logo saida farsi1

سردرد های هیستیریک

وقتی که سرتان مرتبا درد می کند و یا چند روزی رفع میشود ودوباره از سر می گیرد به ناچار باید به پزشک مراجعه کند پزشک فشار خونتان را آزمایش می کند واحیانا” حفرات قسمت بالای بینی تان را نیزمعاینه میکند تااگر عفونتی در آن پیدا شده باشد با تجویز داروهای مربوط آنرا معالجه کند اما در عین حال فراموش نباید کرد که علت فشار خون و یا عفونت حفرات بالای بینی ممکن است جنبه روانی و عصبی داشته باشند وبه نوبه خود نیز موجب سردرد دائمی یا ادواری شودفشار خونمعمولا” در کسانی پدید می آیدکه در معرض کشمکش های عاطفی واقع شده باشدوتورم حفرات استخوانی بین پیشانی وبینی نیز ظاهرا”  علامت بدنی ودلشکستگی وافسردگی است والبته خود بیمار از این دلشکستگی و افسردگی ممکن است آگاه نباشد واساسا” دور نیست منکر چنین ماجرایی باشد منظورم از این آنچه گفتم این ست که سردرد یک بیماری روانی تنی است یعنی ریشه روانی دارد وبعبارت دیگر علامت کشمکشهای عاطفی احساسات وزخمه های است که به احساسات عواطف ما وارد می آیند .یکی شکایت می کند که ((گوئی توی سرم صداهایی می پیچد ))دیگری از این می نالد که ((گوئی حشراتی در سرم می خزند ))وسومی مدعی سات ((که سرش سخت شده مخصوصا”در قسمت عقب سر ))وبالاخره بیمار چهارمی می گوید ((مثل این است که چیزی دور سرم پیچیده وبه سرم فشار می آورد ))وقتی بیمار می گوید مثل این است که چیزی به دور سرم فشار می آورد به قول یک روانشناس نامدار گاهی علتش ای است که این فرد هنگامی که داشت کتولد می شد استخوانهای عضلات موجود در مسیر تولد به دور سرش فشار آوردند وسردردکنونی در واقع تکرارهمان حالت پیش از تولد اوست .به عبارت روشن تر وقتی که کسی بعدها در زندگی خود رادردالان تنگ عاطفی بیاید که ازآن گریزی نباشد وبه وحشت بیفتد که نکند پایانی برای آن پیدا نشود همان احساس فشردگی دور سر که دردوران قبل از تولد عارضش شده بود بار دیگر دراو ظاهر می شود غرضم از دالان تنگ عاطفی این است که گاه افرادآنچنان غضه دار می شوند که فکر می کنند این غضه هیچگاه دست از سرشان بر نخواهد داشت وباصطلاح خودشان رادر تنکنا ومضیقه احساس می کنند .به هر تقدیر مبتلایان به دردسر به هر نحوی که بخواهند بخواهند سر دردخود را وصف کنند به یک نکته مسلم است وآن این است که غالبا”این سردردها حاکی از این است که شخص مبتلا منتظر است حادثه ای در سرش اتفاق افتد واین انتظار نیز ناشی از افکار خرافی است که از قدیم ایام در مورد ساختمان وطرز کار سر ومغز در اذهان مردم رایج بوده وهنوز نیز به کلی محو نشده است مثلا”یکی از بیماران که سردردمزمن گرفتار بوده عادت داشت بگوید (از اعصابم در رنجم )وقتی که روان کاو در شخصیت او به تحقیق پرداخت متوجه شد که هنوز بیمار بالااز اعصاب رشته های صورتی رنگی بود که نظیر آن را در تصویری که به دیوار اتاق کار یک دندانپزشک آویزان بود قبلا”دیده بود طولانی ترین عصبی که از مغز خارج شده به گلووریه وامعاء واحشاءمی رسد در اصطلاح علمی به عصب سرگردان معروف است وبیمار مذبور به غلط تصور کرده بود این عصب عصبی است که در بده گردش می کند (درست مثل قرون وسطی که پزشکان تصور می کردند که رحم عضوی است که در بدن زن سرگردان است )وچون در بچکی به کرم روده مبتلا شده بود میان شکل رشته ای وحالت سرگردانی کرم ازیک طرف وشکل  رشته ای وسرگردانی عصبی که اداره سینه وشکم وگلو رابه عهده دارد از طرف دیگر در ذهن بیمار همبستگی ایجاد شده بود وتصور کرده بود که اعصاب هم مثل کرم آدمی راآزار می دهد جالب این است که نوع رنجی که از سردرد خود می بریم با افکار دخیالات کودکانه ما در خصوص جسم ومغز ما بی ارتباط نیست به طوری که اگر روانکاو بتواند تفکرات وافکار کودکانه مزبور راازذهم ما محو سازد ان گاه خواهد توانست  شر انواع واقسام سردردها را از سر ما وا کند باتوجه بهدان چه گذشت باید گفت که سردردادواری غالبا”علامت وجود یک کشمکش دائمی است واگر بتواند پی به چگونگی کشمکش های روحی خود ببریموبتوانیم به نحوی آنها راحل وفصل بکنیم یقین داشته باشیم که سر درد عصبی تان ازبین خواهد رفت .ممکن نیست در این مقاله از انواع واقسام کمکش ها به تفصیل سخن بگو ییم  ولیکن اگر به سردرد ادواری دچارید علتش ممکن است لااقل یکی از  سه نوع کشمکشی

