logo saida farsi1

اموزش مهارتهای زندگی به کودک

نقش بازی در یادگیری کودک

نقش بازي در يادگيري کودک

بازي فعاليتي غير جدي و تفريح و فرار از تنهايي است كه كودك يا حتي نوجوان از خود نشان مي دهد بازي مختص يك دوره از زندگي نمي باشد بازي براي سنين مختلف فرد ممكن است معني و مفهوم و ارزش و اهميت خاص  مهمي داشته باشد . با توجه به معني و مفهوم آلپورت يعني فرد سالم كسي است كه بتواند فعالانه كار           كند ، بازي كند و دوست بدارد . آيا اين فعاليت ها در هر شرايطي به وجود مي آيد با بررسي چند مود از شرايط بازي به اين پرسش پاسخ خواهيم داد .

طبيعت بازي

طبيعت بازي شامل مكان  اشياء غير جانداري است كه كودكان خود را با آنها مشغول مي كنند در حيوانات به جزء انسان ها بازي به معني حركت شديد جسمي مانند اين سود آن سود و بدن به دنبال هم دويدن و درگير شدن با يكديگر است . در حيوانات به ندرت پيش مي آيد كه خود را با اشياء غير جاندار مشغول كنند اما در انسان ها بر عكس بازي به صورت استفاده از اشياء فيزيكي انجام مي شود و كودك و نوجوان با رشد جسمي و فكري خود از اين اشياء به طور نمادين و الگو استفاده مي كنند و سعي مي كنند مانند آنها عمل كنند به چيزهايي از خود به آنها ياد بدهند مانند پيروي كردن از عروسك ها و روبات هايي كه مطابق انسان حرف مي زنند و حركت مي كنند و كارهايي انجام مي دهند . از نظر اجتماعي در كودكي بازي به صورت انفرادي ، در سه سالگي به بازي موازي يعني بچه ها در كنار هم به تقليد از يكديگر به بازي مي پردازند ( مانند ( محيط مهد كودك ) سپس در چهار و پنج ستلگي به بازي واقعاً اجتماعي        مي انجامد .

 

طبقه بندي هاي بازي

 

كوشش هاي بسياري به عمل آمده تا بازي كودكان را بر حسب مضمون و محتواي آن طبقه بندي كنند اما يكي از راه هاي شناخت آنها به 4 مقوله ي اصلي مي باشد يعني كاركردي ، تخيلي ، پذيرا و سازنده .

 

بازي كاركردي به معني مهارتي كه معمولاً  تا حدي خام و ناپرورده است مانند پاكوفتن يا كف زدن يا خنديدن مي باشد . بازي تخيلي معمولاً در دومين سال زندگي آغاز مي شود و مستلزم خيال پردازي و رفتار خيالي است كهكودكان به خود يا اشياعي كه با آنها بازي            مي كنند نقش ويژه اي مي دهند مثلاً با يك عروسك به عنوان يك كودك واقعي رفتار مي كنند كمي پس از آن بازي پذارا كه در اين دوره به گوش كردن به داستان ها يا كارتون ها رغبت نشان مي دهند در پايان سال دوم زندگي بازي سازنده آغاز مي شود كه كودك در اين دوره به چيدن مكعبات و خانه سازي  مانند اين ها مشغول مي شوندو يا به نقاشي و بازي با گل ، آب و شن و ماسه و عوامل طبيعي ديگر كشش پيدا مي كنند به اين 4 مقوله ، مقوله ي پنجمي مي توان افزود كه به آن بازي همراه با مقررات است كه در محيط كودكستان بيشتر رخ مي دهد .

 

بازي و يادگيري

 

شكلي نيست كه كودكان از طريق بازي ياد مي گيرند براي كودك پيش دبستاني ممكن است هيچ فرقي بين آنچه كه بزرگسالان آن را كار تلقي مي كنند و بازي كودكان وجود نداشته باشد كمك به پدر و مادر در كارهاي خانه يا در باغ و باغچه براي كودك شكل از يك بازي است كه با بازي كردن با اسباب باي ها و ... فرقي ندارد . همچنين بازي مي تواند پشتيباني قوي براي فعاليت باشد كه كودكان را در موقعيت هاي مختلفي قرار مي دهد و به آنها فرصت مي دهد كه با رويداد ها آشنا شوند. بازي مي تواند محركي براي يادگيري اجتماعي باد چنان كه وقتي عده اي بازي مي كنند در مي يابند كه چيزي براي آنها خوشايند و چه چيزي نا وشايند است هر چه دوره ي بازيبه كودك دادهشود مانند دسترسي به وسايل هاي بازي و عوامل طبيعي و هر چه وسايل بيشتري براي دستكاري يا ئسايلي براي طراحي و نقاشي وجود داشته باشد نسبت به كودكي كه كمتر ميدان بازي كردن به آن داده شود با سرعت بيشتري ياد         مي گيرد و تعامل اجتماعي مي يابد همچنين از قدرت هوشي بالاتري برخوردار خواهد بود .

 

بازي و برنامه ي درسي

 

در اين قسمت به بررسي استفاده ي بهينه از بازي در برنامه درسي مي پردازيم . روشن است كه مربيان مهد كودك و كودكستان و معلمان مدارس ابتدايي بيشتر با چهر مقوله ي اول بازي كه به آنها اشاره كرديم سر و كار داريم و مربيان مدارس و راهنمايي و دبيرستا نها به مقوله ي پنجم ( مسابقه ) بيشتر علاقه مند هستند . بازي در كودكستان نيز بخش عمده ي از برنامه ي درسي است اگرچه مربيان مهد ها با جنبه هاي لذت بخش و شادي آور بازي كاملاً آشنا هستند هدف آنها از بازي فراهم ساختن نوع تجربه هايي براي كودكان است كه به شكل هاي مطلوب تر يادگيري نيز مي انجامد و از آن جا كه مربيان كودكان سنين بالاتر با مربيان مهدها چندان تفاوتي ندارند مي توانيم بگويم آنچه در كودكستان ها و آمادگي ها را از مدارس جدا مي كند شيوه هاي آموزش است تا هدف هاي آموزشي . وظيفه ي مربي در مهدها ارائه ي فعاليت هايي است كه جنبه ي بازي داشته باشند وظيفه ي ديگر او اين است كه به كودكانكمك كند تا خود را كاملاً در آن فعاليت ها غرق كنند .

 

ساختمند كردن بازي كودكان

 

مسئله اي كه پيش مي آيد ميزان ساختمند كردن بازي كودكان توسط معلم است يعني تا چه اندازه بايد الگوي معمولي در راهنمايي بازي كردن به كودكان ارائه شود كه به طور مشخص براي آشنا كردن آنان با مهارت ها وروش هاي ذهني قابل تَمَبُز طراحي شود . وقتي كودك از كودكستان به آمادگي مي رود درجه و ميزان رسميت برنامه زمان بندي شده آشكار تر و تأكيد بر روي بازي كاهش مي يابد در اين زمان اوضاع و شرايط يادگيري در سطح گسترده انجام مي شود و آنچه در محيط آمادگي ياد داده مي شود مهم تر و در سطح پيشرفته تري انجام مي شود .

 

ورزش

 

از كلاس درس بيرون مي آييم و به زمين ورزش مي رويم ورزش تنها براي رشد جهاني و سلامتي بدن مفيد است بلكه رشد شخصيت نيز سودمند است . اگر ورزش براي رشد شخصيت سودمند باشد اين دليل محكمي است براي گنجاندن آن در برنامه آموزشي زيرا آموزش و پرورش علاوه بر تعليم و تربيت و رشد شخصيت و اخلاق تأكيد مي كند در نوجوانان بازي هاي مسابقه اي به عنوان بازي هاي هايي نگاه مي شود كه سود اجتماعي دارند . اين بازي ها هم مي توانند اوقات فراغت را به طور كامل پر كنند و هم اندام نوجوان را پرورش مي دهند و از اين رو موجب سلامت جسماني و رواني آنان شوند همچنان مي توانند راهي براي گردهمايي مردم باشد كه از اين طريق فرصت هايي مانند عملكرد و پشتيباني متقابل فراهم مي آيد وقتي اين مزيت ها كاملاً درك و فهم شوند ممكن است ارزش بازي نه تنها براي نوجوانان و بزرگسالاننيز شناخته و پذيرا شود .

 

بازيهاي كامپيوتري

 

در دنياي حاضر عملاً استفاده از كامپيوتر فعاليتي رايج و پر طرفدار براي بازيها و سرگرمي هاي حرفه اي و تفريحي به ويژه در ميان پسران محسوب مي شود بازي با كامپيوتر بيشتر اوقات موجب كناره گيري از تماس و برخورد اجتماعي مي شود كه پيامدهاي اجتماعي آن نه تنها موجب يادگيري اجتماعي و رشد مهارت هاي ارتباطي است بلكه از نظر رشد حساسيت نسبت به احساسات و نيازهاي ديگران نيز پيامدهايي به دنبال دارد . مثلاً در بين بعضي از كودكان و مشاري از نوجوانان اعتياد به آن ديده مي شودكه موجب نگراني است و اين خود دليلي است براي اينكه به آن موضوع توجه بيشتري شود اما بازيهاي كامپيوتري جنبه ي مثبتي نيز دارند صرف نظر از برخي از لذت هايي كه كودكان و نوجوانان از برنامه ها و بازي هاي آن مي برند اين بازيها مي توانند به رشد برخي مهارت هاي فكري و ذهني كمك فراوان كنند .

 

موقعيت در اين بازي ها مي تواند عزت نفس و اعتماد به خود در كودكان يا نوجوانان را تقويت كند و موجب نگرشي مثبت به يادگيري رسمي تر كامپيوتر شود . بهترين توصيه اي كه عقل سليم پيشنهاد مي كند اين است كه بازي هاي كامپيوتري نبايد جاي فعاليت اجتماعي كودك يا نوجوان را بگيرد . انتخاب بازي ها بايد با شناخت گسترده اي انجام شود به طوري كه كودك يا نوجوان زمان زيادي را بي دليل صرف فعاليت هايي نكند كه بيش از اندازه به استمرار فعاليت هاي تكراري يا خشونت فيزيكي بيش از اندازه اي را به نمايش بگذاررد .

 

م نادرزاده   --    ن . غلاميان

 

منبع ، روان شناسي در خدمت معلمان يادگيري و شناخت ، جواد قهرماني ، تهران وزارت آموزش و پرورش ، مؤسسه ي فرهنگي منادي تربيت 1381 - 1382


