logo saida farsi1

هیپنوتراپی

 مدیتیشن :درمان جایگزین

 

فعالیت سلول های  مغزی بیانگر سطوح مختلفی از هوشیاری است .فعالیت سلول های مغز بصورت امواج و توسط دستگاه الکترو انسفالگرافی قابل رد گیری است . امواج مغزی  بر اساس فرکانس آنها نامگذاری می شوند که به ترتیب عبارتند از: بتا، آلفا، تتا و دلتا.

زمانی که بیدار هستیم و در حالتی که چشمان ما باز است و هنگام تمرکز ، توجه و دقت ؛ تفکر و حل مسأله ,؛ مذاکره ، راه رفتن و یا رانندگی ، امواج مغزی در محدوده بتا هستند. فرکانس بتا دارای تواتری بیشتر از ۱۳ هرتز در ثانیه است .هرچه قدر کارها با آرامش بیشتری صورت گیرد امواج نوسان کمتری داشته و چنانچه همراه با هیجان شدید و یا استرس باشد امواج مغزی تواتر بیشتری یافته  و گاهی اوقات تا ۶۰ نوسان در ثانیه هم خواهد رسید. همچنین داروهای آرامبخش نیز فعالیت این امواج را افزایش می دهند(فرد فاقد خواب عمیق خواهد بود . )امواج بتا در بزرگسالان دیده می‌شوندو در جلو سر قابل اندازه گیری هستند.

هنگامی که چشمان خود را می بندیم و مغز از پردازش اطلاعات بینایی باز می ماند ، امواج بتا ظاهر می شوند. در این حالت امواج مغزی بین ۸-۱۲ نوسان در ثانیه خواهند داشت . هر چند در حالت بتا فرد چشمان خود را بر روی هم گذاشته و عضلاتش شل شده است اما نسبت به محرک های محیطی آگاه خواهد بود.  آلفا در سنین کودکی ظاهر شده  و  در قسمت پس سر قابل اندازه گیری می‌باشند.

زمانی که در حالت ریلکسیشن قرار می‌گیریم یا مراقبه انجام می‌دهیم ریتم امواج مغزی در حالت آلفا قرار می گیرد . هر چه قدر به آرامش فکری و جسمی بیشتری فرو رویم در سطح عمقی تری از آلفا قرار می‌گیریم. امواج آلفا به شکل دوکی شکل و منظم هستند و  هماهنگی بین دو نیمکره راست و چپ افزایش می یابد .

با ورود به  حالت آلفا  اطلاعات  وارده  به مغز  بدون پردازش نیمکره چپ (نیمکره منطقی ) وارد مغز می‌شود. حالت آلفا پایه و دروازه ورود به سمت نیروهای برتر یا ناخودآگاه است و حالت مشترک در بین تمام قبایل و ادیان جهت دعا و ارتباط با دنیای ماوراء می‌باشد.

با وارد شدن به حالت خواب طبیعی ( در بزرگسالان ) امواج آلفا ناپدید و امواج دیگری به نام تتا که از کیفیت و فرکانس پایین تری برخوردار هستند نمایان می‌شود.میزان تواتر امواج تتا بین  ۸-۴ هرتز می باشد. در بعضی از مراقبه های عمیق همانند تکنیک آدمک مغزی این امواج نمایان می‌شوند. این امواج در ناحیه گیجگاهی ظاهر می‌شوند.

فعالیت شدید مغزی می تواند در بلند مدت بر روی کارایی مثبت فرد اثر بگذارد بهمین جهت تکنیک های مختلفی ابداع گشته که سطح هوشیاری و فعالیت مغز را تغییر می دهد. تکنیک ها یی همچون ریلکسیشن و مدیتیشن در پی چنین تغییری هستند. بررسی ها نشان داده که این تکنیک ها میتوانند باعث انتقال سطح هوشیاری از یک موج مغزی فعال به موج  دیگر شود و در نتیجه فرد را از هجوم افکار خالی کند . چنین ادعا می شود که مدیتیشن می تواند زندگی شادتر و آرامتر برای افراد فراهم آورد.

با پذیرش این اصل که انسان مجموعه ای از جسم، روان و روح است به این حقیقت می رسیم که با تقویت روان می توان جسم بیمار را نیز نیرویی تازه بخشد یا به اصطلاح در کالبد او روح تازه ای دمید. انسان در تمامی لحظات، آگاهانه یا ناآگاهانه در جستجو و تلاش برای یافتن و حفظ تعادل و توازن است. هر گاه نیرویی این توازن و تعادل را بر هم زند، نیرویی متضاد در وجود شخص ایجاد می شود که تقابل آن با نیروی بیرونی موجب بروز بیماری های جسمی یا آشفتگی و اضطراب روحی خواهد شد.