 

نوع اول –

 

کشمکشهایی هستند که از کینه واحساس عدم عدالت وتبعیض ومحرومیت جنسی ممکن اسیت سرچشمه بگیرد .وقتی که شخص احساس میکندکه دچار تنگ نایی شده است که فراراز آن امکان ناپذیر است کشمکش در روح او ایجاد میشودکه علامت جسمی آن سردرد است .اوضاع واحوال موجود را معمولا” اوضاع واحوال عصبی میخوانند مثل اوضاع  واحوال نوجوانی است که دچار سخت گیری های پدر و مادر شده وتصور می کند که مفری برایش وجود ندارد.یکی از همین نوجوانان به من گفت :یکبار فقط یکبار جبلوی روی پدر ومادرم باستم ودرعقیده خود پافشاری کنم .پدرم آنچنان ناراحت شده بود که من تصور کردم که او را کشته ام مادرم مریض شد وبه بصتر ومن آنچنان از شدت عملی که انجام داده بودم احساس گناه کردم ومعذرت خواستم و ان کی بعد دچار آنچنان سردردی شدم که سابقه ناشته است. زنی به من گفت :اگر قبول می کردم که به فلان شهرستان بروم ارتقائ مقام پیدا می کردم ولیکن اگر به آن شهرستان میرفتم باز دچار تنگنا ها یی می شدم که قبلا”از آن فرار کرده بودم از این گذشته قبول مقام پیشنهادی مستلزم این بود که برادرم رابه معاشرت بامن نیاز مبرم داشت تنها بگذارم .به دنبال این فکر که جانب برادرم رابگیرم یااداره ام ویاخودم رایا خانواده ام که خودم رایا خانواده ام را که خود در حکم کشمکش های کشنده ی روانی بود سرانجام سردرد جانکاهی عارضم شد فرق نمی کند چه در ۱۵سالگی وچه در ۵۰سالگی ویاحتی بیشتر کسانی پیدا می شوند که از لحاظ جنسی دچار کشمکش های شدیدی هستندو علت این کشمکش ها نیز سخت گیری های پیش از اندازه است بیش از اندازه ایست که در کودکی در حق انان به عمل آمده است .در این افراد کشمکش های میان خواست های آنها ازیک طرف وتوقعات مربیان از طرف دیگر در می گیرد وبعضی از این افرا د به سبب احساس گناهی که می کنند یک قسم زندگی مرتاضانه برای خود انتخاب می کنند عده ای دیگر که دل به دریا می زنند ومی خواهند قدم از توقعات مربیان جلوتر بگذارند احساس می کنند که از احساس گناه رنج می برند ویادچار ناتوانی جنسی شده اند چنین کشمکش هایی ان چنان ممکن است باهیجانات وعواطف توأم باشد که آدمی را زیر بار خود خورد کند .حس می کنید که بدام افتاده اید وراه چاره ای هم وجود ندارد وهمین اوضاع واحوالست که دچار سردردمی شوید وزندگی به صورت جهنم برایتان در می آید .می پرسید چه باید کرد ؟راه حلی هست ؟البته هست .ولیکن باید به روانکاو مراجعه کنیدزیرا اعم از اینکه به مشکل خود واقف باشید یا نباشید در مشکل خود مستغرقید وبرای حل فصل آن محتاج به کمک دیگری هستید .درست مثل کسی که در چاهی فرورفته اید وبرای اینکه از چاه نجات یابید باید از خارج به شما کمک شود روانکاوی بهترین کمکی است که در مورد رفع سردردهای روانی وجود دارد ولیکن اگر به روانکاو دسترسی نداشته باشید راههای دیگری هم هست .در مثل اگر مشکل روانی شما کشمکش های جنسی است می توانید به کتابهایی که به نحوی از انحاء درباره ریشه تمایلات انسانی گفتگوی علمی می کند مثل کتب روانکاوی مراجعه کنید .واگر مشکل تان وکشمکش روانی تان از اینجا سرچشمه می گیرد که در گذشته مظلوم  ومورد بیعدالتی واقع شده اید ممکن است دوستی برای خودتان انتخاب کنید تا درددلهایتان رابرایش شرح بدهید البته این دوست باید کسی باشد که یقین داشته باشید تجاربش در زندگی خیلی بیشتر از شما است .هر چند ممکن است به زحمت گیر بیاید ولیکن در هر حال اگربدنبال پیدا کردن کمک باشید این کمک بدست خواهد آمد واگر بدانچه گفتم عمل کنید سردردتان رفته رفته برطرف خواهد شد .