مشاهده متن کامل نقش بازی در یادگیری کودک

علت پرخاشگری و بد دهنی کودکان

در مورد علل پرخاشگری کودکان ، ناسزاگویی و بدهنی فرزندان و دانش آموزان تعاريف پرخاشگري روان شناساني که اعتقادات نظري متفاوتي دارند در مورد چگونگي تعريف پرخاشگري اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلي اين است که آيا بايد پرخاشگري را براساس پيامدهاي قابل ديدن آن تعريف کنيم يا براساس مقاصد شخصي که آن را نشان مي دهد. گروهي پرخاشگري را رفتاري مي دانند که به ديگران آسيب مي رساند يا بالقوه مي تواند آسيب برساند. پرخاشگري ممکن است بدني باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) يا لفظي ( فرياد زدن، رنجاندن) يا به صورت تجاوز به حقوق ديگران ( چيزي را به زور گرفتن)، نقطه قوت اين تعريف عيني بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق مي شود. نقطه ضعف آن اين است که شامل بسياري از رفتارهايي است که ممکن است به طور معمول پرخاشگري تلقي نشود. پرخاشگري وسيله اي رفتاري است در جهت رسيدن به هدفي؛ پرخاشگري خصمانه رفتاري است در جهت آسيب رساندن به ديگران ، بيشتر پرخاشگري هاي بين کودکان کوچک از نوع «وسيله اي» است. اين نوع پرخاشگري به خاطر متعلقات است. کودکان از يکديگر اسباب بازي مي قاپند، يکديگر را هل مي دهند تا به اسباب بازي که مي خواهند بازي کنند دست يابند. به ندرت اتفاق مي افتد که کودکان بخواهند به کسي آسيب برسانند يا از روي عصبانيت دست به پرخاشگري بزنند. پرخاشگري را بايد از جرئت ورزي متمايز دانست. جرئت ورزي، دفاع از حقوق يا متعلقات (مانند ممانعت کودک از اين که کسي به اسباب بازي اش دست بزند) يا بيان اميال و آرزوها را بر مي گيرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر مي دانند، در صورتي که کسي که از حق خود دفاع مي کند با جرئت است نه پرخاشگر. تغييرات رشدي کودکان در ۱۲ ماهگي وقتي با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسيله اي مي کنند يعني رفتار پرخاشگرانه آنان غالباً به خاطر اسباب بازي و متعلقات ديگر است و در ارتباط با همسالان ابراز مي شود. کودکان گاهي اوقات به والدين و کودکان بزرگتر حمله ور مي شوند، ولي اين گونه پرخاشگري در مقايسه با پرخاشگري با همسالان، نسبتاً نادر است. کودکان همچنان که به سال هاي پيش از مدرسه و مدرسه نزديک مي شوند، کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه مي زنند و در نوع پرخاشگري آنان هم تغييراتي ايجاد مي شود. يعني وقتي که پرخاشگري ابراز مي شود غالباً خصمانه است و کمتر «وسيله اي» است. به اين معنا که کودکان براي به دست آوردن هدف هاي وسيله اي کمتر مستقيماً از حربه هاي جسماني استفاده مي کنند؛ ولي وقتي که به کسي حمله لفظي يا بدني مي کنند بيشتر امکان دارد که با قصدي خصمانه اين کار را کرده باشند. پرخاشگري لفظي، دست کم در سال هاي قبل از مدرسه افزايش مي يابد. ثبات پرخاشگري هرچند که سطح پرخاشگري کودکان از موقعيتي به موقعيت ديگر فرق مي کند ولي کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرق دارند. کودکاني که در سال هاي اوليه به شدت پرخاشگرند به احتمال زياد در جواني و بزرگسالي هم پرخاشگر خواهند بود و کودکاني که پرخاشگر نيستند به احتمال زياد در بزرگسالي هم پرخاشگرنخواهند بود. بعضي از مطالعات نشان مي دهد که ثبات پرخاشگري دخترها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند تحقيق ديگر نشان داده است که دخترها و پسرها از اين لحاظ تفاوتي ندارند. البته کودکان به هنگامي که با وقايع تنش زا مثل جدايي پدر و مادر يا به دنيا آمدن کودکي جديد رو به رو مي شوند بيشتر پرخاشگر مي شوند، ولي پرخاشگري شديد که بيش از چند ماه به طول انجامد غالباً حاکي از تداوم داشتن اين الگوي رفتار است. پرخاشگري در حد معمول کمتر جاي نگراني دارد. به خصوص در سال هاي پيش از مدرسه شايد اين اندازه پرخاشگري صرفاً نشان دهنده اين باشد که کودک مي خواهد انواع مختلف کنش متقابل اجتماعي را داشته باشد. ادراک مقاصد ديگران و رفتار پرخاشگرانه کودکان در مورد پرخاشگري ديگران برحسب اين که آن را عمدي يا تصادفي بدانند قضاوت هاي متفاوتي مي کنند. تحقيقي که پسرهاي بسيار پرخاشگر را با پسرهاي غير پرخاشگر مقايسه مي کند نشان مي دهد که پسرهاي پرخاشگر احتمالاً از مقاصد ديگران، درکي متفاوت از پسرهاي غير پرخاشگر دارند. براساس درجه بندي معلمان و همسالان تعدادي از پسرها در کلاس هاي دوم، چهارم، ششم به عنوان بسيار پرخاشگر يا غير پرخاشگر طبقه بندي شدند. سپس اين عده در موقعيتي آزمايشي مشاهده شدند که به آنان براي جور کردن قطعات پازل جايزه اي تعلق مي گرفت. قرار بر اين شد که وقتي که قسمتي از پازل کامل شد پسر بچه ديگري ( که همدست آزمايشگر) بود آن را به هم بزند. در حالت اول، پسر بچه آن را عمداً به هم زد؛ در حالت دوم، طوري به هم زد که تصادفي جلوه کند و در حالت سوم انگيزه هاي پسر بچه مبهم بود. کودکان مورد آزمايش اين امکان را داشتند که با خراب کردن پازل اين کودک «تلافي» کنند. کودکان پرخاشگر و غير پرخاشگر وقتي که احساس کردند که اين کودک عمداً خرابکاري کرده تلافي کردند و وقتي که ديدند عملش غيرعمدي بوده تلافي نکردند، ولي واکنش آنان به انگيزه هاي مبهم اين کودک بدين ترتيب بود که پسر بچه هاي پرخاشگر تلافي کردند و طوري واکنش نشان دادند که گويي اين کودک عمداً اين کار را کرده است. کودکان غير پرخاشگر تلافي نکردند و طوري عمل کردند که گويي اعمال او غيرعمدي بوده است. تفاوت هاي جنسيتي پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. اين تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقريباً در همه سنين و نيز در غالب حيوانات ديده مي شود. پسرهابيش از دخترها پرخاشگري بدني و لفظي دارند. از سال دوم زندگي اين تفاوت ها آشکار مي شود. براساس مطالعات مشاهده اي در مورد کودکان نوپاي بين سنين ۱ تا ۲ سال تفاوت هاي جنسيتي از لحاظ تعداد پرخاشگري بعد از ۱۸ ماهگي ظاهر مي شود و قبل از آن اثري از آن نيست. پسرها به خصوص وقتي که به آنان حمله مي شود يا کسي مزاحم کارهايشان مي شود تلافي مي کنند. در يک مطالعه مشاهده اي در مورد کودکان پيش از مدرسه پسرها فقط اندکي بيش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولي دو برابر دخترها تلافي کردند. شايد اين که پسربچه بالقوه پرخاشگر است يا مي تواند آن را بياموزد علتي فيزيولوژيک داشته باشد. براي مثال پسران ۱ تا ۳ ساله در کلاس هاي پيش از دبستان از طرف بزرگسالان و همسالان بيش از دخترها به خاطر پرخاشگري مورد توجه قرار گرفتند. اين توجه گاهي مثبت بود ( لبخند زدن، ملحق شدن به بازي کودکان) و گاهي تا حدودي منفي ( متوقف کردن کودک يا سر کودک را با چيزي گرم کردن). توجه نشان دادن به رفتار کودک، به هر نحوي که باشد، بيش از بي توجهي به آن باعث تشويق رفتار مي شود. الگوي خانواده و پرخاشگري والدين کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معيارها خشونت دارند و پرخاشگرند. يکي از پيچيده ترين و جامع ترين روش هايي که براي درک پرخاشگري در خانواده به کار رفته تحقيق «جرالد پاترسون» و همکارانش در مرکز يادگيري اجتماعي «شهر اورگون» بوده است. آنان براي مطالعه الگوهاي کنش متقابل خانوادگي در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاري کودکان مشاهدات مستقيمي انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هايي بودند که به دليل مشکلات رفتاري مثل پرخاشگري، دزدي و ساير رفتارهاي ضداجتماعي فرزند يا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند وقتي که واکنش خشونت آميزي بروز مي کند ساير اعضاي خانواده کاري مي کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه مي شوند. براي مثال، برادري بر سر خواهرش فرياد مي زند، خواهر بر سر او فرياد مي زند و ناسزايي به او مي گويد. در اين موقع برادرش او را کتک مي زند و اين ماجرا ادامه مي يابد. تمام اين ها نشان مي دهد که والدين مي توانند در پاداش دادن و تنبيه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتي داشته باشند و با استفاده از راه هاي مؤثر بدون اين که با تنبيه شديد همراه باشد پرخاشگري کودکان را کنترل کنند و بازآموزي کودکان در دوراني نسبتاً کوتاه ميسراست.. در آخر بايد گفت تلويزيون نيز منبع ديگري است که کودکان به خصوص پسرها از طريق آن رفتار پرخاشگرانه را مي آموزند.به طور مثال: خشونت از ارزش هاي آمريکايي تلقي مي شود، پرخاشگري به عنوان يکي از وسايل رسيدن به هدف تشويق مي شود. در برنامه هاي تلويزيوني که يکي از وسايل انتقال چنين ارزش هاي اجتماعي به کودکان است، به طور متوسط در هر ساعت پنج يا شش بار خشونت بدني نمايش داده مي شود، رفتار پرخاشگرانه شخصيت هاي تلويزيوني غالباً تقويت مي شود: قهرمان اين برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمان ها. در مطالعه اي کودکان چهار ساله به هنگام بازي آزاد در مهدکودک به مدت سه هفته مورد مشاهده قرار گرفتند و از لحاظ رفتار پرخاشگرانه به دو گروه بالاي متوسط و زير متوسط طبقه بندي شدند. سپس در طول چهار هفته بعد، کودکان به گروه هايي تقسيم شدند که در مهدکودک به مدت تقريباً نيم ساعت برنامه پرخاشگرانه مثل «بت من» و «سوپرمن» يا فيلم هاي معمولي و يا برنامه هاي جامعه پسند مي ديدند. کودکاني که از اول از لحاظ پرخاشگري در حد بالاي متوسط بودند در مدت بازي آزاد و بعد از ديدن برنامه پرخاشگرانه، از خود پرخاشگري بيشتري نشان دادند تا کودکان مشابهي که برنامه هاي معمولي را ديده بودند. دو گروه از کودکاني که از لحاظ پرخاشگري زير متوسط بودند و هر کدام يکي از اين برنامه ها را ديده بودند واکنششان با هم فرقي نداشت. اين الگوهاي رفتاري تا دو هفته بعد از پايان گرفتن تماشاي اين برنامه ها هم چنان ادامه داشت. کودکاني که مستعد پرخاشگري هستند با ديدن خشونت از تلويزيون پرخاشگرتر مي شوند. نحوه کنترل عصبانیت در کودکان خواه چهار ساله يا چهل ساله ، همه ما بارها عصباني شده ايم. اما فردي كه در طول زندگي نياموزد چگونه بر خشم خود مسلط شود ، روابط را خدشه دار و دوستان و اطرافيان را آزرده خاطر مي سازد. خصيصــــه هاي ذاتـــــــــي مواقعي كه فرد عصباني مي شود، ميزان عصبانيت او را غالباً شخصيت او معين مي كند. حالات فوق العاده حساس ، سركش ، بي دقت، پرتحرك يا پرخاشگر بودن مي تواند بخش رشد يافته اي از يك شخصيت سالم و يا در نهايت يك مبارزه جو باشد. نكته مهم اين است كه با پي بردن به ضعف رفتاري فرزندتان مي توانيد پرخاشگري ها را به نقاط قوت تبديل كنيد. وقتي كه كودك عصبي در مورد چيزهايي عصباني مي شود كه دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهي ندارد ، در اين صورت شما نيازبه زمان بيشتري داريد تا جايگزين هايي را به جاي عصبانيت به او بياموزيد مــــراحل رشـــد زماني كه كودك در مرحله رشد فيزيكي يا اجتماعي قرار دارد زمينه بيشتري براي پرخاشگري و عصبانيت در او ايجاد مي شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتي