنچه در كودكستان ها و آمادگي ها را از مدارس جدا مي كند شيوه هاي آموزش است تا هدف هاي آموزشي . وظيفه ي مربي در مهدها ارائه ي فعاليت هايي است كه جنبه ي بازي داشته باشند وظيفه ي ديگر او اين است كه به كودكانكمك كند تا خود را كاملاً در آن فعاليت ها غرق كنند . ساختمند كردن بازي كودكان مسئله اي كه پيش مي آيد ميزان ساختمند كردن بازي كودكان توسط معلم است يعني تا چه اندازه بايد الگوي معمولي در راهنمايي بازي كردن به كودكان ارائه شود كه به طور مشخص براي آشنا كردن آنان با مهارت ها وروش هاي ذهني قابل تَمَبُز طراحي شود . وقتي كودك از كودكستان به آمادگي مي رود درجه و ميزان رسميت برنامه زمان بندي شده آشكار تر و تأكيد بر روي بازي كاهش مي يابد در اين زمان اوضاع و شرايط يادگيري در سطح گسترده انجام مي شود و آنچه در محيط آمادگي ياد داده مي شود مهم تر و در سطح پيشرفته تري انجام مي شود . ورزش از كلاس درس بيرون مي آييم و به زمين ورزش مي رويم ورزش تنها براي رشد جهاني و سلامتي بدن مفيد است بلكه رشد شخصيت نيز سودمند است . اگر ورزش براي رشد شخصيت سودمند باشد اين دليل محكمي است براي گنجاندن آن در برنامه آموزشي زيرا آموزش و پرورش علاوه بر تعليم و تربيت و رشد شخصيت و اخلاق تأكيد مي كند در نوجوانان بازي هاي مسابقه اي به عنوان بازي هاي هايي نگاه مي شود كه سود اجتماعي دارند . اين بازي ها هم مي توانند اوقات فراغت را به طور كامل پر كنند و هم اندام نوجوان را پرورش مي دهند و از اين رو موجب سلامت جسماني و رواني آنان شوند همچنان مي توانند راهي براي گردهمايي مردم باشد كه از اين طريق فرصت هايي مانند عملكرد و پشتيباني متقابل فراهم مي آيد وقتي اين مزيت ها كاملاً درك و فهم شوند ممكن است ارزش بازي نه تنها براي نوجوانان و بزرگسالاننيز شناخته و پذيرا شود . بازيهاي كامپيوتري در دنياي حاضر عملاً استفاده از كامپيوتر فعاليتي رايج و پر طرفدار براي بازيها و سرگرمي هاي حرفه اي و تفريحي به ويژه در ميان پسران محسوب مي شود بازي با كامپيوتر بيشتر اوقات موجب كناره گيري از تماس و برخورد اجتماعي مي شود كه پيامدهاي اجتماعي آن نه تنها موجب يادگيري اجتماعي و رشد مهارت هاي ارتباطي است بلكه از نظر رشد حساسيت نسبت به احساسات و نيازهاي ديگران نيز پيامدهايي به دنبال دارد . مثلاً در بين بعضي از كودكان و مشاري از نوجوانان اعتياد به آن ديده مي شودكه موجب نگراني است و اين خود دليلي است براي اينكه به آن موضوع توجه بيشتري شود اما بازيهاي كامپيوتري جنبه ي مثبتي نيز دارند صرف نظر از برخي از لذت هايي كه كودكان و نوجوانان از برنامه ها و بازي هاي آن مي برند اين بازيها مي توانند به رشد برخي مهارت هاي فكري و ذهني كمك فراوان كنند .   موقعيت در اين بازي ها مي تواند عزت نفس و اعتماد به خود در كودكان يا نوجوانان را تقويت كند و موجب نگرشي مثبت به يادگيري رسمي تر كامپيوتر شود . بهترين توصيه اي كه عقل سليم پيشنهاد مي كند اين است كه بازي هاي كامپيوتري نبايد جاي فعاليت اجتماعي كودك يا نوجوان را بگيرد . انتخاب بازي ها بايد با شناخت گسترده اي انجام شود به طوري كه كودك يا نوجوان زمان زيادي را بي دليل صرف فعاليت هايي نكند كه بيش از اندازه به استمرار فعاليت هاي تكراري يا خشونت فيزيكي بيش از اندازه اي را به نمايش بگذاررد .   م نادرزاده   --    ن . غلاميان   منبع ، روان شناسي در خدمت معلمان يادگيري و شناخت ، جواد قهرماني ، تهران وزارت آموزش و پرورش ، مؤسسه ي فرهنگي منادي تربيت 1381 - 1382

مشاهده متن کامل نقاشی کودکان و مفاهیم ان