هیپنوتراپی

هیپنوتیزم به دو بخش خود هیپنوتیزم و دگر هیپنوتیزم و کاربردهای هیپنوتیزم به دو بخش بالینی و غیر بالینی تقسیم میشود. حیطه بالینی هیپنوتیزم یا هیپنوتراپی بالینی یا درمان هیپنوتیزمی با قدمتی دیرینه درجهت تشخیص و تکمیل درمان و حتی درمان به کار گرفته شده است. طب نوین پزشکی هنوز در بسیاری از موارد در شناسایی مکانیسم و نحوه درمان بیماریها ناتوان است. بهره گیری از توانائی های شخصی انسان حتی با اینکه هنوز فرایندی ناشناخته دارد بسیار قابل توجه وکارآمد می باشد.
امروزه کاربردها ی هیپنوتیزم در حیطه پزشکی و دندانپزشکی بسیار گسترده است و ردپای آن تقریباً در تمام بخشها مانند روانپزشکی، طب اطفال، ایمنی، پوست، سرطان، رادیولوژی پرستاری، جراحی و … دیده می شود از طرف دیگر آشنایی و تخصص درمانگر در زمان بکارگیری هیپنوتیزم بسیار لازم و ضروری میباشد.

اصول هیپنوتراپی و کاربرد آن در روان درمانی

از هیپنوتیزم چه می دانید؟

هیپنوتیزم عبارتست از یک نوع حالت روانی مخصوص که تحت تلقینات شخص «خواب کننده» توسط شخص «خواب شونده» پذیرفته می شود به شرط این که تلقینات برخلا ف احساس و وجدان شخص خوابرو نباشد. عده ای هیپنوتیزم را تمرکز و توجه شدید روی موضوع یا نقطه ای خاص می دانند. هیپنوتیزم یک واقعیت است که در عین شگفت انگیزی پدیده ای عادی است. اگر چه می تواند برای عده ای وسیله تفریح و جلب توجه شود ولی در کل پدیده ای است علمی که مفید و سودمند است و گاه ممکن است مورد سوءاستفاده قرار گیرد و فاجعه بیافریند.

در درجات اولیه هیپنوتیزم، شخص آگاهی کامل دارد، کاملا احساس می کند که بیدار است، صداها را می شنود. اگر تلفن زنگ بزند می فهمد ، در درجه دوم هیپنوتیزم، شخص هیپنوتیزم شده نمی فهمد که هیپنوتیزم است. تصور می کند که بیدار است و فقط احساس می کند که بدنش یا دستش سنگین است.
وقتی انسان فکر یا تصوری را برای مدت زمان طولانی همواره در خواب و بیداری در ذهن خود نگهداشته و پرورش دهد، عاقبت آن تصور به ضمیر ناخودآگاه او نفوذ کرده و به حقیقت می پیوندد.

اصول هیپنوتراپی:

عامل اصلی در هیپنوتیزم تلقین است و تلقین هم عبارت از القاء فکری است بطور نیمه خودکار . قسمتهای مختلف مغز ، هر یک انجام کار و وظایفی را بعهده دارند . هنگام هیپنوتیزم قسمتهای دیگر مغزکه به اندیشه های مختلف توجه دارند ، از کار ایستاده و فقط یک فکر و موضوع برای سوژه باقی می ماند و آن توجه و تمرکز به یک نقطه یا فکر است و در چنین حالتی تلقین وارد صحنه شده و سوژه ، افکار تلقین شده را می پذیرد . امروزه از بسیاری از جنبه های هیپنوتیزم در پزشکی, روانپزشکی و دندانپزشکی استفاده می شود. پزشکی جدید معتقد است که بیشتر از ۸۰% بیماریها و بسیاری از ناتوانیها ناشی از استرس وبویژه انقباضات عضلانی هستند وبا ریلکس کردن عضلات که طبعاً با آرامش روحی همراه است میتوان از بروز آنها پیشگیری و یا آنها را درمان نمود. هیپنوتیزم کردن دیگران کار ساده ای نیست و  فراگیری دگر هیپنوتیزم نیاز به چند شرط لازم(نه کافی) دارد:

۱- اعتماد به نفس خوبی داشته باشد.
۲- از احساس شکست نترسد. چون شکستها پله هایی برای ترقی هستند.
۳- تمرین و ممارست داشته باشد
۴- از اثر گذاری خوبی روی دیگران برخوردار باشد.
۵- همیشه نسبت به خود و اطرافیان نگاه مثبت داشته باشد وسعی کند خودش و دیگران را همیشه دوست داشته باشد.