دارند. وقتي به كودك خود كه به كاسه توت فرنگي دست درازي كرده، مي گوييد:” الان اجازه خوردن آنها را نداري”، عصباني مي شود. ولي فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دليل اين كه او صبر و بردباري را در خود پرورانده است جنسيــــت: به طور كلي، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز مي كنند و شايد يك توجيه فرهنگي براي آن وجود داشته باشد. به احتمال زياد والدين و مربيان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشي مي كنند در صورتي كه گريه رنجورانه يك دختر عصباني مورد قبول آنهاست. اما كودكان در هر دو جنس نياز به يادگيري كنترل خشم دارند زندگــــــي خانوادگــــــي به طور كلي ناراحتي يك كودك به دليل جدايي والدين ، بيماري ، مرگ ، تولد خواهر يا برادر، تغيير منزل و يا ديگر اتفاق هاي مهم زندگي ، اغلب در او پنهان مي ماند و با بروز عصبانيت و پرخاشگري به كودك آسيب مي رساند. زيرا او احساس مي كند مورد آزار و اذيت واقع شده و سعي مي كند اين احساس را منتقل كند. اگر كودك لطيفه اي براي مهار كردن موقعيت حاد روحي بگويد و يا كوله پشتي برادرش را پرت كند ، به هر حال اين رفتارها به ميزان زيادي به الگوي رفتاري خانواده اش بستگي دارد. مخصوصاً اين رفتارها در خانواده هايي شايع است كه خشم، داد و فرياد و پرخاشگري هايي مثل ” به هم زدن در” در آنها مشاهده مي شود. در بيشتر خانواده هايي كه در مقابل احساسات ، اتفاقات و هيجانات ناآرام و سركوبگر هستند، الگوي ديگري وجود دارد. ” الگوي كودكان رفتارهايي است كه آنها در اطرافشان مي بينند.” با كودكان پرخاشگر چگونه رفتار كنيم امروزه‌ بسياري‌ از خانواده‌ها از خشونت‌ و پرخاشگري‌ فرزندان‌ خود شكايت‌ دارند. آنها تمايل‌ دارند كه‌ علت‌ اين‌ رفتارها را بدانند و راه‌هاي‌ پيشگيري‌ و اصلاح‌ رفتار را در اين‌ زمينه‌ به‌ كار گيرند. در اين‌ نوشتار به‌ تعريف‌ رفتار پرخاشگرانه‌ پرداخته‌ مي ‌شود، انواع‌ آن‌ بيان‌ مي ‌گردد و راه‌هاي‌ مناسب‌ مقابله‌ با پرخاشگري‌ مورد بررسي‌ قرار مي ‌گيرد انواع پرخاشگري‌ پرخاشگري‌ يك‌ نوع‌ رفتاري‌ است‌ كه‌ از خشم‌ و عصبانيت‌ نشأت‌ مي ‌گيرد.اين‌ رفتار را مي ‌توان‌ به‌ دو گروه‌ تقسيم‌ بندي‌ كرد: پرخاشگري‌ خصمانه: رفتاري‌ است‌ كه‌ به‌ منظور صدمه‌ و آزار رساندن‌ به‌ ديگري‌ يا ديگران‌ ابراز مي ‌شود؛ و هدف‌ در آن‌ صرفاً آزار رساندن‌ است. مثلاً كودكي‌ كودك‌ ديگر را مي ‌زند و يا در مدارس‌ ديده‌ مي‌ شود كه‌ زنگ‌هاي‌ تفريح، كودكان‌ در حياط‌ مدرسه‌ بعضاً به‌ كتك ‌كاري‌ مي ‌پردازند پرخاشگري‌ وسيله‌ اي: رفتاري‌ است‌ كه‌ فرد به‌ وسيله‌ آن‌ خواستار به‌ دست ‌آوردن‌ هدفي‌ ديگر است‌ و ابداً قصد حمله‌ به‌ ديگران‌ يا اذيت‌ كردن‌ آنها را ندارد. البته‌ در اين‌ ميان‌ ممكن‌ است‌ لطمه‌ اي‌ نيز به‌ كسي‌ وارد شود. مثلاً كودكي‌ بزهكار كيف‌ خانمي‌ را مي ‌ربايد تا به‌ اين‌ وسيله‌ مورد تشويق‌ و تأييد گروه‌ همسالان‌ قرار گيرد ممكن‌ است‌ پرخاشگري‌ جنبه‌ انتقام‌ گيري‌ نيز داشته‌ باشد. يعني‌ كودكي‌ كه‌ مورد اذيت‌ و آزار قرار گرفته‌ و نتوانسته‌ خشم‌ خود را ابراز كند، اكنون‌ با پرخاشگري‌ به‌ كاهش‌ اضطراب‌ خود مي ‌پردازد. در اين‌ جا پرخاشگري‌ وسيله‌ اي‌ است‌ كه‌ كودك‌ با توسل‌ به‌ آن‌ مي ‌خواهد به‌ هدف‌ خود يعني‌ كاهش‌ اضطراب‌ دست‌ يابد. جهت‌ پرخاشگري‌ ممكن‌ است‌ به‌ يكي‌ از اين‌ دو صورت‌ باشد: الف) پرخاشگري‌ دروني‌ ب) پرخاشگري‌ بيروني‌ چنانچه‌ جهت‌ پرخاشگري‌ به‌ طرف‌ درون‌ باشد، كودك‌ خشم‌ را به‌ درون‌ خود مي ‌افكند و دچار خشم‌ فرو خورده‌ مي‌ شود. پيامد چنين‌ عملي‌ مي‌ تواند افسردگي‌ نيز باشد. کودکان افسرده  در واقع‌ از دست‌ خودشان‌ عصباني‌ هستند. خشم‌ دروني‌ عصبانیت ‌ و نارضايتي‌ از خود را به‌ وجود مي ‌آورد. خشم‌ بيروني؛ كودك‌ ممكن‌ است‌ خشم‌ خود را به‌ صورت‌ رفتارهايي‌ از قبيل‌ فرياد كشيدن، پا به‌ زمين‌ كوبيدن‌ يا پرتاب ‌كردن‌ اشيا بروز دهد. علل‌ خشونت‌ و پرخاشگري‌ در كودكان‌ : ۱.الگوپذيري‌ كودكان‌ از والدين‌ يكي‌ از دلايل‌ بسيار مهم‌ پرخاشگري‌ در كودكان‌ يادگيري‌ است. يعني‌ كودكاني‌ كه‌ الگوهاي‌ رفتاري‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌ اند، همانند الگوهاي‌ خود رفتار مي ‌كنند. چنانچه‌ پدر يا مادري‌ خلق ‌و خويي‌ عصباني‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نيز پرخاشگر خواهد شد. اين‌ رفتار توسط‌ كودك‌ ياد گرفته‌ مي ‌شود. از آنجا كه‌ كودكان‌ با والدين‌ همانند سازي‌ مي ‌كنند، بنابراين‌ بسياري‌ از رفتارهاي‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فرا گرفته‌ مي ‌شود. توضيح‌ اين‌ كه‌ فرايند همانند سازي‌ كاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ مي ‌پذيرد. نكته‌ ديگر اين‌ كه‌ حتماً لازم‌ نيست‌ والدين‌ با خودِ كودك‌ پرخاشگري‌ كرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهاي‌ خشونت ‌بار پدر و مادر با افراد ديگر نيز باشد، اين‌ گونه‌ رفتار را فرامي‌ گيرد. بنابراين‌ كودكان‌ از طريق‌ مشاهده، رفتارهاي‌ والدين‌ را مي ‌آموزند. بر اين‌ نكته‌ مي توان تأكيد کرد‌ كه‌ كودكان‌ با چشمان‌ خود مي ‌آموزند؛ يعني‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ مي ‌كنند، ياد مي ‌گيرند؛ حتي‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقيم‌ در مورد خود آنها صورت‌ نگيرد. ۲. كودكان‌ ناكام‌ پرخاشگر مي‌ شوند ناکامی ‌ يكي‌ از مسائلي‌ است‌ كه‌ به‌ پرخاشگري‌ مي‌ انجامد. وقتي‌ كودك‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نيابد و ناكام‌ شود، يكي‌ از رفتارهايي‌ كه‌ از او سر مي‌ زند پرخاشگري‌ است. ۳. اضطراب‌ و پرخاشگري‌ كودكان‌ مضطرب‌ نمي ‌توانند كودكان‌ آرامي‌ باشند. آنها رفتارهايي‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز مي ‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشيمان‌ مي ‌شوند و از والدين‌ خود عذرخواهي‌ مي‌ كنند. اگر از كودك‌ مضطرب‌ بپرسيم‌ كه‌ چرا پرخاش‌ مي‌ كني‌ و عصباني‌ هستي؛ خواهد گفت‌ نمي‌ دانم.؛ يا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نيست. ۴. پرخاشگري، نشانه‌اي‌ از تضادهاي‌ دروني‌ گاهي‌ كودكان‌ در دوگانگي‌ و تضادهاي‌ دروني‌ قرار مي‌ گيرند. يا بهتر بگوييم، گاهي‌ بر سر دو راهي‌هايي‌ گير مي ‌كنند و نمي‌ دانند كدام‌ راه‌ را انتخاب‌ كنند؛ و اين‌ حالت‌ آنها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ مي ‌كند. مثلاً كودكي‌ كه‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفي‌ وقتي‌ مي ‌بيند تمام‌ كودكان‌ به‌ مدرسه‌ مي‌ روند، همزمان‌ تمايل‌ به‌ مدرسه ‌رفتن‌ نيز دارد، دچار دوگانگي‌ مي ‌شود. به‌ كودكان‌ خود كمك‌ كنيم‌ كه‌ در دو راهي‌هاي‌ زندگي، مدتي‌ طولاني‌ قرار نگيرند. آنها بايستي‌ به ‌سرعت‌ و با دقت‌ درست ‌ترين‌ كار را انجام‌ دهند. ۵. پرخاشگري‌ و افسردگي‌ پرخاشگري‌ و کج خلقی  در كودكان‌ چنانچه‌ با علامت‌هاي‌ ديگر همراه‌ باشد، مي ‌تواند نشانه ‌اي‌ از افسردگي‌ باشد كه‌ در اين‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرايط‌ زندگي‌ كودك‌ تمام‌ و كمال‌ مورد بررسي‌ قرار گيرد. ۶. پرخاشگري؛ بيماري‌ها؛ مصرف‌ دارو بعضي‌ از بيماري‌ها به‌ مصرف‌ دارو نياز دارد و ممكن‌ است‌ از عوارض‌ جانبي‌ داروها كج ‌خلقي‌ و رفتارهايي‌ باشد كه‌ خشونت‌ را برمي‌ انگيزند. ۷. خشونت‌ و مدرسه‌ گاهي‌ كودكان‌ در مدرسه‌ قرباني‌ خشونت‌ مي ‌شوند؛ و اين‌ قرباني‌ شدن‌ باعث‌ مي ‌شود كه‌ خود آنها نيز عامل‌ خشونت‌ شوند. عواملي‌ كه‌ به‌ خشونت‌ در مدرسه‌ مي ‌انجامند، عبارت اند از: -وقتي‌ كودكي‌ توسط‌ دانش‌ آموزان‌ ديگر مورد تمسخر قرار گيرد - وقتي‌ كودكي‌ توسط‌ دانش ‌آموزان‌ ديگر كتك‌ بخورد و قادر به‌ دفاع‌ از خود نباشد. - وقتي‌ كودكي‌ هميشه‌ از مشاجرات‌ فرار مي‌ كند و حتي‌ در مواقعي‌ به‌ گريه‌ متوسل‌ مي ‌شود. - وقتي‌ كودكي‌ مرتب‌ اشيا، وسايل‌ و پول‌ خود را گم‌ مي ‌كند. - وقتي‌ كودك‌ از لحاظ‌ ظاهري‌ (پارگي‌ لباس‌ و يا نامناسب ‌بودن‌ آن) مورد تمسخر قرار مي‌ گيرد. - خجالتي ‌بودن‌ و سكوت‌ مكرر در كلاس. - افت‌ تحصيلي، افسردگي‌ و ناراحت ‌بودن. اين‌ عوامل‌ كودك‌ را قرباني‌ خشونت‌ ديگران‌ مي ‌كند و خود كودك‌ نيز عامل‌ خشونت‌ مي ‌شود و رفتارهاي‌ پرخاشگرانه‌ از او سر خواهد زد. درمان‌ پرخاشگري در کودکان ( با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنيم ) براي‌ درمان‌ پرخاشگري‌ در كودكان‌ اولين‌ گام‌ اين‌ است‌ كه‌ نوع‌ پرخاشگري‌ آنها و علت‌ آن‌ را براساس‌ توضيحاتي‌ كه‌ ارائه‌ شد شناسايي‌ كنيم؛ و پرخاشگري‌ را به‌ صورت‌ موردي‌ برطرف‌ نماييم. - در مورد كودك‌ پرخاشگري‌ كه‌ الگو پذيري‌ عامل‌ اين‌ گونه‌ رفتار او بوده، بايد روي‌ الگوي‌ كودك‌ كار كرد و راه‌هاي‌ ديگري‌ جز پرخاشگري‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت. - اگر پرخاشگري‌ در اثر ناكامي‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بايستي‌ كودك‌ ناكام‌ را در رسيدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتني‌ كمك‌ كنيم. - در مواردي‌ كه‌ علت‌ پرخاشگري‌ اضطراب‌ است، بايد از نگراني‌ دروني‌ و اضطراب‌ كودك‌ مطلع‌ شويم. ورزش ‌كردن‌ براي‌ اين‌ كودكان‌ بسيار مؤثر است‌ و باعث‌ تخليه‌ هيجاني‌ مي‌ شود.. - در كشمكش‌هاي‌ دروني‌ بايستي‌ كودك‌ را از حالت‌ دوگانگي‌ خارج‌ ساخت. كمك‌ به‌ كودكان‌ در تصميم ‌گيري، باعث‌ مي ‌شود كه‌ بياموزند به‌ حالت‌هاي‌ دوگانه‌ دروني‌ خود پايان‌ بخشند. - در پاره‌اي‌ از موارد، كودك‌ افسرده‌ پرخاشگري‌ شديدي‌ از خود نشان‌ مي‌ دهد. در اين‌ ميان‌ لازم‌ است‌ به‌ اين‌ نكته‌ پي‌ ببريم‌ كه‌ او چه‌ چيز دوست‌ داشتني‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ مي ‌شود مورد از دست‌ رفته‌ را براي‌ او جبران‌ كنيم. - در مورد پرخاشگري، شيطنت‌ و مصرف‌ دارو بايستي‌ حتماً با پزشك‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشيم‌ تا كودك‌ از نزديك‌ مورد معاينه‌ قرار گيرد. - هنگامي‌ كه‌ كودك‌ قرباني‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بايستي‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ كنيم‌ و لازم‌ است‌ كه‌ ايشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با كودكان‌ خشونت گرا برخورد كنند؛ و نيز كودكاني‌ را كه‌ قرباني‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهاي‌ خوبشان‌ مورد تشويق‌ و تأييد قرار دهند. - چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگري‌ كودك‌ خصمانه‌ است، بايستي‌ كودك‌ را از آزار و اذيت‌ كردن‌ دور كنيم‌ تا مجبور نباشد براي‌ تلافي‌ و انتقام، افراد ديگر را اذيت‌ كند؛ و اگر پرخاشگري‌ از نوع‌ وسيله‌ اي‌ است، بايستي‌ راه‌هاي‌ ديگري‌ را جهت‌ مطرح‌ كردن‌ كودك‌ برگزينيم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ براي‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ كند. نتيجه‌ گيري‌ به‌ طور كلي‌ خشونت‌ و پرخاشگري‌ بيشتر عامل‌ بيروني‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ دروني‌ مربوط‌ مي‌ شود. والدين‌ در درجه‌ اول، بايستي‌ محرك‌هاي‌ محيطي‌ را كه‌ باعث‌ تحريك‌ خشم‌ و ايجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ مي ‌شود شناسايي‌ و سپس‌ براي‌ رفع‌ آن‌ به‌ كمك‌ روان شناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمايند. روش هايي براي درمان پرخاشگري کودکان   ۱- محدوديت هايي براي کنترل پرخاشگري وضع کنيد و آنها را به اطلاع کودک برسانيد.   ۲- مدل هاي پرخاشگري را به حداقل برسانيد. مي توانيد از راهکارهاي زير استفاده کنيد:   الف) ساعاتي را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی مي بيند، محدود کنيد.   ب)فیلم ها، تصاوير و روزنامه کودک را به دقت انتخاب کنيد.   ج) الگوهايي را در اختيار کودک بگذاريد که پرخاشگرانه نباشند.   ح)همراه کودک برنامه های تلویزیونی را ببينيد و صحنه پرخاشگرانه آن را تفسير کنيد.   ۳- همدلي را افزايش دهيد. آگاهي کودک را نسبت به رنجي که بر اثر پرخاشگري او در افراد يا حيوانات به وجود مي آيد، افزايش دهيد.   ۴- رفتارهايي را که مغاير با رفتار پرخاشگرانه است، تقويت کنيد.   ۵- به جاي کودک پرخاشگر، به کودکي که به وي پرخاش شده توجه کنيد.   ۶- نحوه ي ارتباط کودک را با افرادي که با او زندگي مي کنند، مورد بررسي قرار دهيد.   ۷- اگر قرار است کودک به دليل رفتار خشونت آميزش تنبيه شود، بهتر است به طريقي باشد که منجر به حمله انتقامي و تلافي جويانه از طرف کودک نشود.   ۸- فرصت تخليه هيجانات را براي کودک فراهم کنيد.   ۹- مباحث گروهي يا خانوادگي را که تأکيد بر همکاري با ديگران دارد، به کار گيريد.   ۱۰- همکاري، مسئولیت و پيگيري مسائل مورد علاقه را با دادن مسئوليت به کودکان تشويق کنيد.   ۱۱- براي مهارِ رفتار کودکان، فنون محروم سازي ممکن است تا حدودي مفيد واقع شود. بنابراين رفتارهاي پسنديده را به وضوح تشريح کنيد و پاداش ها و کيفرهاي آنها را بيان نماييد.   ۱۲- فعاليت هاي ساعتي او را در صورت امکان با شرکت کودکي ديگر طراحي کنيد.   ۱۳- از تنبيهات بدني پرهيز کنيد.   ۱۴- علت رفتار پرخاشگرانه وي را بيابيد.   ۱۵- ثبت وقايع روزانه، بازي درماني، بازي هاي جالب، جمله سازي و گوش دادن فعال ممکن است به عنوان کمکي در جهت درک کودکان خشن به کار گرفته شود.   ۱۶- به کودک بفهمانيد که با هر رفتار خشونت آميز، خود را از شما بيشتر دور مي کند.   ۱۷- از کودک پرخاشگر بخواهيد الگوي مطلوبي براي خود بيابد و فهرستي از رفتارهاي الگو را در کوتاه مدت اجرا نمايد.   ۱۸- با کودک قرارداد رفتاري ببنديد تا براي رفتارهاي مطلوبش جايزه دريافت کند و نتيجه اعمال نامطلوبش را ببيند.   الگوهاي پرخاشگري در کودکان   همه جوامع بايد راه هايي را بيابند تا مانع از آن شوند که اعضاي آن به هم آسيب برسانند. همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه اي کنترل مي کنند ولي از لحاظ ارزشي که براي آن قايلند و ميزان محدود کردن آن ، با هم فرق دارند   براي مثال، در ميان قبايل سرخپوست آمريکايي، کومانچي ها و آپانچي ها کودکانشان را جنگجو بار مي آورند و حال آنکه هوپيها وزوني ها به فرزندانشان صلح جويي و رفتار غير پرخاشگرانه مي آموزند. اصولاً در فرهنگ آمريکاي براي پرخاشگري و سرسختي ارزش قايلند.   چرا فرزندم با خشونت رفتار مي كند ؟   نوجوانان خشونت گرا  معمولاٌ قدرت كنترل رفتار خود را ندارند و ، رسوم و اخلاقيات جامعه اي را كه در آن زندگي مي كنند ، زير پا مي گذارند . تحقيقات نشان مي دهد كه پسران بيش از دختران در رفتارهاي خشونت آميز  و پرخاشگرانه خود از نيروي بدني استفاده مي كنند . اما دختران بيشتر متوسل به جدال هاي لفظي  مي شوند . اين گونه افراد معمولاً در ميان گروه به عنوان افرادي گستاخ ، بي تربيت و بي رحم نسبت به اطرافيان و همسالان ، شناخته مي شوند .   علل   ۱- خشونت در قالب پرخاشگري فيزيكي يا لفظي  ممكن است ناشي از ناكامي هاي اساسي باشد يا به دليل وجود مدل هاي پرخاشگرانه در محيط زندگي ( خانه يا مدرسه )  نوجوان ايجاد شود.   ۲- نوجوانان خشن معمولاٌ والديني پرخاشگر دارند كه روش هاي تربيتي آنها بيشتر مبتني بر سخت گيري ، خشونت و تنبيه  بدني است .   ۳- عامل وراثت هم مي تواند در رفتار خشن يك نوجوان نقش داشته باشد كه بيشتر رفتاري اكتسابي و آموخته شده است . تحقيقات  نشان مي دهد كه در اغلب مواقع ، تربيت هاي كارآمد و قوي مي تواند آثار وراثت را تحت پوشش خود قرار دهد .   ۴- نوجواني كه پرتوقع و نازپرورده  بار آمده است و انتظار دارد كه همگان به خواست هاي او احترام بگذارند ، هنگام برآورده نشدن انتظاراتش ، عصباني مي شود و ، به خشونت و پرخاشگري متوسل مي گردد .   ۵– نابساماني هاي خانواده مي تواند از عوامل ديگر ايجاد خشونت در قالب پرخاشگري باشد. مانند غيبت هاي طولاني پدر يا مادر ،  درگيري و اختلاف ،  جدايي و متاركه و محيط هاي زندگي دور از تفاهم و مسالمت .   پيشگيري و درمان   ۱- در دوران بلوغ كه بحران روحي و عاطفي نوجوان را در بر مي گيرد ، بهترين راه براي پيشگيري از خشونت ، مسامحه و سازگاري است. اغماض ، گذشت و ناديده گرفتن رفتارهاي  او همراه  با آرامش ،  در اغلب  مواقع از استمرار و پيشروي خشونت در قالب پرخاشگري هاي فيزيكي  و لفظي جلوگيري مي كند .   ۲- راهنمايي و مشاوره با دانش آموز در خصوص عواقب خشونت و آثار اجتماعي آن و همچنين مشاوره با خانواده دانش آموز درباره كاهش رفتارهايي كه منجر به خشونت نوجوان مي شود ، بسيار مؤثر خواهد بود.   ۳- ايجاد زمينه ي فعاليت هاي مؤثر در خانه و مدرسه براي اشتغال بيشتر نوجوان و تخليه انرژي هاي  جسمي و رواني او در كاهش خشونت  و رفتارهاي پرخاشگرانه بسيار  تأثيرگذار است .   ۴- خودداري مدرسه از به كاربردن روش هاي انضباطي غلط و ايجاد فضاي صميمي تر ميان معلمان و دانش آموزانِ نوجوانِ خشونت گرا ،  به كاهش رفتارهاي خشونت آميز و پرخاشگرانه مي انجامد .   كودكان و خشونت در تلويزيون   تلويزيون مي تواند عامل مؤثري در رشد و تحول سيستمهاي ارزشي ، و شكل دهنده رفتار باشد ؛ ولي متأسفانه بسياري از برنامه هاي تلويزيون مروّج خشونت هستند. با تحقيق در مورد تأثير برنامه هاي خشونت آميز تلويزيون بر كودكان و نوجوانان ، معلوم شده است كه آنها :   ۱-    ترس از خشونت ندارند؛   ۲-    به تدريج مي پذيرند كه خشونت راهي براي حل مشكل است ؛   ۳-    به تقليد خشونت مي پردازند؛   ۴-    ناخودآگاه با شخصيت هاي خاصي چه قربانيان و چه قرباني كنندگان همانند سازي مي كنند. لازم به ذكر است كه همانند سازي ، ناآگاهانه و بسيار خطرناك است ولي الگو برداري آگاهانه است .   مشاهده خشونت در برنامه هاي تلويزيوني باعث پرخاشگري در كودكان مي شود. گاهي اوقات حتي ديدن يك برنامه خشونت آميز مي تواند پرخاشگري را افزايش دهد. كودكاني كه مكرراً نمايشهايي پر از خشونت را تماشا مي كنند و ازاين كار منع هم نمي شوند، به احتمال زياد ، به تقليد آنچه مي بينند مي پردازند.   اثر خشونت تلويزيوني ممكن است فوراً در رفتار يا گفتار كودك نمودار شود و يا سالها بعد خود را نشان دهد. البته خشونت تلويزيوني تنها علت پرخاشگري يا رفتار خشونت آميز نيست ولي از عوامل مهم تلقي مي شود.والدين مي توانند با استفاده از راههاي پيشنهاد شده ي زير كودكان خود را از خشونت مفرط تلويزيوني محافظت كنند.   ۱-    به برنامه هايي كه كودكان مي بينند توجه كنيد و بعضي از آنها را همراه كودك خود ببينيد. چنانچه كودك خود را به هنگام تماشاي برنامه هاي خاص تلويزيوني همراهي كنيد ، مي توانيد سؤالهاي او را بهتر برايش توضيح دهيد و جلوي كج فهمي او را بگيريد.   ۲-    زمان تماشاي برنامه هاي تلويزيوني را محدود كنيد. توجه داشته باشيد كه تلويزيون را نبايد دراتاق خواب بچه ها قرار دهيد. با اين عمل خود باعث مي شويد كه كودك با اثرات منفي برنامه هاي خشونت آميز تلويزيوني ، به خواب نرود ؛ همچنين نظم ساعت خواب و بيداري او مختل نمي شود.   ۳-    به كودكان خود تذكر بدهيد كه اگر چه هنرپيشه حقيقتاً مجروح نشده يا به قتل نرسيده است ، لكن اين گونه خشونتها در دنياي واقعي يا بسيار دردناك است يا منجر به مرگ مي شود.   ۴-    هنگامي كه برنامه هاي خشونت آميز پخش مي شود، يا كانال را عوض كنيد يا تلويزيون را خاموش كنيد. توضيح دهيد كه مشكل آن برنامه چيست و به گونه اي با منطق درخور فهم كودك ، آسيب و ضرر موجود در آن برنامه را توضيح دهيد تا ميل كودك يا اصرار او براي تماشاي اين گونه برنامه ها كاهش يابد.   ۵-    در حضور بچه ها صحنه هاي خشونت آميز را تأييد نكنيد و بگوييد كه بدترين شيوه براي حل يك مشكل، روش خشونت آميز است.   ۶-    تأثير همسن و سالان و دوستان و همكلاسي ها بايد به حداقل برسد. به اين منظور با والدين بچه هاي ديگر تماس بگيريد و در مورد نوع برنامه ها ي تلويزيون و مدت زمان مناسب براي تماشاي تلويزيون توافق كنيد.   والد ين با استفاده از اين روشها مي توانند اثر مخرب تلويزيون را در ديگر حيطه هاي زندگي از قبيل شكل گيري ها و قالب پذيري هاي جنسيتي يا نژادي پيشگيري كنند. مدت تماشاي تلويزيون توسط كودكان ، جدا ازمحتواي آن بايد كم شود چون كودكان را از پرداختن به فعاليت هاي مفيد ديگر از قبيل مطالعه، بازي  با دوستان و رشد و پرورش علائق خود باز مي دارد.   اگر والدين در امر محدود كردن كودكان خود مشكل دارند يا نگراني هايي در باب چگونگي رفتار خود در مقابل واكنش هاي كودك نسبت به برنامه هاي تلويزيوني دارند، مي بايست با يك روان شناس كودك و نوجوان مشاوره كنند و از رهنمودها و تجارب او برخوردار شوند.   بازي‌هاي خشن موجب پرخاشگري كودكان مي‌شود   تحقيقات انجام شده بر روي كودكان و نوجوانان حاكي از آن است كه بازي‌هاي ويديويي خشن، پرخاشگري در كودكان را افزايش مي‌دهد.   تحقيقات انجام شده حاكي از آن است انجام بازي‌هاي كامپيوتري و ويدويي خشونت آميز، پرخاشگري در كودكان و نوجوانان را افزايش مي‌دهد. اين تحقيقات به مدت ۲۰ سال بر روي كودكان و نوجوانان انجام شده است. آزمايشاتي كه بعد از انجام بازي هاي خشونت آميز بر روي كودكان انجام شده است نشان مي‌دهد كه اين افراد بعد از بازي حركات پرخاشگري از خود نشان مي‌دهند. معلمان ۶۰۰ دانش‌اموز ۱۳ تا ۱۵ سال مي‌گويند: دانش‌آموزاني كه وقت بيشتري را براي بازي‌هاي خشونت آميز صرف مي‌كنند بيشتر از دانش‌آموزان ديگر حالت‌هاي خصمانه در بحث‌ها به خود مي‌گيرند. اين نتايج در گردهمايي سالانه انجمن روانشناسي آمريكا مطرح شده است و در اين نشست كارشناسان خواستار كاهش برنامه‌ها و بازي‌هاي خشونت آميز براي كودكان و نوجوانان شده‌اند. همچنين از والدين خواسته‌اند كه براي مراقبت از سلامت كودكان خود بايد بر بازي‌هاي كودكان نظارت بيشتري داشته باشند. بازي‌هاي كامپيوتري و ويديويي تاثيرات بسيار زيادي بر روي كودكان دارند زيرا در اين بازي‌ها كودك خود را قهرمان داستان مي‌بيند و با انجام جنايت و خشونت به پيروزي مي‌رسد.   