تئاتر درمانی(سایکو درام)

شیوه‌ای موثر در توانبخشی و درمان عارضه‌های روحی و روانی

امروزه تئاتر درمانی به عنوان شیوه‌ای موثر و روشی جدید در توانبخشی و درمان افراد دچار عارضه‌های روحی و روانی مورد توجه کارشناسان و فعالان حوزه علوم توانبخشی و هنرهای نمایشی (تئاتر) قرار گرفته است. به طوری که در حال حاضر این شیوه درمانی در بسیاری از کشورها بخصوص کشورهای اروپایی و آمریکایی و کشورهای اسکاندیناوی به عنوان روشی موثر در درمان افراد نیازمند مورد توجه است.

پسیکودرام (تئاتر درمانی) همیشه با نام دکتر مورنو همراه است . زیرا اوست که به اثر درمانی درامها در روحیه تماشاگران و بازیگران پی برده و این روش درمانی گروهی را در بیماران روانی توجیه علمی نموده .از قدیم می دانستند که عمل به تکلم مقدم است، و تکلم عمل سمبولیک حرکات است. بشر اولیه عادت داشته که هیجانات و ناراحتیهای روانی خود را به صورت حرکات نشان دهد و موضوع تکلم در سیرتکاملی موجود انسانی بعداً ظاهر شده .انسان اولیه بدوی هیجانات و خشم خود را با ضرب و جرح و قتل و یا خوشحالی ظاهری به طرف مقابل نشان می داد. و کمتر صحبت می نمود، در ملل بدوی آداب و رسوم اجتماعی و مذهبی بیشتر با حرکات دستجمعی توآم بوده در آن زمان نیز کمابیش متوجه شده بودند که نمایش مطالب دراماتیک اثر درمانی و آرام بخش دارد. در زندگی هر فردی مسائل دراماتیک و ناراحت کننده متعددی وجود دارد که آنها را احساس و تجربه نموده. مشاهده این صحنه ها یا صحنه ای مشابه آنها به عنوان تماشاچی در حالیکه دیگران آن را به روی صحنه آورده‌اند، به روی هیجانات اثر کاهش دهنده دارد.

اما در چند سال گذشته به مدد کارشناسان رشته‌های مختلفی چون روان‌شناسی کاردرمانی و هنرهای نمایشی در بسیاری از مراکز توانبخشی معلولان و مصدومان جنگی شیوه تئاتر درمانی با عناوین مختلف به عنوان یکی از روش‌های نوین و مهم درمان و توانبخشی مورد استفاده قرار گرفته است.

این شیوه درمانی برای نخستین بار بر روی مصدومان جنگی «جانبازان گروه اعصاب و روان» (اسکیزوفرنیک مزمن) از پنج سال پیش در مرکز روان‌پزشکی سعادت‌آباد تهران مورد استفاده قرار گرفت که در قالب فعالیتی درمانی و عضوی ازتیم درمان این مرکز ظرف مدت زمانی کوتاه تغییرات معنی داری در افراد تحت پوشش این شیوه درمانی دیده شده است و در این زمینه نتایج قابل توجهی به دست آمده است.

تئاتر درمانی یکی از روش‌های هنر درمانی است که امروزه در مسیر توانبخشی و درمان بیماران روحی و روانی در مرکز سايدا به درستی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این روش درمانی در یکصد سال گذشته به عنوان نقطه تلاقی هنر نمایش و روان‌شناسی در ارتباط با پالایش روح و روان انسان و رسیدن به «کاتارسیس» و تعادل روانی مورد توجه کارشناسان قرار گرفته است.

در تئاتر درمانی می‌توان به کمک روش‌ها و تکنیک‌های درمانی خاص بر اختلالات‌روانی غلبه کرد و در راه افزایش قوه یادگیری، ثبات و سلامت شخصیت، کسب مهارت‌های فردی و ارتقای حس خود ادراکی، افزایش توانایی‌های فیزیکی و تقویت مهارت‌های حرکتی و تعادل روحی و روانی افراد گام برداشت.

این شیوه درمانی برای نخستین بار در سال 1939 توسط روان‌پزشک و نظریه‌پرداز بزرگ رومانیایی «جاکوب لویی مورنو» مطرح شد.

در این روش درمانی به کمک شیوه‌های مختلف نمایشی و تکنیک‌های خاص روان‌شناسی در اجرای نمایش، به بیمار فرصت داده می‌شود تا در پشت نقاب نقش و بازیگری تعارضات و کشمکش‌های درونی خود را بازگو نماید و فرصت مواجهه و آشنایی با درون خویش را پیدا کند و در صدد تغییر و اصلاح رفتاری خود برآید.