مهمترین اصل در یادگیری و اعمال هیپنوتیزم:

تلقین  به عنوان مولفه اصلی در هیپنوتیزم تاثیر چشمگیری دارد .
باید سعی شود به اشخاصی که مورد هیپنوتیزم قرار می گیرند تلقین ارائه شود ولی باید در تلقین کردن مواردی را مد نظر داشت.
۱- با اصول پنجگانه تلقین آشنایی کامل داشته باشیم و روشهای استفاده آن را بخوبی بدانیم .
۲ – تلقین را باید با لحن شیوا بدهیم .
۳- با توجه به خصوصیات شخص باید تلقین را به صورت آمرانه و یا خواهشانه دهیم . آمرانه بیشتر برای افراد سلطه پذیر استفاده میشود و خواهشانه بیشتر برای افراد سلطه جو استفاده میشود .
۴ – زیر و بم کردن صدا هنگام تلقین دادن خیلی مهم است .
۵- سعی کنیم که در تلقین کردن از شاخه ای به شاخه دیگر نپریم.
۶- سعی نکینم که با تلقین های ممتد و بدون فاصله شخص رو خسته کنیم .خیلی اوقات تاثیر مکثهای بین تلقین بیشتر از خود تلقین است . البته این مکثها نباید بیش از ۴ الی ۶ ثانیه طول بکشد در این مکث ها شخص تمرکز کامل به تلقین های شما پیدا میکند.

کاربرد هیپنوتیزم در روان درمانی:

به وسیله هیپنوتیزم می توان تغییرات زیربنایی در شخص به وجود آورد. در واقع عملکرد هیپنوتیزم بصورتی است که  سوژه را (شخص هیپنوتیزم شونده) در یک حالت نیمه خواب می بریم و در این حالات با ضمیرناخودآگاه وی ارتباط برقرار می کنیم و به وسیله تلقینهای پی در پی تغییرات مورد نظر را در رفتار شخص به وجود می آوریم .
متاسفانه با وارد شدن افراد غیر متخصص به این رشته و تبدیل آن به یک عمل نمایشی موزیکال یا سیرک، از اعتبار هیپنوتیزم بصورتی جدی در مجامع علمی کاسته شد. همچنین اجرای هیپنوتیزم از طریق افراد ناشی که صرفاً با خواندن چند کتاب و بدون هیچگونه آموزش علمی وعملی خود را “هیپنوتیزور” می نامند، باعث شد تا اعتماد که اولین شرط یک مشاوره موثر هیپنوتیزمی است از سوژه سلب شود از روش بی نظیر هیپنوتیزم در جهت از بین بردن ضعفهای شخصیتی و عادات منفی مثل ترس ها و جایگزین ساختن ویژگی های مثبت در انسان می توان سود جست. اشخاصی که همواره در زندگی شان موفق هستند بر شعور باطن خویش برنامه نویسی مثبت کرده اند همچنین افرادی که در زندگی ناتوان  می باشند قبلا روی ناخودآگاهشان برنامه نویسی منفی کرده اند. مثل افراد خلافکار و بزهکار. شاید این سوال مطرح شود که اینان که هیپنوتیزم نشده اند پس چگونه بر شعور باطن خود برنامه نویسی مثبت یا منفی کرده اند ؟ در جواب باید گفت : وقتی انسان فکر یا تصوری را برای مدت زمان طولانی همواره در خواب و بیداری در ذهن خود نگهداشته و پرورش دهد، عاقبت آن تصور به ضمیر ناخودآگاه او نفوذ کرده و به حقیقت می پیوندد. ولی بزرگترین مزیت هیپنوتیزم در این است که از طریق چند جلسه هیپنوتیزم طی چند روز یا حداکثر چند هفته می توان تصور دلخواهی را بر شعور باطن فردی برنامه نویسی کرد .
اشخاصی که همواره در زندگی شان موفق هستند بر شعور باطن خویش برنامه نویسی مثبت کرده اند
اما یک اخطار بزرگ و حیاتی این است که تنها وتنها خطر واقعی هیپنوتراپی زمانی است که آن را یک هیپنوتیزور غیر ماهر و بی صلاحیت انجام دهد .

تصورات غلط در مورد هیپنوتیزم :
تصورات غلطی که در هیپنوتیزم در جامعه وجود دارد سد مهمی را در راه پیشرفت علمی آن در جامعه به وجود آورده است .از جمله این تصور که هیپنوتیزم نوعی خواب است. در حالی که تحقیقات مختلف نورولوژیک نشان می دهد که امواج مغز در هیپنوتیزم با خواب متفاوت است. تصورات غلط دیگر مانند اعتقاد به اینکه در حالت هیپنوتیزم فردکنترل رفتاری خود را از دست می دهد و تحت تسلط هیپنوتیزور قرار می گیرد یا افراد کند ذهن هیپنوتیزم می شوند یا اینکه فرد هیپنوتیزم شده ممکن است بیدار نشود یا اینکه افراد ساده لوح زودتر هیپنوتیزم می شوند و صدها تصور غلط دیگر . در حالی که حقایق علمی نشان می دهد افرادفقط در صورت تمایل می توانند هیپنوتیزم شوند و در حین هیپنوتیزم در صورتی که تلقینات ارائه شده با اعتقادات آنها مخالف باشد به راحتی در مقابل آن ایستادگی می کنند و در هر مرحله از هیپنوز در صورت تمایل می توانند ازحالت خلسه خارج شوند . همچنین مشخص شده که برعکس تصور حاکم , افراد با هوش هیپنوتیزم پذیری بالاتری نسبت به بقیه افراد جامعه دارند .