كودكان ناسزاگو   امروزه‌ بسياري‌ از والدين‌ نگران‌ بددهاني‌ يا بدزباني‌ فرزندانشان هستند و از خود مي ‌پرسند كه‌ آنها اين‌ صحبت ها را چگونه‌ ياد گرفته ‌اند؟ چرا اين‌ اتفاق‌ براي‌ فرزند ما افتاده؟ آيا خودمان‌ مقصر بوده‌ايم؟ جمعي‌ از والدين‌ مي‌ گويند، ما كه‌ اين‌ حرف هاي‌ زشت‌ را بر زبان‌ نمي‌ آوريم، پس‌ چگونه‌ فرزندمان‌ چنين‌ حرف هايي‌ مي‌ زند؟! در نهايت‌ نيز اين‌ سؤال‌ برايشان‌ مطرح‌ است‌ كه‌ چه‌ بايد كرد تا كودك‌ اين‌ عادت‌ ناپسند را ترك‌ كند. در اين‌ نوشتار به‌ علل‌ اصلي‌ بدزباني‌ و راه‌ حل هايي‌ براي‌ رفع‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ است.   علت ها   همان‌ طور كه‌ در بحث هاي‌ گذشته‌ درباره‌ رفتار كودكان‌ متذكر شديم، بسياري‌ از اعمال‌ بچه‌ها از عملكرد والدين‌ نشأت‌ مي‌ گيرد. كودكان‌ رفتارهاي‌ پدر و مادر را به‌ طور ناخودآگاه‌ دروني‌ مي‌ كنند. رفتارهاي‌ درون ‌فكني‌ شده‌ جزو معيارهاي‌ نهادينه ‌شده‌ كودك‌ قرار مي‌ گيرند و سپس‌ او مطابق‌ اين‌ معيارها عمل‌ مي‌ كند؛ به‌ اين‌ فرآيند همانند سازي‌ مي‌ گويند. كودك‌ والدين‌ خود را به‌ عنوان‌ اولين‌ الگوهاي‌ زندگي‌ مي ‌پذيرد و چون‌ به‌ آنها عشق‌ مي‌ ورزد و آنان‌ را سمبل هايي‌ قوي‌ مي ‌داند، رفتار والدين‌ براي‌ او شاخص‌ و الگو قرار مي‌ گيرد.   گاهي‌ بين‌ درون‌ فكني‌ يك‌ رفتار و بروز آن‌ فاصله‌ زماني‌ وجود دارد؛ براي‌ مثال، كودك‌ گفتاري‌ ناپسند را ماهها قبل‌ از زبان‌ پدر يا مادر شنيده، اما برون‌ ريزي‌ آن‌ امروز صورت‌ مي ‌گيرد. اين‌ مدت‌ به‌ تشخيص‌ كودك‌ و شرايط‌ او بستگي‌ دارد كه‌ چه‌ زمان، چگونه‌ و در برابر چه‌ كسي‌ كلام‌ زشت‌ را به‌ كار برد.   در بعضي‌ خانواده‌ها، والدين‌ با فرزندان‌ خود بسيار خصمانه‌ رفتار مي‌ كنند و در عين‌ حال‌ آنان‌ را آزاد مي ‌گذارند. به‌ اين‌ گروه‌ از پدر و مادرها، والدين‌ خصمانه‌ آزاد گذارنده‌ مي ‌گويند؛ آنها خود از حرف هاي‌ زشت‌ استفاده‌ مي ‌كنند و فرزندان‌ نيز آزادند كه‌ اين‌ گونه‌ عبارات‌ را به‌ كار برند. يعني‌ هيچ‌ اقدامي‌ در جهت‌ جلوگيري‌ از اين‌ رفتار به‌ عمل‌ نمي‌ آيد؛ و يا از نظرتربیتی هيچ‌ گونه‌ تدبيري‌ از طرف‌ والدين‌ براي‌ ترك‌ اين‌ عادت‌ در بچه‌ ها صورت‌ نمي‌ گيرد.   ذكر اين‌ نكته‌ ضروري‌ است‌ كه‌ چه‌ والدين‌ حرف هاي‌ زشت‌ را به‌ فرزند خود بگويند و چه‌ در حضور او در برابر فرد ديگري‌ اين‌ گونه‌ گفتار را به‌ كار ببرند، كودك ، آنها را مي‌آموزد و به‌ وقت‌ نياز بر زبان‌ مي‌آورد.   از ديگر علت هاي‌ يادگيري‌ كلام‌ زشت ، ارتباط‌ كودكان‌ با دوستان‌ و با بچه ‌هاي‌ ديگر است. بسياري‌ اوقات‌ كودكان‌ عامل‌ بدزباني‌ يكديگرند. در مهد کودک  ، مدرسه ، كوچه‌ و هر جاي‌ ديگري‌ كه‌ بچه‌ ها فرصت‌ بازی و به ‌خصوص‌ درگيري‌ با هم‌ را پيدا كنند، ممكن‌ است‌ اين‌ بدآموزي‌ صورت‌ بگيرد.   از ديگر عوامل‌ بروز بدزباني‌ در بچه‌ها ، به كارگيري‌ كلام‌ زشت‌ به‌ عنوان‌ اعتراض‌ است. كودك‌ با بر زبان ‌آوردن‌ اين‌ گونه‌ حرف ها اعتراض‌ خود را نشان‌ مي‌دهد؛ اين‌ نوعي‌ رفتار تلافي‌ جويانه‌ است‌ كه‌ بعضي‌ كودكان‌ در پيش‌ مي‌ گيرند. آنها احساس‌ مي‌ كنند، فقط‌ با اداي‌ اين‌ گونه‌ كلمات‌ است‌ كه‌ تخليه‌ مي‌ شوند و مي ‌توانند نارضايتي‌ خود را نشان‌ دهند.   گاهي‌ كه‌ كودك‌ خردسال‌ براي‌ اولين ‌بار از كلمات‌ زشت‌ استفاده‌ مي‌ كند، موجب‌ خنده‌ و مزاح‌ اطرافيان‌ مي‌ شود. اين‌ گونه‌ برخورد از همان‌ ابتدا براي‌ او حكم‌ تشويق‌ به‌ انجام‌ اين‌ رفتار را خواهد داشت‌ و به ‌تدريج‌ به‌ آن‌ عادت‌ مي‌ كند.   در پاره‌اي‌ از موارد نيز كودكان‌ با بر زبان ‌آوردن‌ حرف هاي‌ زشت‌ مي توانند به‌ خواسته‌ هاي‌ خود برسند. بنابراين‌ بدزباني‌ را راهي‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ اهداف‌ خود تلقي‌ مي ‌كنند و در درازمدت‌ جزو رفتار آنان‌ خواهد شد.   راه‌ حل ها   به‌ هفت‌ علت‌ اصلي‌ براي‌ ناسزاگویی ‌ در كودكان‌ اشاره‌ كرديم؛   - يادگيري‌ از طريق‌ والدين‌   - يادگيري‌ از طريق ‌دوستان و بچه‌هاي‌ ديگر   -بد آموزی بوسیله فیلم   - بيان‌ نوعي‌ اعتراض‌   - رسيدن‌ به‌ خواسته‌ ها و اهداف‌   - تشويق ‌شدن‌   - ناکامی‌  و افسردگی.   مسلماً با شناسايي‌ علت‌ رفتار نادرست، مي‌توانيم‌ در رفع‌ آن‌ موفق‌ تر عمل‌ كنيم:   ۱ . چنانچه‌ اين‌ گونه‌ رفتار از والدين‌ سرچشمه‌ گرفته‌ باشد، بايستي‌ والدين‌ به‌ طور جدي‌ آموزش‌ داده‌ شوند تا خود را كنترل‌ كنند و چنين‌ رفتاري‌ را حداقل‌ در حضور فرزند انجام‌ ندهند. در ضمن‌ لازم‌ است‌ به‌ كودك‌ گفته‌ شود كه‌ اين‌ رفتارها درست‌ نيست‌ و اگر هم‌ از والدين‌ سر زده، آنها اشتباه‌ كرده‌اند و ديگر تكرار نخواهد شد. به‌علاوه توصيه‌ مي‌ شود اگر پدر و مادر چنين‌ رفتاري‌ را مرتكب‌ شدند، به‌ اشتباه‌ خود اعتراف‌ كنند و حتي‌ از فرزند عذرخواهي‌ نمايند.   ۲ . اگر دوستان‌ يا بچه ‌هاي‌ ديگر عامل‌ بدزباني‌ كودك‌ باشند، بايستي‌ او را از اين‌ افراد دور كنيم‌ و به‌ جاي‌ آنها دوستان‌ خوب‌ و مؤدب‌ را جايگزين‌ نماييم.   ۳ . در انتخاب‌ فيلم ها دقت‌ كنيم‌ و چنانچه‌ فيلمي‌ مناسب‌ سن‌ كودك‌ نيست، شرايطي‌ فراهم‌ آوريم‌ كه‌ او فيلم‌ را نبيند.   ۴ . به‌ اعتراضات‌ كودك‌ گوش‌ دهيم‌ و دقيقاً توجه‌ كنيم‌ كه‌ او چه‌ مي ‌گويد و نسبت‌ به‌ چه‌ چيز اعتراض‌ دارد. دادن‌ يك‌ كمك‌ فوري‌ به‌ كودك‌ در چنين‌ شرايطي‌ بسيار مهم‌ است. روشهای سختگیرانه والدین، اعتراض‌ شديد فرزند را به‌ همراه‌ دارد.   ۵ . هرگز كودك‌ نبايد به‌ اين‌ وسيله‌ به‌ خواسته ‌اش‌ برسد؛ بلكه‌ بايستي‌ به‌ او فهماند، چنانچه‌ دست‌ از اين‌ نوع‌ رفتار بردارد و حتي‌ از اين بابت عذرخواهي‌ كند، به‌ خواسته‌ اش‌ خواهد رسيد.   ۶ . هرگز با شنيدن‌ حرف هاي‌ زشت‌ كودك‌ به‌ او نخنديم، بلكه‌ اخم‌ كنيم‌ و خود را از وي‌ دور سازيم. با اين‌ روش‌ به‌ او نشان‌ مي‌ دهيم‌ كه‌ رفتار پسنديده‌اي‌ نداشته‌ است.   ۷ . چنانچه‌ فرزند ناکامی‌  و افسردگي‌ دارد، بهتر است‌ فرصتي‌ فراهم‌ كنيم‌ تا او موفقیت  ، شادی و نشاط را تجربه‌ كند. در چنين‌ مواردي‌ بايستي‌ به‌ درمان‌ حالات‌ افسرده ‌وار او بپردازيم.   - علاوه‌ بر توجه‌ به‌ نكات‌ گفته‌ شده، والدين‌ مي ‌توانند با استفاده‌ از روش‌ «يادگيري‌ وسيله ‌اي» ، در جهت‌ رفع‌ عادت‌ بدزباني‌ در كودكان‌ برآيند. به‌ اين‌ ترتيب‌ كه‌ هر وقت‌ كودك‌ رفتار ناپسند از خود نشان‌ نداد، به‌ او جايزه‌اي‌ بدهند و به‌ طور مشخص‌ بگويند «اين‌ پاداش‌ به‌ اين‌ علت‌ بود كه‌ امروز حرف هاي‌ زشت‌ بر زبان‌ نياوردي‌ و بچه‌ مؤدبي‌ بودي…» با اين‌ روش، او مي‌فهمد كه‌ رفتار ناپسند پاداش‌ نمي ‌گيرد، بلكه‌ موجب‌ اخم‌ و قهر والدين‌ است؛ برعكس‌ رفتار مؤدبانه‌ او تشويق‌ و تأييد مي ‌شود.   بد دهنی کودکان   اين مسئله در بسياري مواقع يكي از شكايات و معضلات والدين را در مقابل اطفال تشكيل داده و متأسفانه دربسياري از مواقع خود پدر و مادرها در به وجود آوردن آن نقش داشته اند.   علائم اختلال:   براي شروع بحث ابتدا بايد دانست كه آيا طفل از لحاظ موقعيت دركي در موضعي قرار دارد كه قادر به شناخت خوب و بد و زشت و زيبا بوده باشد و يا صرفاً از روي تقليد در سير رشد كلامي اين الفاظ را به كار مي برد. كلاً شروع شكل گيري انضباط در اطفال از حوالي ۵/۱ سالگي آغاز مي گردد و از آن زمان است كه والدين نقش فعال خويش را در اين زمينه ايفا خواهند نمود. رفتار و حركات و سخن گفتن ناشيانه طفل در اين زمان از هر لحاظ جالب نظر والدين و اطرافيان بوده و موجب مسرت و شادماني آنان مي گردد. در حوالي سنين ۵/۲ ۳ سالگي كه طفل قادر به اداي ۲-۳ كلمه پشت سر هم مي باشد بدترين زمان از لحاظ تقليد برخي كلمات ناهنجار مي باشد كه احياناً در محيط اطراف طفل ادا مي گردد در اين زمان مشكل به دو صورت تكوين خواهد يافت:   اول: آن كه اداي الفاظ ركيك و زشت در فرهنگ خانواده خاصي مرسوم بوده و از قبل مورد تقبيح واقع نگرديده باشد كه در اين صورت طفل با تقليد مستقيم بدين رفتار ناپسند گرايش يافته و آن را در خويش پرورش خواهد داد.   دوم: آن كه برخي وابستگان خانواده مثلاً عمو، دايي و يا حتي خود پدر و مادر لحن كودكانه طفل را مستمسكي جهت تفريح قرار داده و تقليد الفاظ ركيك توسط وي آنان را به خنده و شادي وامي دارد و پرواضح است كه بعدها رفع يك عادت كاملاً مستقر شده و ذهني شده در طفل تا چه اندازه با صعوبت همراه خواهد بود. سپس در زماني كه حدوداً مصادف با ۵-۶ سالگي طفل مي باشد پدر و مادر از اينكه كودك خردسال بدون هيچ گونه ابايي به فحاشي ناسزاگويي مي پردازد ظاهراً دچار تعجب مي گردند در حالي كه توجه به زيربناي موضوع جاي هيچ گونه شگفتي بجا نخواهد گذاشت.   بددهني به صورت علامتي از يك اختلال سلوك:   اختلالات سلوك در اطفال گروهي از اختلال هاي رفتاري آنان را تشكيل مي دهند. نمونه هايي از اين اختلالات شامل دروغ گويي افراطي و آتش افروزي عمدي و فرار از مدرسه مي گردد. چنين كودكاني ممكن است متخاصم، بددهن، گستاخ و بي اعتنا بوده و نسبت به بزرگترها رفتار منفي گرايانه نشان دهند.   ساير موارد شامل:   بددهني در اختلالات شخصيت:   بالاخص در اختلال شخصيت ضد اجتماعي   بددهني در پسيكوزهاي اطفال:   كه به طور خلاصه دسته اي از بيماري هاي جدي رواني را تشكيل داده و بيمار در طي حملات تهاجمي بيماري ممكن است به بددهني و توهين به ساير افراد بپردازد.   بد دهني در عقب افتادگي عقلاني:   وجود رفتار نامتناسب اجتماعي و از جمله پرخاشگري در كودكان دچار عقب ماندگي ذهني موجود و گاه موجب برانگيختن توجه منفي در مراقبين آنان مي گردد. روش هاي پيش گيري از بيماري در بسياري موارد آنچنان كه ذكر گرديد عدم رعايت برخي موازين اخلاقي در خانواده باعث الگوبرداري توسط طفل گرديده و مسلماً با ارشاد اعضاي خانواده مي توان از ايجاد اين عادت زشت جلوگيري نمود. در همين جا بايد به بزرگترها تذكر داد كه هيچگاه ولو به شوخي به ذكر الفاظ ركيك و زشت نزد اطفال اقدام ننموده و اگر هم طفل اين لغات و اصطلاحات را به كار برد به ابراز شادي و خنده نپردازند.   همچنين يكي از نكات شاخص آموزش و پرورش در محيط اجتماعي اطفال و من جمله مدارس تعليم اصول عاليه اخلاقي است كه مانع از تكوين بسياري عادات زشت و من جمله هرزه گويي خواهد گرديد. گنجاندن اين گونه مفاهيم عالي در برنامه رسمي تعليمات مدارس مسلماً مثمر ثمر خواهد بود. درمان هاي اوليه و در دسترس به هر حال هرگاه پدر و مادر مواجه با هرزه گويي در طفل خويش گردند بهترين توصيه آن است كه با نشان دادن رفتاري حاكي از نارضايتي به طفل بفهمانند كه رفتار وي مقبول نظر آنان نمي باشد. اين طرز رفتار بسيار مؤثرتر از تنبيه جسماني طفل بوده و در بسياري موارد موجب ترك عادت مزبور مي گردد.   در چه صورت بايد به پزشك مراجعه نمود؟   با مرور موارد فوق كه تعدادي از علل بددهني در اطفال را شامل مي گردد ملاحظه مي نماييم كه برخي موارد نظير بيماري هاي جدي رواني اطفال نياز به پيگيري و بررسي تحت نظر روانپزشك اطفال خواهند داشت ولي اكثريت موارد آن با رعايت برخي موازين ساده رفتاري و اخلاقي قابل كنترل و پيشگيري خواهند بود