 

دومین نوع

 

-کشمکش که موجب سردردمی شود اینست که فرد می خواهد از بارمسئولیت فرار کند ودر نتیجه به شیوه تعرض متوسل می گردد واین نوع سر درد معمولا”عارض ان دسته از بانوان می شود که به دلیلی نتوانستند خودشان را با مقتضیات زندگانی زنا شوئی وسازش بدهند .اینان پیوسته احساس کسالت می کنند وهر چند که بارها فرصت پیش می آید که بی اندازه وراحت بدون مسئولیت وخوش باشند ولیکن متناوبا”دچار سردردشدید می شوند وچنین احساس می کنند که باید واقعیت را فراموش کنند وبه عالم خیال فرار کنند .این دسته از زنان گاهگاهی لازم می بینند که به رختخواب پناه ببرند واز روشنایی زیاد بپرهیزند وبه جای پناه ببرند این افراد گاهی در زمستان حتی عینک سیاه به چشم می زنند دکتر فلیکس گریناکر در مقاله معروف خود تحت عنوان(بینائی سردرد) چنین می گوید که سردردشدید توأم با حساسیت زیاده از حد نسبت به روشنائی عموما” در آن دسته از افراد عصبی پیدا می شود که سردردشان معمول پرخاشگری زیاد انهاست که برانگیخته شده است بدون آنکه مجال بروز وظهورداشته باشد .به عبارت دیگر این افراد وقتی که دستشان از همه جا کوتاه می شود پرخاشگری خودرامتوجه خویشتن می سازد یعنی پرخاشگری زیاد آنهاست که برانگیخته شده است بدون انکه مجال بروز وظهور داشته باشد .به عبارت دیگر این افراد وقتی که دستشان از همه جا کوتاه می شود پرخاشگری  خود رامتوجه خویشتن می سازند یعنی پرخاشگری به صورت سردرد شدید در می آید .یکی از معمول ترین علل این گونه سر دردها همانا کشمکش عمیق جنسی است که گاهی جنبه ناخودآگاهانه دارد .بعضی از زنان ازدواج می کنند بدون اینکه پذیرفته باشند که روابط جنسی نقش مهمی در روابط سالم زنا شویی ایفا می کنداین است که پس از ازدواج زیر تاثیر عقاید خرافی واشتباه آمیز ویاصرفا به سبب جهلی که در این زمینه ها دارند تصور میکنند که به هر قیمتی شده باید جلو تمایلات جنسی شوهر خود رابگیرد واگر ببینند که گریزی ندارند با همه نیرو می کوشند تا ملاقات های زنا شوئی رابه حداقل تقلیل دهند واز مختصات چنین زنانی این است که بسیار دلفریبند وگاه می شود ودرمحافل ومجالس به شدت دلربایی می کنند وحتبوحتی از تملق هائی که مردان در این مواقع نثارشان می سازند لذت می برند ولیکن وقتی که کار به ملاقات جسمانی بسیار محرمانه می کشد یکدفعه دچار وحشت شده پای خود راپس می کشند وبدین ترتیب موجب ناکامی شوهر خودرافراهم می شوند .مادر اصطلاح روانی چنین زنانی رازنان هیستریکی می خوانیم این بیماری در واقع مظهر کشمکشی است که میان تمایل شدید به ملاقات جسمانی از طرفی وممنوعات هائی که در مورد نزدیکی های جسمانی در آداب ورسوم ملل مختلفه هست از طرفی دیگر وجوددارد.وقتی که یک زن بیمار هیستریکی دچار چنین دوراهی شد انچنان ازان دررنج می شودکه عاقلانه می بیند برای احتراز از آن بدامن بیماری پناهنده شود .رنجی که بیمار از کشمکش مزبور می برد بصورت سردرد شدید ویا احتیاج بارزی به خزیدن ودر کنتج اطاق خواب وفرارازروشنائی تجلی می کند وبیمار از لحاظ روانی نیز در این هنگام نیاز مبرمی به حسن تفاهم ومحبت اطرافیان دارد .ویکی از علل فرار از روشنائی در بیان این نکته است که می خواهند از خویشتن در برابر این حقیقت تلخ که در عین داشتن تمایل جنسی به سبب ممنوعیت ها قادر به ارضاءان نیستند دفاع بکنند .مردان نیز به همین ترتیب بدین بیماری دچار می گردند این دسته از مردان گاه در دلربائی از زنان بپای دون ژوان می رسند ولیکن وقتی که زنان رافتح می کنند یکدفعه چنین احساس می کنند که بدام افتاده اند این است که مردد می شوند وبقول وقراری که با قربانیان خود گذاشته اند وفا نمی کنند .سرانجام احساس خواری وشرمندگی خودرابصورت سردردهای شدید ظاهر می سازند .ریشه چنین اوضاع واحوالی راباید دردوران اولیه کودکی وحتی در نخستین سال زندگی جستجو کرد یعنی زمانی که کودک دچار هیجانات شهوی می شود ولیکن مقری که ممنوع نباشد پیدا نمی کند .چنین افرادی به یک روانکاوی مفصلی احتیاج دارند ولیکن بااین همه درک ماهیت این مشکل شاید از حدت آن بکاهد .گاه می شود که مطالعه کتب مربوط به روانکاوی ویادردل بایک دوست حقیقی ویکدل موجب حل وفصل پاره ای از یان کشمکش های روانی شود .www.zibaweb.com