مشاهده متن کامل علت پرخاشگری و بد دهنی کودکان

ارتباط خلاقیت و تخیل در کودکان

تخيل، زمينه خلاقيت در كودكان و ارتباط تخيل با خلاقيت در كودكان:   در دنياي پيچيده كنوني كه شاهد رقابتهاي بسيار فشرده جوامع مختلف براي دستيابي به جديدترين تكنولوژي و منابع قدرت هستيم، افراد تيزهوش و خلاق و صاحبان انديشه نو به مثابه‌ گرانبهاترين سرمايه‌ها، از جايگاه بسيار والا و ارزشمندي برخوردار هستند.‌   امروز جامعه ما بيش از هر زمان به افراد هوشمند و خلاق نياز دارد. هر قدر جهاني كه در آن زندگي مي‌كنيم پيچيده‌تر مي‌شود، نياز به شناسايي و پرورش ذهنهاي خلاّق و آفريننده بيشتر و شديدتر مي‌گردد.   از آن جا كه به نظر غالب روان‌شناسان خلاقيت در سالهاي اول زندگي كودك ظهور مي‌كند و در آغاز با تخيل همراه است، بدون ترديد تخيل از مهمترين عواملي است كه تفكر خلاق را ممكن مي‌سازد. در اين جا سعي مي‌شود به طور اجمالي مسأله تخيل و خلاقيت در كودكان و نوجوانان مورد بررسي قرار گيرد.   پژوهشگران مختلف برداشتهاي متفاوتي از خلاقيت داشته و بالطبع تعاريف متنوعي از آن ارائه كرده‌اند. وجود چنين اختلاف نظري در اين زمينه، ناشي از ماهيت بسيار پيچيده و مركب كنشهاي مغزي است. به نظر بعضي از روان‌شناسان، <خلاقيت تركيبي است از قدرت ابتكار، انعطاف‌پذيري و حساسيت در برابر نظرياتي كه يادگيرنده را قادر مي‌سازد خارج از نتايج تفكر نامعقول به نتايج متفاوت و مولد بينديشد كه حاصل آن رضايت‌ شخصي و احتمالاً خشنودي ديگران خواهد بود>. متداولترين برداشت از خلاقيت را مي‌توان با توليد يا خلق اثر نو و متفاوت ارزيابي كرد، اما بايد به خاطر داشت كه هر خلاقيتي لزوماً منجر به توليد اثر قابل مشاهده نمي‌گردد. به عنوان مثال در عالم تخيل، كودك يا نوجوان چيز نو و متفاوتي را خلق مي‌كند، اما آفرينش ذهني او براي ديگران قابل مشاهده و بالطبع ارزيابي و قضاوت نيست.‌ بنابراين خلاقيت يك فرآيند ذهني است كه در فرد معيني و در يك زمان مشخص ديده مي‌شود فرآيندي كه در نتيجه آن يك اثر جديد اعم از ايده يا چيز نو و متفاوت توليد مي‌شود.   خلاقيت و شخصيت‌   ‌1- برخورداري از قدرت تخيل فوق‌العاده: كودكان خلاق از قدرت تخيل فوق‌العاده‌اي برخوردار هستند.   2- كنجكاوي: كنجكاوي برجسته‌ترين ويژگي كودكان خلاق است.   3- انعطاف‌پذيري: افراد خلاق سرسختي از خود نشان نداده، عمدتاً شخصيت انعطاف‌پذيري دارند.   4 -ابتكار و اصالت: كودكان خلاق در زندگي روزمره، نوآوريهاي بسياري از خود نشان مي‌دهند.‌   ‌5 - سلاست و رواني كلامي: كودكان خلاق از بيان سليس و رواني بهره‌مند هستند.   6- صراحت و قاطعيت: كودكان خلاق، بدون شبهه و تكلف، استوار و صريح هستند.   7-هوشمندي: از نظر هوشي، كودكان خلاق بالاتر از سطح متوسط قرار دارند.   8 - پيرويا همنوا نبودن: كودكان خلاق از نوعي استقلال رفتاري برخوردار هستند و كمتر تمايل به تقليد ساده دارند.   9 - برخورداري از تفكر منطقي: در برخورد با مسائل و حل آنها از تفكري روشن و منطقي بهره‌مند هستند.   10- حساسيت نسبت به نوآوريها: كارهاي نو خيلي زود توجه آنها را به خود جلب مي‌كند.   11-بلندانديشي (برخورداري از افكار فوق‌العاده متفاوت و متعالي)   12- خودانضباطي: كودكان خلاق از نظم خاصي برخوردارند.   13- خوش رويي و شوخ طبعي: كودكان خلاق افرادي خودجوش، خوش‌خلق، صادق و راحت هستند.‌   ‌14- قضاوت مستقل: پيرامون پديده‌هاي مختلف بطور آزاد و مستقل قضاوت مي‌كنند.   15 - مورد سؤال قرار دادن نُرم‌ها و ايده‌هاي موجود: پيوسته از وضع موجود سؤال مي‌كنند.   16 - نياز به استقلال و خودمختاري: دوست دارند آزادانه تلاش كنند.   17 - اعتماد به نفس: كودكان خلاق از اعتماد به نفس،‌ اراده‌ قوي و قدرت رهبري قابل توجهي برخوردارند.   18 - آزادانديشي: افراد خلاق از استقلال راي و انديشه مستقل بهره‌مند هستند.   19- پايداري در فعاليتهاي ذهني: در فعاليتهاي موردعلاقه خودشان سماجت زيادي دارند.‌   ‌20 - تمايل به فعاليتهايي كه موفقيت در آن بستگي به توانمنديهاي فردي دارد.   21-محبوب‌بودن در موقعيتهاي اجتماعي: اين كودكان از نظر اجتماعي رفتاري مطلوب دارند.‌   ‌22-ترجيح دادن بازيها و فعاليتهاي تخيلي به رويدادهاي واقعي: اين كودكان از اوقات فراغت بهترين بهره را مي‌برند.   23- بهره‌گيري از موضوعات و تصورات ذهني متنوع: اين كودكان به فعاليتهاي ذهني، بخصوص مسائل مذهبي و فلسفي علاقه خاص دارند.   24 - متهور بودن: كودكان خلاق از شجاعت خوبي برخوردار هستند و آماده‌اند فعاليتهاي مختلفي را تجربه كنند.   25- سماجت در موضوعات مورد علاقه   26 - پرانرژي بودن: كودكان خلاق بسيار فعال و پرانرژي هستند.   بديهي است هر كودك خلاق لزوماً همه ويژگيهاي فوق‌الذكر را ندارد، اما همه اين ويژگيها در همه كودكان خلاق قابل مشاهده است. آنچه كه مهم است، شناخت و پرورش چنين استعدادهاي برجسته‌اي مي‌باشد و بالطبع در اين كار، بيشترين مسئوليت برعهده اولياء و مربيان است.   تخيل و خلاقيت‌   تخيل نوعي تفكر آزاد است كه ضمن آن ذهن فرد متوجه حل يك مسأله واقعي به گونه‌اي كه در عالم خارج وجود دارد، نمي‌باشد. در تخيل، فرد خارج از قيود و نرمهاي موجود، آزادانه آنچه را كه تمايل دارد در ذهن خود متصور مي‌شود. با بهره‌گيري از تخيل كه ضرورت اساسي خلاقيت است، دنيايي بزرگ و پهناور در مقابل چشمان كودك گشوده مي‌شود و او قادر مي‌گردد آزادانه خيال پردازي كند. ‌   در اين شرايط كودك هرگز خود را محدود و محبوس در حصار واقعيتها و امور مشهود و ملموس نديده، فارغ بال هر آنچه را كه دلش مي‌خواهد تصور مي‌كند.   اشكال مختلف تخيل   همراه با تخيل، خلاقيت در سال‌هاي اول زندگي كودك ظهور مي‌كند و اين فرآيند ذهني ابتدا در بازي‌هاي كودك و سپس در ساير زمينه‌ها و فعاليت‌هاي او قابل مشاهده است. مطالعه انجام شده حاكي از آن است كه اوج خلاقيت در حدود سي سالگي است و پس از آن در همان حد باقي مانده، يا بتدريج كاهش پيدا مي‌كند. لذا توجه به مسأله آفرينش‌هاي ذهني در دوره‌ كودكي، نوجواني و جواني فوق العاده حائز اهميت است. كودكان در سنين مختلف جلوه‌هايي از خلاقيت را از خود نشان مي‌دهند در اين جا سعي مي‌شود به برخي از فعاليت‌ها و بازي‌هاي كودكان درآن تخيل و خلاقيت تواماً ظهور مي‌يابند، اشاره شود. ‌   جان دارپنداري   جان دارپنداري تمايلي است كه ضمن آن كودك سعي مي‌كند به اشياي بي‌جان شعور بدهد. در واقع كودكان خردسال اطلاعات و تجارب زيادي ندارند تا تفاوتي بين اشياي جان‌دار و بي‌جان قائل شوند. ‌كودك تصور مي‌كند همان گونه كه خودش محيط اطراف را درك نموده، با آن ارتباط برقرار مي‌كند، اشياء و پديده‌هاي ديگر نيز همانند او عمل مي‌كنند. خيلي مشكل است كه بگوييم تفكر جان دار پنداري به اين دليل شروع مي‌شود كه كودكان خردسال قادر نيستند تصورات ذهني خود را به زبان بياورند، لذا بايد افكار آنان در عمل به نمايش درآيد. انديشه جان دار پنداري در حدود 2 سالگي شروع شده، در سنين 4 تا 5 سالگي به اوج خود مي‌رسد و پس از آن با سرعت كاهش يافته، در آستانه ورود كودك به مدرسه از بين مي‌رود. مسلماً كودكان سنين كودكستاني و پيش دبستاني، در خانواده از زمينه مساعدي براي تمايل به داشتن انديشه جاندار پنداري برخوردارند.   خانواده كودكان را تشويق مي‌كند كه برنامه‌هاي تلويزيوني، بخصوص برنامه‌هاي كودك را تماشا نمايند، برنامه‌هايي كه در آن اسباب‌بازي‌ها، گلها، حيوانات، ستاره‌ها و اشياي مختلف مثل آدمها رفتار كرده، حرف مي‌زنند. زماني هم پدر و مادر كودكان را از لگد زدن به در و ديوار منع كرده، يا مثلاً مي‌گويند: استكان را پرت نكن، دردش مي‌آيد، جاندار پنداري را در آنها تقويت مي‌كنند. بدون ترديد جاندار پنداري يا حيات بخشي به پديده‌ها يا اشياي بي‌روح، براي كودكان نوعي احساس خوشايند و رضامندي دروني را همراه دارد. جاندارپنداري بازي‌هاي آنها را با نشاط‌تر مي‌كند، بخصوص در دوراني كه كودكان نمي‌توانند با اطرافيان بازي كنند. زماني كه كودك با كسب مهارتهاي اجتماعي مي‌تواند با ديگران ارتباط بيشتري برقرار كند، رغبت او به بازي با اسباب‌بازي كمتر مي‌شود.   جاندارپنداري نه تنها مانعي براي رشد مهارتهاي اجتماعي نيست، بلكه كودك با نشان دادن احساس همدلي و همدردي با اشيايي كه آنها را در تخيل خود جاندار مي‌پندارد، مي‌آموزد كه با ديگران در موقعيت‌هاي مختلف چگونه رفتار كند. وقتي كه كودك با لالايي عروسك خود را مي‌خواباند، ترس او از تنهايي كاهش مي‌يابد.   بازي نمايشي ‌   در بازي نمايشي كه اغلب به بازي ساختگي و قصه گونه معروف است، كودك از اسباب بازي‌ها به جاي آدمها و حيوانات استفاده مي‌كند. بازي نمايشي همانند جاندارپنداري است و به هنگام شروع مدرسه، كودكان رغبت كمتري به اين بازي نشان مي‌دهند. در واقع زماني كه قدرت استدلال كودك بيشتر مي‌شود، گرايش او به بازي هاي ساختگي به حداقل مي‌رسد و تخيل و انديشه‌ خلاق كودك به طرف چيزهاي ديگر سوق مي‌يابد. 1- براي كودك 2 ساله يك قطعه آجر مي‌تواند به جاي عروسك، قطار، ساختمان يا گاو باشد.   2- براي بچه‌ 5 ساله يك قطعه آجر از وسايل ساختمان سازي محسوب مي‌شود و با آن ايستگاه قطار يا ماشين درست مي‌كند.   در بازي‌هاي نمايشي، كودك با خلاقيت خود از هرچيزي استفاده مي‌كند صداي افراد موردنظر را هم از خودش در مي‌آورد.   بازي‌هاي نمايشي كودكان خردسال بيشتر در زمينه ساختن خانه، پختن غذا، خوردن غذا، بچه‌داري، پدر و مادر شدن، تقليد از حيوانات، دكتر و بيمار و پرستار شدن، مسافرت رفتن، ماشين سواري، پليس بازي، آتش‌نشاني، عروسي و نظاير اينهاست. بازي‌هاي نمايشي به كودكان لذت و نشاط رواني مي‌دهد در بازي‌هاي نمايشي، كودكان به شرايط و موقعيت‌هايي كه نيل به آنها در عالم واقعي و زندگي روزمره دشوار است، دست پيدا مي‌كنند. به ديگر سخن در بازي‌هاي نمايشي كودكان با تخيل و خلاقيت‌هاي ذهني به خواسته‌هاو آمال دروني‌شان دست مي‌يابند و احساسات خودشان را تقويت نموده، سازگاري اجتماعي بيشتري پيدا مي‌كنند.   بازي‌هاي سازنده   بازي‌هاي سازنده شكل بسيار مطلوبي از خلاقيت كودكان است. عمدتاً به هنگام ورود به مدرسه علاقه كودكان به بازي‌هاي نمايشي بتدريج كاهش يافته، به بازي‌هاي سازنده بيشتر روي مي‌آورند. البته اين بدان معنا نيست كه بازي‌هاي سازنده با خاتمه يافتن بازي‌هاي نمايشي آغاز مي‌گردد، بلكه بازي‌هاي سازنده خيلي زود و حتي غالباً زودتر از بازي‌هاي نمايشي شروع مي‌شود. يكي از دلايل اين امر كه بازي‌هاي سازنده بخصوص در سنين قبل از دبستان از اشكال بسيار جالب و دوست داشتني خلاقيت مي‌باشد، اين است كه در اين بازي كودك مي‌تواند بدون همبازي مدتها سرگرم بوده، لذت ببرد. در بازي‌هاي نمايشي غالباً كودك نياز به همبازي‌هايي دارد كه بعضي از نقش‌ها را عهده‌دار شوند، مثلاً نقش پدر يا مادر را بازي كنند. گرچه كودكان از عروسك‌ها نيز براي همين منظور بهره‌مي‌گيرند، اما اين بازي‌ها در صورتي لذت بخش‌تر خواهد بود كه كودك لااقل يكي دو نفر همبازي داشته باشد. از متداولترين اشكال بازي سازنده مي‌توان از كشيدن نقاشي و ساختن چيز‌هاي مختلف نام برد. انتخاب موضوع نقاشي يا ساختن چيزهاي مختلف از گل، خمير، آجر، سنگ، كاغذ، تخته و غيره به عوامل گوناگون از جمله قدرت تخيل و خلاقيت كودكان بستگي دارد. كشيدن تصاوير چيزهايي كه كودك به ياد مي‌آورد و يا چيزهايي كه دوست دارد، بيانگر ذهن خلاق اوست. بازي‌هاي سازنده قدرت تخيل و خلاقيت كودك را تقويت نموده، موجبات بهداشت رواني و لذت حياتي او را فراهم مي‌كند.   همبازي‌هاي تخيلي   دوست يا همبازي تخيلي مي‌تواند، يك شخص، يك حيوان و يا چيزي باشد كه كودك در ذهن خود خلق كرده، تا همدم و همبازي او باشد. در بسياري از بازيها، كودك دوست دارد كه يك همبازي داشته باشد تا از بازي لذت بيشتري ببرد. زماني كه كودك همبازي دلخواه ندارد، در مخيله خود يك همبازي تخيلي بوجود مي‌آورد. در شرايطي نيز كه كودك تجارب ناخوشايندي از بازي كردن با ساير كودكان دارد و يا اين كه به لحاظ كمرويي فوق العاده قدرت برقراري ارتباط با ديگران را ندارد، همبازي تخيلي را به همبازي واقعي ترجيح مي‌دهد. غالباً دوستان تخيلي بچه‌ها، كودكاني هستند همجنس و همسن و سال خودشان كه براي آنها اسم‌هايي هم تعيين مي‌كنند. ويژگي دوست يا همبازي تخيلي اين است كه هر وقت كودك بخواهد حاضر است. همبازي تخيلي كاملاً مطيع كودك است، هر چه او بخواهد انجام مي‌دهد و هر زمان كه اراده كند حضور دارد. همبازي‌هاي تخيلي در نزد كودكان فوق‌العاده تيز هوش، بيشتر از كودكاني است كه از نظر هوشي در حد متوسط قرار دارند. در واقع داشتن يك همبازي تخيلي، خود نشانه‌اي از قدرت خلاقيت كودك است و به همين دليل براي كودكان عقب مانده ذهني، اين مسأله نمي‌تواند مورد چنداني داشته باشد. از سوي ديگر براي كودكاني كه از نظر ذهني فوق‌العاده برجسته هستند، معمولاً يافتن همبازي‌هايي كه وجوه مشتركي با آنها داشته باشند، بسيار دشوار است؛ اما در هر حال بايد توجه داشت كه برخورداري از دوستان تخيلي نمي‌تواند راه حل مناسبي براي رفع تنهايي كودكان باشد. همچنين بايد به كودكاني كه اشتياق بيشتري براي داشتن دوستان تخيلي دارند كمك كرد تا در زمينه كسب مهارت‌هاي اجتماعي، برقراري ارتباط دوستانه و بازي با همسالان توفيق بيشتري داشته باشند. *زهرا حيدري - دانشجوي فوق‌ليسانس فلسفه آموزش و پرورش، كارشناس توانبخشي آموزش و پرورش استثنايي‌ به نقل از روزنامه اطلاعات   ارتباط تخيل با خلاقيت در كودكان:   بخش دوم‌:   ‌اشاره:در بخش نخست اين مقاله ضمن تعريفي از تخيل و خلا‌قيت ، خلا‌قيت و شخصيت،تخيل و خلا‌قيت،اشكال مختلف تخيل ،نقش بازيهاي سازنده به عنوان شكل بسيار مطلوب خلا‌قيت در كودكان و همبازيهاي تخيلي اشاره شد اينك ادامه مطلب را مي خوانيم:       خيالبافي   خيالبافي شكل ديگري از بازي ذهني است كه در آن كودك خودش را در عالم خيال رها مي‌كند. در اين بازي ذهني كودك خود را به گونه‌اي مي‌پندارد كه دوست دارد. اگر خيالبافي كودكان كه عمدتاً موضوعات آن از رسانه‌هاي جمعي، راديو، تلويزيون و سينما سرچشمه مي‌گيرد، كنترل نشود مي‌تواند خطرناك باشد.       دروغ‌هاي عجيب و غريب (تخيلي)   يكي ديگر از جلوه‌هاي بسيار متداول خلاقيت در ميان كودكان، گفتن دروغ‌هاي عجيب و غريب يا به اصطلاح دروغ‌هاي شاخ دار است. بديهي است اين نوع دروغ‌ها با دروغ گفتن آدمهاي بزرگسال كاملاً متمايز و متفاوت است.   در اين جا كودك هرگز نيت تقلب، كتمان حقيقت يا فريب ديگران را ندارد و به آنچه كه مي‌گويد واقعاً و بروشني باور دارد.   بسياري از اين قبيل دروغ‌هاي بچگانه‌ و باور نكردني، از خيالبافي سرچشمه مي‌گيرد. در عالم خيال كودك خودش را در هر موضعي كه تمايل دارد، قرار مي‌دهد و به لحاظ لذتي كه از اين حالت مي‌برد بسيار مشتاق است تصورات او در عالم واقع نيز رخ دهد، لذا آنچه را كه مي‌خواهد باشد به زبان مي‌آورد و نه آنچه را كه واقعاً هست!   اين نوع دروغ‌هاي تخيلي در سنين 4 و 5 سالگي به اوج رسيده، بتدريج همراه با رشد ذهني كودك و گسترده شدن دامنه اطلاعات وي بطور قابل ملاحظه‌اي كاهش مي‌يابد و بندرت پس از ورود به مدرسه قابل مشاهده است. در هر حال واكنش بزرگسالان نسبت به اين رفتار كودكان كه بسيار مهم و نشاني از قدرت تخيل و خلاقيت آنهاست، هرگز نبايد تنبيه گرانه باشد، و هيچ وقت نيز نبايد دروغ‌هاي تخيلي كودكان را حمل بر نيت سوء آنها كرد. ‌       تخيل و زمينه‌هاي شكوفايي خلاقيتها   عوامل متعددي در رشد خلاقيت كودكان مؤثر است و بدون شك خانواده مهمترين نقش را در كنترل و هدايت تخيل و ظهور خلاقيت‌ها دارد.   اگر خانواده‌ها فرصت‌هاي لازم را براي سؤال كردن، كنجكاوي و كشف محيط به كودكان بدهند و هرگز آنان را تنبيه و تهديد نكنند، زمينه رشد خلاقيت فراهم مي‌گردد. تنبيه و تهديدهاي مكرر آفت خلاقيت‌هاي ذهني است و بچه‌هاي خلاق نياز به آرامش رواني، اطمينان خاطر و اعتماد به نفس قوي دارند.   اگر خانواده‌اي خيال پردازي كودكان را درست نمي‌داند و غالباً كودك را به خاطر خيال پردازي‌هايش سرزنش مي‌كند، در واقع خلاقيت او را محدود مي‌سازد، در حالي كه از خانواده‌ انتظار مي‌رود با تشويق و تأييد رفتار كودك و فراهم آوردن زمينه‌هاي مساعد و تدارك لوازم بازي‌هاي دلخواه او كه مجموعاً بسيار ساده هستند، قدرت تخيل و خلاقيت كودك را تقويت كند.   در كنار خانواده، مدرسه نيز نقش بسيار مهمي در شكوفايي خلاقيت‌هاي كودكان دارد. سن ورود به مدرسه، سن بسيار بحراني و حساس در ارتباط با خلاقيت‌هاي ذهني است. عواملي همچون تكاليف زياد، تأكيد بر محفوظات، اجراي برنامه‌هاي هماهنگ و انتظار رفتارهاي يكسان از دانش آموزان، عدم توجه به تفاوت‌هاي فردي، وجود كلاس‌هاي پرجمعيت، اعمال انضباط و مقررات فوق‌العاده شديد، تشويق به كسب نمرات بالا و ايجاد جو قوي رقابت‌هاي فردي براي ممتاز شدن، و سرانجام عدم شناخت يا بي‌توجهي به ويژگي‌هاي كودكان خلاق، سبب مي‌شود كه قدرت خلاقيت آنان بتدريج كاهش يابد.   به عبارت ديگر وقتي كه كودك مجبور شود نرم‌هاي موجود را بپذيرد و رفتارهايش را مطابق خواست‌ها و معيارهاي مدرسه سازگار نمايد و يا بناگزير از رفتارهاي همسالان پيروي كند (بخصوص در سنين 10-8 سالگي)، خلاقيت‌هاي او كمتر مي‌شود.   به همراه خانه و مدرسه، رسانه‌هاي جمعي، بخصوص تلويزيون بيشترين نقش را در چگونگي پرورش تخيل و شكوفايي خلاقيت عهده‌دار است، زيرا آنچه كه تفكر كودكان و نوجوانان را خلاق مي‌سازد، قدرت تخيل، رهايي از جمود فكري و فراهم بودن محرك‌هاي حسي و ارائه اطلاعات جديد به آنهاست.   زماني كه در خانواده‌ها به دليل عديده از جمله عدم شناخت كافي اغلب اولياء از اهميت و حساسيت پديده تخيل و خلاقيت و فقدان برنامه‌هاي تربيتي جامع در پرورش استعدادهاي كودكان و بالطبع وجود بازخوردهاي ابهام آميز نسبت به اشكال مختلف تخيل و خلاقيت و فقدان برنامه‌هاي تربيتي جامع در پرورش استعدادهاي كودكان، زمينه مطلوب پرورش خلاقيت فراهم نمي‌گردد، ناگزير بيشترين نقش و مسئوليت متوجه صدا و سيما، به عنوان كانون مؤثرترين و پايدارترين يادگيري‌ها و مهمترين عامل در احياء و پرورش خلاقيت است. (يادگيري مشاهده‌اي)       نتيجه‌گيري   بايد تلاش شود كه خلاقيت‌هاي بالقوه در نزد كودكان و نوجوانان شناسايي شده، فرصت‌هاي لازم براي رشد و توسعه آن فراهم گردد. در نيل به اين هدف نيز بها دادن به تخيل كودكان و حساس بودن نسبت به آن فوق‌العاده مهم است.   در حقيقت تخيل در رشد و توسعه تكنولوژي جديد نقش بسيار مهمي دارد. اگر تخيل و آگاهي با هم توام شوند، زمينه خلاقيت و نوآوري‌ها به معناي دقيق آن فراهم مي‌گردد، به شرط آن كه بتوانيم به تخيل شكل داده، آن را پرورش دهيم.   اين كه تخيل و پديده خلاقيت در كودكان امري است همگاني و در نزد بزرگسالان بندرت مشاهده مي‌شود، بيانگر مسئوليت خطير مربيان، صاحب‌نظران تعليم و تربيت و فرهنگ جامعه در پرداختن به اين مهم و ارائه طريق براي احياء و توسعه خلاقيت‌ها در جامعه است. مهمترين وظيفه و رسالت پدران و مادران در ارتباط با پرورش قدرت تخيل كودكان، ارائه اطلاعات لازم و مفيد و همراه نمودن فعاليت تخيلي كودكان با شناخت و آگاهي و فعاليت‌هاي تجربي است. مسلماً از كودكاني كه صرفاً غرق در تخيل شده، از واقعيات زندگي دور مي‌مانند و تمايل به گوشه‌گيري و انزوا دارند، نمي‌توان تفكر خلاق و مولد انتظار داشت. بنابراين، ارزشمندي تخيل در هدايت و پرورش آن است.       تهيه و تدوين:   زهرا حيدري - دانشجوي فوق‌ليسانس فلسفه آموزش و پرورش، كارشناس توانبخشي آموزش و پرورش استثنايي   منابع:‌   - افروز، غلامعلي (1372)، روان شناسي و تربيت كودكان و نوجوانان، چاپ چهارم، انتشارات انجمن اولياء و مربيان جمهوري اسلامي ايران   ‌- شريعتمداري، علي(1369)، روان شناسي تربيتي، چاپ چهارم، انتشارات اميركبير(ص11-409)به نقل از روزنامه اطلاعات

مشاهده متن کامل ارتباط خلاقیت و تخیل در کودکان

چرا فرزندانمان نا فرمانی می کنند؟

نافرمانی در کودکان چرا كودكان پیش‌دبستانی از والدین خود فرمان نمی‌برند ؟   كودك دبستانی شما به لطف خدا از مرحله‌ی جیغ و داد و دعوا گذشته است. ولی هنوز هم نمی‌توان گفت فرمان‌بردار است. در واقع، وقتی برای شام صدایش می‌كنید از آمدن خودداری می‌كند، درخواست شما را برای برداشتن جوراب‌هایش نادیده می‌گیرد، و هرگاه از او می‌خواهید زباله‌ها را بیرون ببرد با یك "برای چی؟" جدی و مطمئن پاسخ‌تان را می‌دهد.   شاید از خود بپرسید «پس چه اتفاقی داره می‌افته ؟»، «من در تربیت بچه‌م قاصر بودم، یا اون فقط می‌خواد حال منو بگیره ؟»   باور بكنید به احتمال زیاد هیچ اشتباهی در كارتان نیست. گرچه ناامیدكننده، ولی عادی ست كه كودك دبستانی خط قرمز‌ها و انتظارات والدین را امتحان كند. به گفته ی سوزان آیرز دنهام، استاد روان‌شناسی در دانشگاه جورج میسون درفیرفاكسِ ویرجینیا، در دوران حاضر «نافرمانی یافتن راهی برای قبولاندن حقوق خود به دیگران است».   وقتی كودك دبستانی شما به بلوغ نزدیك‌تر می‌شود و چیزهای بیشتری از دنیای اطراف خویش می‌آموزد، عقاید خود را در مورد روابط و قواعد شكل می‌دهد (یا عقاید دیگران را می‌پذیرد). پس اگر تلاش می‌كند كه با مقاومت در برابر شما و راهنمایی‌های «احمقانه‌تان» حرف خود را به كرسی بنشاند، تعجب نكنید. گرچه، برخلاف كودكان كم‌سن‌تر، اگر از فرزند بالغ‌ پرخاش‌گر خود بخواهید كاری را كه دوست ندارد انجام دهد، احتمالا عصبانی نخواهد شد. ولی ممكن است وانمود كند كه نشنیده است، یا بسیار آهسته و یواش به درخواست شما پاسخ دهد. («منظورت این بود . . . كه اون جورابا رو امروز بردارم ؟»)   برای مقابله با نافرمانی چكار می‌توان كرد ؟   دركشان كنید. وقتی از كودك خود می‌خواهید برای ناهار بیاید و او فریاد می‌زند كه «الان نه!» و اگر دوباره خواستید كه به هر حال بیاید و عصبانی شد، خود را جای او بگذارید. اگر در حال اسكیت بازی كردن با دوستان‌اش است، بگویید كه می‌دانید تركِ بازی كار سختی‌ست ولی غذا آماده شده است.   این كار برای این است كه به او نشان دهید، علی‌رغم اینكه جزئی از مشكل بوده‌اید، ولی در واقع طرف او هستید. سعی كنید عصبانی نشوید (حتی اگر همسایه‌ها سرگرم تماشای این نمایش بین شما و كودك دبستانی‌تان باشند). مهربان و درعین حال درخصوص ضرورت آمدنش مصر باشید.   حد و حدودی مشخص كنید. كودكان دبستانی نیازمند – و حتی خواهان- محدودیت هستند، پس این محدودیت‌ها را وضع كنید  و مطمئن شوید كه فرزندتان از آنها اطلاع دارد. حد و حدود را گوشزد كنید، «اجازه نداری بدون اجازه از تلفن استفاده كنی»، یا «یه بار كه بهت گفتم باید بیای».   اگر فرزندتان (مثل هر بچه دیگری) در اطاعت از این حدود مشكل دارد، روی راه‌حل‌ها كار كنید. در مورد وضعیت پیش‌آمده صحبت كنید و سعی كنید كه به عمق مسئله‌ی نافرمانی فرزندتان راه یابید.   شاید به این دلیل از انجام دادن تكالیف خانه خودداری می‌كند كه در ریاضیات مشكل دارد. در این شرایط، یك بازی رایانه‌ای ریاضی یا چند جلسه‌ی تقویتی با برادر یا خواهر بزرگتر موثر خواهد بود. یا به این خاطر از پذیرش درخواست شما مبنی بر رفتن برای ناهار یا چیز دیگر سر باز می‌زند كه به اندازه كافی وقت بیرون رفتن ندارد. اگر بداند كه شما نیز به همراه او در پی یافتن راهی برای حل مشكل هستید، میزان نافرمانی خود را كاهش خواهد داد.   اخلاق و رفتار خوب را تقویت كنید. با این كه تنبیه زبانی به هنگام نافرمانی فزرندتان وسوسه‌كننده است، توصیه می‌كنیم كه زبان خود را نگه دارید. به گفته‌ی جین نلسون، نویسنده‌ی سری كتاب‌های «انضباط مثبت»، "وقتی رفتار بدی از كودك سر می‌زند، بلافاصله خود احساس بدی خواهد داشت. این فكر از كجا آمده است كه برای بهبود رفتار كودكان، باید ابتدا كاری كنیم كه احساس بدتری نسبت به خود داشته باشند ؟» در واقع این كار تنها به رفتاری منفی‌تر خواهد انجامید.   در عوض، سعی كنید وقتی فرزندتان كار خوبی انجام می‌دهد، او را تشویق كنید. به یاد داشته باشید، تادیب كودك دبستانی‌تان به معنای كنترل وی نیست – به جای آن به او بیاموزید كه خود را كنترل كند. تنبیه ممكن است او را به خوب رفتار كردن وادارد، ولی تنها از روی ترس است. بهتر است كه او كار خوب را با میل خودش انجام دهد چون این‌كار روز را برای او خوشایند‌تر می كند و احساس خوبی در او ایجاد می‌كند.   معذلك به كودك خود بفهمانید كه وقتی قانونی را زیرپا می‌گذارد، پیامدهایی خواهد داشت. به جای تنبیه، منطقی و روراست باشید: «اگه تو خونه با توپ فوتبال بازی كنی، مجبورم بذارمش تو گاراژ و دیگه بهت ندمش».   از بهانه‌ها استفاده‌ی مثبت كنید. وقتی كودك دبستانی شما به خاطر اینكه چیزی یا كاری مطابق میل‌اش نبوده، در آستانه‌ی عصبانی شدن قرار می‌گیرد، به او كمك كنید تا خونسردی خود را بازیابد.

مشاهده متن کامل چرا فرزندانمان نا فرمانی می کنند؟

چگونه می‌توان فکر کردن را به کودکان ‌آموخت؟

معمولا معلمان معترض هستند که یاد دادن یکسری اطلاعات خشک و بی‌روح به بچه‌ها و یادآوری آن در امتحانات بسیار سهل الوصول‌تر است از اینکه به آنها یاد دهیم که چگونه فکر کنند. آیا می‌توان اندیشیدن را به کودکان آموخت؟ تحقیقات می‌گوید: «بله». بخشی از تفکر ، از تجربه نشات می‌گیرد، بنابراین برای اینکه بچه‌ها یاد بگیرند چطور فکر کنند (که شامل چگونگی ارزیابی آنها از موقعیت ، چگونگی توجه آنها بر مهمترین جنبه‌ها ، نحوه تصمیم‌گیری برای انجام کار و چگونگی ادامه کار می‌شود) ، نیاز به تجربه دارند.

چگونه می‌شود بستر مناسب برای تجربه کودکان را فراهم آورد؟

مهارت‌های فکر کردن درباره فعالیت‌های روزانه در مدرسه یا خانه را باید به کودکان و نوجوانان آموخت. این کار می‌تواند بسیار ساده آغاز شود. از خردسال‌ها سوالات با انتهای باز بپرسید که با آیا ، چرا و چطور شروع می‌شوند و درحالی که سوالات را برایشان می‌خوانید آنها را تشویق کنید مهارت‌های کلامی خود را بهبود بخشند، این سوالات پرسشی ، می‌تواند کمک کند تا کودکان چگونه فکر کردن را یاد بگیرند. همین روش به کودکان سنین بالاتر هم می‌تواند کمک کند.

مرتب کردن اطلاعات و مقایسه آنها

از کودکان بخواهید اطلاعات را باهم جفت و جور کرده و داده‌های جدید را با آنچه از قبل می‌دانستند، مقایسه کنند. این کار به آنها کمک می‌کند یاد بگیرند، ارتباط بین لغات یا مفاهیم را بشناسند و دریابند دو موضوع در چه نکاتی و مواردی باهم اشتراک و در چه مواردی با هم تفاوت دارند. دانش‌آموزان می‌توانند از طبقه‌بندی کردن اشیا استفاده کنند که به آنها در یادآوری بهتر مطلب و اندوخته‌های ذهنی‌شان کمک کند. عملکرد تفکر انتقادی را که توانایی ارزیابی کردن اطلاعات است، به بچه‌ها بیاموزید. به آنها بیاموزید تا درباره هر چیزی که می‌شنوند یا می‌خواهند که به دست بیاورند چهار پرسش بپرسند.
  • آیا آن چیز جالب و درخور شایسته است؟
  • دانستن اطلاعاتی راجع به آن چیز می‌تواند جزء اطلاعاتی قرار گیرد که اطلاعات عمومی به شمار می‌آید مثلا آب ترکیب شده است از اکسیژن و هیدروژن.
  • اگر جزء اطلاعات عمومی قرار نمی‌گیرد، دلیل خاص بودن آن چیست و چرا کودک میل دارد راجع به آن نکاتی را بداند. اگر دلیلی دارد، آیا دلیل معتبر هست یا خیر؟ اگر نیست، بچه‌ها باید یادبگیرند که تلاشی برای درک و دانستن اطلاعاتی که به دردشان نمی‌خورد یا آن را دوست ندارند، نکنند. به بچه‌ها نشان دهید چطور به یک مسأله نزدیک شوند: الف : کودکان نیاز دارند تشخیص دهند چه چیزهایی را می‌دانند، چه چیزهایی را نمی‌دانند و باید چه کاری انجام دهند،ب : سپس آنها می‌توانند نقشه‌ای را برای حل مساله طراحی کنند. پ: نقشه‌ای را ارزیابی کنند و تصمیم بگیرند که آیا موثر هست یا خیر؟

راهنمای تصورات دهنی

از راهنمای تصورات دهنی و تصویر یک حادثه یا تجربه استفاده کنید. تخیلات حسی به ما کمک می‌کنند که اطلاعات را در حافظه بلندمدت ذخیره کنیم. هر چه از ظرفیت بیشتر حواسمان استفاده کنیم، بهتر است. به این ترتیب ممکن است از بچه‌ها خواسته شود در حین خواندن داستان‌هایی درباره صحرا ، آن را ببینند، شن‌های آنجا را لمس کنند، به صدای باد گوش دهند و گرما و تشنگی را احساس کنند. این رویکرد از جزئیات و حواشی استفاده می‌کند.

تفکر فراتر از آموخته‌ها

به بچه‌ها یاد دهید فراتر از آنچه یادگرفته‌اند، فکر کنند. ممکن است از بچه‌ها خواسته شود در حین مطالعه انقلاب آمریکا بگویند سربازان در دوره «فورگ» چه احساسی داشتند؟ چه لباسی پوشیده بودند؟ تصور کنید شما در آن موقعیت قرار گرفته‌اید، نامه‌ای به خانواده خود بنویسید.

ترغیب به نوشتن

کودکان را به نوشتن ترغیب کنید. زیرا وقتی افکار را بخواهیم بر روی کاغذ بیاوریم، ناچار باید آنها را مرتب کنیم. طرح‌هایی که بچه‌ها می‌توانند از آن لذت برده و چیزهایی از آن بیاموزند. از جمله نگهداری یک مجله ، ارایه یک بحث به یکی از والدین (برای افزایش پول توجیبی یا خرید یک چیز خاص یا یک حق) یا نوشتن نام به یک شخص مشهور.

خلاقیت را برانگیزید.

از بچه‌ها بخواهید اطلاعات تازه‌ای را خلق کنند یا بسازند. مثلا یک وسیله خنگی برای یکی از کارهای سخت خانگی درست کنند. طرح‌های خلاق پیشنهاد کنید. مثل نوشتن یک شعر یا طراحی یک تصویر. بچه‌ها را تشویق کنید. نسخه دست اول تهیه کنند تا بعد آن را چاپ کنند.

ابزار اساسی کار

  • به کودکان ابزار اساسی کار را بدهید و به آنها یاد دهید چطور و چه وقت آنها را به کار ببرند، مثل خواندن نقشه ، انجام محاسبات و کاربرد ذره بین.
  • بچه‌ها را تشویق کنید اهداف را مرتب کنند و یک چارچوب زمانی برای آنها مشخص کنند و سپس آنها را یادداشت کنند. به این ترتیب می‌توانند پیشرفت خود را ببینند.

نکته یابی

  • کودکان را یاری دهید تا بیاموزند چطور مهمترین نکات آنچه را که می‌خوانند، می‌بینند یا می‌شنوند را پیدا کنند.
منبع: roshd.ir

مشاهده متن کامل چگونه می‌توان فکر کردن را به کودکان ‌آموخت؟

اقداماتی برای کمک کردن به کودکتان برای دوست یابی

همه مادرها دوست دارند که کودکشان تعدادی دوست داشته باشد، اما آن ها در این سن از قدرت اجتماعی بالایی برخوردار نیستند، به این دلیل که هنوز در حال توسعه مهارت های زبانی خود هستند، و حتی با کسی در قدو قواره خودشان هم  به درستی نمی توانند مکالمه بکنند. به علاوه آنها در حالت "بازی های موازی" قرار دارند، که بدین معنی است که آنها تا سن 2 سالگی در کنار هم بازی می کنند، ولی تعاملی با یکدیگر ندارند، که این هم روشی برای یافتن دوست به حساب نمی آید. شما چطور می توانید به او کمک کنید؟ شما باید او را در مسیر دوستی هدایت کنید. در اینجا 5 قدم برای کمک کردن به کودکتان برای دوست یابی معرفی شده است: به آرامی شروع کنید جمع کردن تعداد زیادی از بچه ها می تواند خیلی شلوغ و خسته کننده باشد، برای این کار می توانید زمان هایی را برای بازی او با تنها یکی از بچه های دیگر مشخص کنید. با همراه کردن کودک خود با سایر بچه ها شما به تدریج می توانید انرژی و ارتباطاتی که او می تواند از این زمان های بازی، به جای بازی در محیطی با همبازی های پر سر و صدا بدست بیاورد را تسهیل کنید. سعی کنید زمان یک و یا حداکثر 2 ساعت را برای بازی او اختصاص دهید، زیرا بچه ها در این سن خیلی زود خسته می شوند. بهترین زمان برای این کار صبح می باشد، که کودک شما خلق و خوی خوبی دارد و شکم او سیر است!  در میان همه جستجو کنید بچه هایی را که اکنون در ذهنتان دارید، جستجو کنید، (کودک شما ممکن است با کودکانی که آشنایی قبلی دارد، کمی گرمتر برخورد کند) کودکانی که در آپارتمان یا بلوک شما هستند، و یا آنهای که به طور مرتب در پارک میبینید می توانند موارد خوبی باشند. اگر در گروه موسیقی کودکان ،فرزند شما به کودک دیگری جذب می شود و یا کودکانی که علاقه مندی های خود را با فرزند شما تقسیم می کنند، که این علاقه مندی می تواند نقاشی، خمیر بازی، کامیون بازی یا خاله بازی باشد، می توانید آن ها را نیز در نظر بگیرید. وارد ماجرا شوید از آنجاییکه بیشتر کودکان نوپا به صورت خودجوش جذب این گونه زمان های بازی نمی شوند، نیاز است که شما نیز به همراه مادر دوست فرزندتان در کنار آن دو بنشینید و 4 نفره بازی کنید. با مادر او گپ و گفت و گو کنید، تا کودکتان بشنود و صدای دوستانه شما را تقلید کند. کودکتان همچنین از شما مدلی را برای رفتار در این گونه زمان ها یاد میگیرد تا تقاضای خود برای اسباب بازی یا برای مثال تقسیم کردن خوراکی را بیان کند. همیشه آماده برخوردها یا دعواهای آن دو با هم باشید!  عادلانه رفتار کنید بچه ها معمولاً اسباب بازی های خود را به یکدیگر قرض نمی دهند، به همین دلیل شما باید تعداد کافی از ماشین های بازی، لباس های صورتی، و رنگ ها و کاغذهای نقاشی را برای آنها فراهم کنید، یا با یک تیر چند نشان بزنید و او را به به زمین بازی ببرید که انواع وسایل بازی مانند چرخ و فلک و .. در آن وجود دارد. اسباب بازی هایی با ابعاد بزرگ نیز برای کودک در این سن جذاب به نظر می رسد.  انتظارات بیش از حد ممنوع! تحمیل داشتن روابط اجتماعی ممکن است با بی میلی یا مخالفت کودکتان مواجه شود. بنابراین او را تحت فشار نگذارید و اگر فایده ای در آن نمی بینید، مدت زمان بازی را کاهش دهید. به خاطر داشته باشید که شما نمی توانید داشتن رابطه را به فرزند خود تحمیل کنید، بیشترین کاری که می توانید انجام دهید، این است که بذری را بکارید و از آن تا زمان شکوفایی مراقبت کنید، درست در آن هنگام ، کودک شما بازی های کودکانه را بیشتر درک کرده، و برایش سرگرم کننده تر خواهد بود. منبع:ninisite.com