 

سومین نوع

 

-کشمکش بالاخره اینست که فرد دچار خودآزاری می شود وبعبارت دیگری می خواهد خودش راازار ومجازات کند بسیاری از افراد مبتلا به وسواس آن آمادگی را ندارند که از زیبائی های زندگی برخوردار گردند عمر خود راصرف مبارزه با کشمکش های روانی وشکست هاوناکامی ها وتراژدی های زندگی خود می کنند ووقتی که مشکلات را مرتفع می سازند ووقت ان رسیده است که از آن لذت ببرند تازه اول بدبختی وپریشانی است زیرا احساس می کنند که خطر نزدیک است .اینان عمری رادر ناکامی وشکست ونومیدی سپری کرده اند لذا وقتی که روزگار روی خوش بدانان نشان می دهد آنچنان ای روی خوش برایشان تازه وبیگانه است که قادر نیستند آنرا باور کنند .باید یاانرا نابودسازند ویا خود راازبین ببرند .این است که ناخوداگاهانه به سردرد پناه می برند ویکبار دیگر بقه بخت واقبال خود پشت پا می زنند .آنچه می گوییم خیلی باریک است وبرای شما مشکل است که اگر چنین احوالی دچارید آنرا کشف سازید زیرا ریشه های این عادت ناخوداگاهانه زمانی در شخصیت تان مایه گرفته که آگاهی تان خیلی ناچیز وناقص بوده است .جوانی در یکی از جلسات روانکاوی از سردرد شدید خود شکوه می کرد از او خواستم به حالت استراحت کاملی جسمی وفکری در بیاید وبعداوضاع واحوالی راکه در طی ان برای نخستین بار به سردرد مبتلا شده بود باز گوید طولی نگذشت که خاطرات دوران کودکی بیادش امد .وقتی که بچه بودم مادرم به من سخت می گرفت مرا بینوا ونفرت انگیز می خواند منتها  وسیله دفاعی  من این بود که اذیتش کنم وبه اونشان دهم که نفرت انگیزم .یکدفعه که به ستوهش آوردم دستم را گرفت ودر کالسکه ام زندانی کرد ودست وپایم را بست ومن نیز انچنان بشدت تقلا کردم که سرم به جدار کالسکه خورد وبه سختی دردگرفت .پس از این ماجرا مادرم مرا تحویل گرفت وناز ونوازشم کرد ودریافتم که برای جلب محبت دیگران باید به خود اسیب برسانم وحالا بخاطرم امد که از ان حادثه به این طرف متناوبا”سرم دردمی گیرد .به یقین معنای این سردردها دوره ای من نیز چیزی جزااین نیست که می خواهم بدان وسیله محبت دیگران رابه خودم جلب کنم .شاید در نهان امید به پیروزی ونیکبختی راازدست داده اید وبدون اینکه آگاه باشید به سردردویاکسالت دیگر مبتلا می شوید تا زندگی قابل تحمل تر بکنید .هضم این موضوع می دانم که برایتان مشکل است زیرا عده ای از مامردم نمی دانیم که خودخوری وجلب ترحم دیگران تاچه اندازه ای برای بعضی مردم دلاویزوخوشایند است .برای اینکه ترحم دیگران رابه خود جلب کنیم باید رنجورومظلوم باشیم وابتلاءبه سردرد یکی از این راههاست که بمار می بریم .دوست نداریم به حقایق بالا در حق خود پی ببریم اماباورکنید که اگر جرأت داشته باشید به زندگی خود بیطرفانه بنگرید وریشه های ناخودآگاهانه رفتارهای خود را جستجوکنید یقین داشته باشید که مشکل سردردتان مرتفع خواهد شد .به مروردر خواهید یافت که بدون انکه نیازی به خود آزاری ومظلومیت باشد درهای سعادت وخوشبختی به روی شما باز است .وقتی که پی به ارزش واقعی خود بردید توفیق رامی پذیرید ودیگر به مددبیماری به فکر جبران کمبودهای خود نمی افتید .سخن آخری من این است که پیچ ومهره های شخصیت خودآگاه شوید بسیاری از مشکلات بیمار گونه خودتان را می توانید حل فصل کنید وآنوقت به یک زندگی سالم ومرفه نایل آئید .