مشاهده متن کامل اقداماتی برای کمک کردن به کودکتان برای دوست یابی

آیا کودک شما حسود است؟

پدر و مادرهاي بسياري هستند كه كودكان حسود دارند و اگر اين نوشتار را بخوانند چند راهكار ساده براي حل اين مشكل ياد مي‌گيرند. يك آمار جالب توجه جهاني مي‌گويد كه تمامي‌کودکان درصدي از حسادت را نسبت به خواهر، برادر يا کودکان دیگر تجربه می‌کنند. در عين حال روانپزشكان معتقدند والدين بايد حسادت كودك را به عنوان احساس طبیعی کنترل کنند زيرا اگر کودک خودش را با كوچولوهاي اطراف خود مقایسه کند به مشکلاتی دچار خواهد شد. كنترل حسادت كودك به او احساس بهتری خواهد داد و می‌تواند روابط اجتماعی بهتری هنگام برخورد با دیگر کودکان داشته باشد. از سوي ديگر كنترل نشدن چنين احساساتي باعث سرخوردگی و ناراحتی او مي‌شود و روابط كودك با همسالانش را از حالت عادي خارج مي‌كند. اگر دوست داريد به عنوان پدر يا مادر بتوانيد حسادت كودك را راحت‌تر كنترل كنيد و احتمال آسیب رساندن به خودش و دیگران را كاهش دهيد از روش‌های زیر بهره بگيريد.  به احساس كودك توجه ‌کنید وقتی کودک مي‌بیند كه احساسات او را نمي‌شناسید و درخواست او براي شما مهم نيست سعي مي‌كند كاري كند كه به او توجه کنید. اگر بازهم ناموفق بماند كارهاي بدتري مي‌كند و به عنوان نمونه بلندتر فرياد می‌زند. بايد به کودک بفهمانيد که احساس او براي شما خيلي اهمیت دارد. اگر به عوض كردن لباس‌هاي برادر كوچكش توسط شما يا بازي شما با اين رقيب كوچولو حسادت مي‌كند بايد به او بفهمانيد كه اگر صبر کند به او هم در همين زمينه کمک خواهيد كرد يا اينكه با او بیشتر بازی خواهيد كرد. حتي اگر سه نفري بازي كرديد و او به رقيب كوچكش باخت هم بايد به او بگویید كه مطمئن هستيد می‌تواند در نوبت بعدي بازي برنده شود.  او هم موفق مي‌شود کودکان خیلی زود خودشان را با ديگران مقايسه مي‌كنند و به اين نتیجه می‌رسند که توانایی خوبی در یک فعالیت خاص ندارند و ممكن است نااميد شوند. در چنين شرايطي وظيفه پدر و مادر ايجاد توازن بين داشته‌ها و نداشته‌هاي اوست تا مانع از حسادت ورزيدن كودك به همسالان شود. علاقه‌مندي به نقاشی يا فوتبال را مثال مي‌زنيم. اگر كوچولوي شما اندكي ضعيف است و مي‌خواهد اين قبيل كارهاي خاص را كنار بگذارد با او صحبت كنيد تا بفهمد كه قرار نيست بهترين نقاش يا بهترين فوتباليست ايران باشد. همين كه چنين هنري دارد كافي است و خيلي از همسالان او هستند كه از چنين هنري بي‌بهره‌اند و به او حسادت می‌کنند. با او تمرين كنيد و با تشويق مداوم فرزندتان را به نقطه مطلوب رسانيد. مهم اين است كه خودش از ترك آن فعاليت منصرف شود.  بگذاريد هدیه بدهد رایج‌ترین نوع حسادت کودکانه حسادت به اسباب بازی‌ها، لباس‌ها و دارايي‌هایي است كه دیگران دارند و او ندارد. اگر تهیه چنین چيزهايي از عهده شما خارج است به او پس‌انداز کردن را بياموزيد و بگوييد مي‌تواند با پول‌هاي روزانه یا عیدی‌های خودش چنين وسايلي را خودش بخرد. گذشت را هم به او بياموزيد. اينكه بداند برخي همسالان او همين چيزهايي كه كودك‌تان در اختيار دارد را هم ندارند به او كمك مي‌كند حسادت كمتري به ديگران بورزد و حتي به دوستانش كمك كند تا از داشته‌هايش استفاده كنند. مي‌تواند لباسي كه پوشيده و حالا برايش كوچك شده را به دوستش هديه بدهد. اين آغاز راه است و كودك شما علاوه بر شكرگزاري بخشيدن چيزهاي خوب را هم خواهد آموخت.  عادل باشيد اگر برای یکی از فرزندان‌تان چيزي مي‌خرید برای فرزند ديگرتان هم چیزی هر چند كوچك و ارزان بخرید. به توانايي‌هاي هردو نظر داشته باشيد و هر كدام را در فاز خاصي بيندازيد تا به هم حسادت نكنند. حتي اگر هردو در يك فعاليت خاص باهم رقابت دارند هم با حرف‌ها و تشويق‌های‌تان يكي را علیه ديگري نكنيد. ابراز محبت شما به هردو بايد در يك سطح باشد و البته نه از يك جنس! اين شما هستيد كه با رفتارتان با همسالان فرزندتان به او نشان مي‌دهید چگونه با کودکان دیگر رفتار کند و مهربانی با کوچک‌ترها را به عنوان يك اصل زندگي در خود برشمرد. در عين حال بايد انضباط داشته باشید و به او هم بياموزيد كه بايد منضبط و احترام گذار باشد. به اين ترتيب دايره حسادت‌ها كوچك‌تر خواهد شد و او به جاي دست درازي به اموال دوستش به او احترام مي‌گذارد و از او اجازه مي‌گيرد. منبع:7sobh.com

مشاهده متن کامل آیا کودک شما حسود است؟

از سن پایین عادت فکر کردن را در کودک تقویت کنید

 
بسیار مفید خواهد بود که کودک شما بتواند الگوهایی از وقایع زندگی، اعم از الگوهای برنامه ریزی و سیاست گذاری و نیز الگوهای طراحی و راهبردی، استنتاج و ترسیم کند. شما می توانید با استفاده از پازلهای ساده، از سن پایین عادت فکر کردن را در کودک تقویت کنید. از کودک خود بخواهید روی یک تکه کاغذ نقاشی بکشد سپس از او بخواهید آن را به کمترین تعداد، یعنی دو قسمت ببرد و مجددا با استفاده از آن دو قسمت تصویر اصلی را بسازد، و بعد آن را به بیشترین تعداد ببرد و همین کار را انجام دهد. به تدریج که کودکتان بزرگتر می شود می توانید نقاشیهای مفصلتری بکشید و مانند یک پازل پیچیده آن را به قطعات بیشتری تقسیم کنید.
  شما می توانید با خواستن از کودکتان که صورتهای شاد و صورتهای غمگین بکشد(ابتدا با راهنمایی شما) به او کمک کنید تا با احساسات خود ارتباط برقرار کند و احساسات دیگران را بشناسد. سپس عکسهای افراد مختلفی را که می شناسد به او نشان دهید و از او بخواهید احساس افراد داخل عکس را بیان کند. این کار به کودک شما کمک می کند تا نه تنها احساسات مختلف را بشناسد، بلکه با دیگران همدلی کند و ارتباط نزدیکتری با آنها برقرار کند. بعدها می توانید او را با روزنامه ها و مجلات آشنا کنید. بعضی از بچه ها حتی در سن 18 ماهگی به تماشای مجلات رنگی علاقه دارند و نام اشیائی را در آنها می گویند و به چیزهایی که نام آنها گفته می شود اشاره می کنند. در سنین بالاتر می توان چهره ها را به آنها نشان داد و سوالهایی مانند ((فکر می کنی آن شخص چه احساسی دارد؟)) یا (( چهره او چه احساسی را نشان می دهد؟)) از آنها بپرسید. آنگاه می توان درباره اینکه چطور می توان با آنها همدردی کرد یا آنها را آرام نمود، صحبت کرد. وقتی کودکتان کمی بزرگتر شد می توانید آدمهایی بکشید و از او بپرسید وضعیتهای مختلف آنها از نظر احساسی چه مفهومی دارد. بعدا از کودک خود بخواهید آدمکهایی بکشد و احساسات مختلف آنها را نشان دهد. از نقاشی برای گسترش دید کودک خود از جهان نیز می توانید استفاده کنید. یک فکر خیلی ساده این است که وقتی آب از دستتان می ریزد چه اتفاقی می افتد. شما و کودکتان می توانید یک نقاشی بکشید که در آن یک ظرف آب واژگون شده و آب آن روی کف اتاق ریخته و یک حوضچه کوچک ساخته است، یا از لبه میز بصورت قطره ها و ترشحات درشت روی کف اتاق می ریزد. این نوع تمرینات حافظه کودک شما را تقویت می کند و ادراکات او از دنیای اطراف عمق می بخشد. هر وقت که مشغول گفتن یا نوشتن یک داستان هستید، یا زمانیکه کودکتان آنقدر بزرگ شده است که این کارها را خودش انجام دهد، همیشه از او بپرسید که آیا می توان قسمتی از داستان را به تصویر کشید. ابتدا به او کمک کنید و بعدا از او بخواهید تصویری بکشد تا آنچه را در مخیلیه خود دارد تجسم کند و آن را با تصاویر نشان دهد نه فقط با کلمات. حتی در حین گفتگو می توانید موضوع تصاویر ذهنی را مطرح کنید و او را وادار کنید تا تصویر ذهنی خود را با کلام و نه فقط با نقاشی، بیان کند.

مشاهده متن کامل از سن پایین عادت فکر کردن را در کودک تقویت کنید

به کودک خود کمک کنید تا مستقل تر شود

با رشد شخصیت، کودک نیاز پیدا می كند كه بعضی كارها را خودش انجام دهد. در اینجا راهكارهایی ارائه شده است تا موجب تقویت تمایل او به استقلال شود: خانه را برای كودك نوپای خود، امن كنید: كودك باید بتواند محدودیتهای خود را با جستجو در محیط اطراف، مورد بررسی قرار دهد تا استقلال واقعا در او رشد كند. به همین دلیل است كه باید مطمئن شوید كه خانه برای كودك شما، ایمن است. بهتر است به جای اینكه دائم دور او بگردید و هر بار كه می خواهد به یك چیز خطرناك دست بزند، با فریاد زدن: "نه"، مانع او بشوید، بهتر است اشیا خطرناك را از دسترس او دور كرده و اسباب بازیهای شاد و بامزه را در اختیار او قرار دهید. این كار موجب می شود كه هم او استقلال بیشتری داشته باشد و هم شما آرامش خاطر بیشتری پیدا كنید. اجازه دهید كودك شما، تصمیم بگیرد: مسلما والدین باید محدودیتهایی را برای فرزند خود قائل شوند، اما بعضی وقتها بهتر است اجازه دهید كه زمام كار در دست كودك باشد، حتی اگر او تصمیمهای عجیب و غریب بگیرد. مثلا اگر می خواهد كه در وسط تابستان، پالتو بپوشد به او اجازه دهید كه این كار را بكند؛ پس از مدتی گرمش می شود و می فهمد كه پوشیدن یك لباس نازك در این فصل، مناسب تر است. اگر شما اجازه دهید كه او خودش به این نتیجه برسد، به او امكان یادگیری و رشد داده اید. روش انجام كارهای مختلف را به او یاد بدهید: توانایی انجام درست كارهای مختلف، یك نكته كلیدی برای احساس استقلال و پیشرفت در كودك است. اما برای پرورش تواناییهای او، شما باید نحوه انجام كار را به آرامی به او نشان بدهید و یك كار را به مراحل كوچكتر تقسیم كنید. به عنوان مثال، نحوه تمیز كردن بخشی از میز غذاخوری كه به خودش مربوط می شود را مرحله به مرحله به او نشان بدهید: مثلا اول باز كردن پیش بند، بردن بشقاب و گذاشتن آن داخل ظرفشویی و سپس بردن فنجان. سپس می توانید ببینید كه او این كار را خودش انجام می دهد و البته بهتر است برای دلگرمی بیشتر، او را نوازش و تشویق كنید. اجازه دهید او هم در كارهای شما شریك شود: هنگامی كه كودك می بیند كه شما یك كار جالب اما پیچیده و سخت (مثل غذا پختن، تمیز كردن خانه یا مرتب كردن لباسها) را انجام می دهید، می خواهد كه او هم وارد كار شده و به شما كمك كند. در این حالت، بهتر است راهی پیدا كنید كه كودك شما هم بتواند در آن كار به شما كمك كند. به عنوان مثال، او ممكن است نتواند ظروف را روی میز غذاخوری بچیند، اما می توانید از او بخواهید كه در آوردن سبد لباسهای كثیف و گذاشتن آنها داخل ماشین لباسشویی به شما كمك كند. وقتی او دارد كاری را انجام می دهد، شما دخالت نكنید: اگر از كودك خود خواسته اید كاری را انجام دهد، بگذارید خودش آن كار را تمام كند (حتی اگر در مقایسه با مدت زمانی كه شما می توانید آن كار را انجام دهید، به دوبرابر آن زمان یا مقدار بیشتری وقت نیاز داشته باشد). حتی اگر جمع كردن لباس خواب برای او پنج دقیقه هم طول می كشد، بگذارید كه او خودش این كار را انجام دهد (مگر اینكه واقعا عجله داشته باشید)؛ در این حالت، در مقایسه با زمانی كه شما كار او را تمام كنید، او احساس موفقیت بیشتری خواهد كرد. اگر كودك شما از "اضطراب جدایی" رنج می برد، احتمالا در هنگام نبودن شما، با مشكلات بیشتری مواجه می شود. در اینجا راهكارهایی ارائه شده اند كه شما با استفاده از آنها می توانید به او كمك كنید كه در هنگام تنهایی نیز، احساس راحتی و آرامش بیشتری داشته باشد. هنگام خداحافظی، از خودتان نگرانی بروز ندهید: جدایی از شما برای كودك دشوار است، اما اگر شما به گونه ای رفتار كنید كه گویا این اتفاق چندان جدی نیست و می دانید كه به زودی بر می گردید، به كاهش نگرانیهای او كمك كرده اید. با او به صورتی جدی اما مهربانانه خداحافظی كنید و سپس مستقیم به سمت در خروجی بروید. اگر كودك شما شروع به گریه كرد، نگذارید بفهمد كه احساسات و گریه های او موجب ناراحتی شما شده است. "غیاب" خود را تمرین كنید: شما می توانید از یك ساعت آشپزخانه برای تمرین ترك كردن كودك و برگشتن نزد او، استفاده كنید. زمان سنج را بر روی پنج دقیقه تنظیم كنید و به كودك بگویید: «مامان برای 5 دقیقه به یك اتاق دیگر می رود و بر می گردد». هنگامی كه او فهمید كه شما بر می گردید، مدت زمان جدایی را به تدریج افزایش دهید تا نهایتا او برای رفتن به مهد كودك آماده شود. پنهانی از خانه خارج نشوید: هرچند ممكن است فكر كنید كه پنهانی از او دور شدن برای او بهتر است، اما این كار موجب ناراحتی بیشتر او می شود. همینكه او بفهمد كه شما بدون خداحافظی كردن او را ترك كرده اید، شروع به گریه می كند و نگران برگشتن شما می شود. منبع : ایسنا

مشاهده متن کامل به کودک خود کمک کنید تا مستقل تر شود

مهد کودک چه تاثیراتی دارد؟

بسیاری از مادران و پدران با شنیدن اسم مهدکودک یاد والدین کارمند می‌افتند و تصور می‌کنند مهدکودک جایی است که می‌توانند فرزندشان را برای چند ساعت به افرادی بسپارند و خودشان به کارشان برسند. اما در یک کلام باید گفت مهدکودک صرفا جایی نیست که سرپرستی کودک‌تان را بپذیرد بلکه جایی است برای آموزش و اجتماعی شدن او. (بیشتر…)

مشاهده متن کامل مهد کودک چه تاثیراتی دارد؟