 

**********************

 

چگونه از دچار شدن به سردردهای روزانه جلوگیری کنیم؟

 

این زندگی روزمره شهری که ما داریم، آن هم در شهری مثل تهران ممکن است سبب شود در طول یک هفته بارها و بارها دچار سردرد هایی شویم که هیچ علتی برایشان وجود ندارند ولی در نهایت سبب عذاب کشیدن ما می شوند. خود من یکی از افرادی هستم که به واسطه ی رفت و آمدم در مناطق شلوغ شهر و درگیری روزانه ام با خیلی موارد زیاد دچار این نوع سردرد ها می شوم، گواهی اش هم همین توییتر که بارها درش اعلام کرده ام سرم درد می کند و چشم هایم دارند از جا در می آیند! )-: معمولا در این شرایط انسان فلج می شود و مجبور است تا اتمام درد زندگی را متوقف کند.

 

چند وقت پیش در MSNBC مقاله ای خواندم با عنوان چگونه سر دردهای خود را پیش از شروع شدنشان مهار کنیم؟ به واسطه ی آنچه در بالا گفته شد تقریبا همان موقع که مطلب را خواندم برای خودم ترجمه اش کردم و نکات مهم درش را هم های لایت کردم و بنا را بر این گذاشتم تا حد ممکن این موارد را رعایت نمایم، مواردی که برای ساعات آغازین صبح تا ۳ بعد از ظهر گفته شده اند موارد نسبتا موثری هستند الباقی اش هم موثر هست ولی رعایتش کمی دشوار است.

 

 

 

7 صبح: زمانی عالی برای بیدار شدن

لیزا منیکس که یک دکتر داروساز است و سخنگوی موسسه یی تحقیقاتی در مورد علل سردرد در شیکاگو، وی می گوید: اینکه یک ساعت بیشتر در حالت خواب و بیداری در رختخواب خود به سر ببرید و دائما در آستانه ی عمیق شدن خواب بیدار شوید اصلا جالب نیست، سعی کنید هر صبح در یک ساعت معین بیدار شوید و و ریتم بدن خود را حفظ کنید بیدار شدن های نامنظم در صبح می تواند منجر به سردرد در طول روز گردد و البته فراموش نکنید که این ریتم را بایستی در روزهای تعطیل نیز حفظ کنید! (فکر نمی کنم این بخش آخر اصلا جالب باشه (:، صبح جمعه برای خوابیدن است و بس!)

 

7:45 دقیقه صبح: زمان دریافت کافئینwww.zibaweb.com

بسیاری از ما عادت داریم صبحمان را با قهوه یا چای شروع کنیم، ۴۵ دقیقه بعد از بیداری نوشیدن یکی از این موارد که دارای کافئین هستند علاوه بر لذت بخش بودن در شروع کردن یک روز خوب به شما کمک بزرگی خواهند کرد. این گفته ی پرفسور ریچارد لیپتون است که در دانشکده داروسازی آلبرت انیشتن در نیویورک مشغول به فعالیت می باشد. وی می افزاید کافئین در این ساعت از صبح توانائی های مغز شما را به شدت بالا می برد، یادگیری و میزان پذیرش مسائل افزایش می یابد و در شما یک انقلاب عظیم صبحگاهی رخ میدهد! (تائید می شود!)

 

 

 

10:45 دقیقه صبح: وضعیت بدنتان را چک کنید

اگر مثلا وضعیت کاری تان به صورتی است که بایستی نشسته باشید مطمئیند با وضعیت بدنی مناسبی نشسته اید؟ شانه هایتان صاف است و سرتان به جلو خم نشده؟ چون برخی از اعصاب پیشانی با گردن شما در ارتباط هستند و کشش عضلانی در شانه ها و افتادگی سر به جلو می تواند منجر به سردرد بشود.

 

11:30 صبح یک وقفه ی کوتاه برای نوشیدن آب

پزشکان به خوبی می دانند کم شدن آب بدن می تواند منجر به سردرد شود، اما بهتر است در این مورد از آنها بپرسید چرا و چگونه؟ و خوب در جواب شما آنها پاسخی واضح و قطعی ندارند! یک بطری آب با خود به همراه داشته باشید و سعی کنید در ساعات مختلف از روز چندین بار آب بنوشید.

 

12:30 بعد ازظهر: ساندویچ را کنار بگذارید

اگر از سردرد بیزار هستید، بهتر است غذاهای حاضری و ساندویچ ها را در هنگام نهار مصرف نکنید زیرا برخی مواد مانند نیترات (موجود در فرآورده های گوشتی اینگونه غذاها) تیرامین (موجود در پنیرهایی که بر روی غذاهای حاضری سرو می شوند) و… می توانند سیستم انتقال عصبی شما را دچار اختلال کنند و منجر به شروع سر درد شوند. این مورد در افرادی که سابقه ی سردردهای میگرنی را دارا هستند بیشتر بایستی رعایت شود. رعایت یک رژیم غذایی سالم و مصرف متعادل نمک و همینطور کاهش مصرف شکر و مواردی که درشان شکر بالایی وجود دارد از عوامل کاهش ابتلا به سردرد هستند.

 

3 بعد از ظهر: وقت تنفس

ساعات پایانی کار معمولا ساعاتی هستند که هورمون های عامل استرس در بدن به شدت افزایش پیدا کرده اند، فشار خون بالا رفته است و بدن شدیدا نیاز به تجدید نیرو دارد. عواملی که سبب افزایش قند خون آنهم با سرعت بالا می شوند در چنین شرایطی می تواند هر لحظه منجر به پدید آمدن سردرد گردند. کشیدن نفسهای عمیق استراحتی چند دقیقه ای می توانند به شدت در این وضعیت به شما کمک کنند.

 

6 بعد از ظهر: تنشها را از خود درو کنید

سعی کنید تنش های ذهنی و جسمی را تا حد ممکن از خود دور کنید، و تا حد ممکن برای ساعت پایانی شب و استراحت کردن وضعیت خود را بهبود بخشید.

 

8:30 بعد از ظهر: آرام کردن و کاهش فعالیتهای مغزی

زمانی که شما روی کاناپه تان نشسته اید، تغییر و تحولات شیمیائی مغز شما کماکان ادامه دارد. این عدم تعادل بین فعالیتهای ذهنی و فعال بودن مغز ممکن است سبب نوعی از سردرد شود که به آن سردرد پنهان نیز گفته می شود. در اینگونه موارد انجام برخی از فعالیت هایی که بار زیادی از مغز نمی کشند و برای شما آرامش بخش هستند می تواند کمک بزرگی باشد، مثل کتاب خواندن در محیطی ساکت یا هر چیز دیگری که به شما آرامش می دهد. با رعایت این موارد احتمالا روز بدون سردردی را خواهید داشت و بدون ناراحتی و با آرامش به رختخواب خود می روید.