در نمایش درمانی تکرار و رو به روشدن‌های مکرر بیمار یا (مراجع) با رفتار و اندیشه‌هایی که شاید برای اولین بار رنج‌آور و آزاردهنده ذهن و روان است باعث کم شدن حساسیت‌های فردی به آن اعمال و افکار می‌شود و این همان چیزی است که با عنوان «به نمایش درآوردن وارونه» مطرح می‌شود و معنی دقیق آن «کیفیت نامناسب و نامقبول چیزی را زایل کردن» است.

نمایش درمانی نوعی کاوش علمی جهت دریافت حقیقت از طریق شیوه‌های نمایشی است در این روش درمانگر با دو عنصر «عمل» و «مشاهده فعالانه» دست به گریبان است.

عمل در نمایش درمانی به معنای تجسم بخشیدن به ذهنیات «مراجع درمان‌پذیر» از طریق حرکت‌های نمایشی است که این کار توسط تکنیک‌هایی خاص صورت می‌گیرد.

مضاعف‌سازی، آئینه، جابجایی نقش‌ها، صندلی داغ، اتاق تاریک و صندلی خالی از جمله تکنیک‌هایی است که در این شیوه درمانی مورد استفاده درمانگر نمایشی قرار می‌گیرد.

در نمایش درمانی، فرد قادر است بر بسیاری از دل نگرانی‌ها، اضطراب‌ها و ترس‌های مرضی خود غلبه کند.

بازی‌سازی و قرار گرفتن در مرحله آزمون و خطا از جمله مهمترین عناصر تخلیه کننده انسان در تئاتر درمانی است. منشاء بسیاری از اضطراب‌های فردی، ترس‌ها و نگرانی‌ها، ترس از عمل است که نمایش درمانی به روش‌های خاص خود این مشکلات را برطرف می‌کند.

بداهه‌پردازی، غیرقابل پیش‌بینی بودن، تزکیه کردن و دراماتیک بودن به عنوان مهم‌ترین عناصر ساختار در نمایش درمانی است.

افشاگری، امور زندگی و آفرینندگی به عنوان مهمترین وجوه درمانی هنر نمایش است که در تئاتر درمانی به نهایت خود می‌رسد.

به اعتقاد کارشناسان از گذشته تا حال حرکات نمایش، رقص، آواز، پانتومیم و شکل‌های دیگر نمایشی چه از نظر بازیگر و چه از دید تماشاگر، نوعی نیاز بشری محسوب می‌شده است.

از حدود چهار هزار سال پیش از میلاد مصریان باستان برای بیان و نشان دادن آداب و سنن مذهبی و آیینی خود وارتباط انسان با خدایان نمایش‌هایی برگزار می‌کردند که از این میان می‌توان به آیین «اوزیس و اوزیروس» دو رب‌النوع مصری اشاره کرد که به نام آیین «مصائب آبیدوس» معروف است.

این آیین درباره مرگ و رستاخیز است اما بعدها یونانیان باستان تئاتری را پایه‌گذاری کردند که در آن افسانه‌ها و اساطیر و داستان‌های کهن در آن اجرا می‌شد در همین زمان بود که درام نویسان بزرگی چون آشیل، سوفوکل و اوریپید به عنوان مثلث تراژدی نویسان یونان باستان به ظهور رسیدند.

عجیب نیست اگر تئاتر و نمایش در مواردی خاص مانند آموزش تعلیم و تربیت روانی به تدریج جای خود را باز کرد و با محدوده‌ای مشخص پذیرفته شد.

در نمایش درمانی، زمان همیشه زمان حال است حتی اگر فرد بخواهد بخش‌هایی از گذشته یا آینده خود را به تصویر بکشد. نمایش درمانی روشی درمانی است که می‌تواند در آموزش‌های مشاوره‌ای، مشکلات مراکز صنعتی و به طور کلی همه مواردمشاوره و راهنمایی با روش شناختی مشخص مورد استفاده قرار گیرد.

در این روش نمایش درمانگر با تلفیق مبانی علمی و تکنیکی و محتوایی قادر است با ارتباط علم روان‌شناسی و هنر تئاتر در راه مداوای مراجعان تلاش کند.

در این شیوه درمانگربا به‌کارگیری روش‌های مختلف درمان در ایجاد موقعیت‌های مناسب و فضاسازی ذهنی، شیوه‌های بازیگری خلاق و روش‌های وجودی و روش انتقال و روابط اشیا را به گونه‌ای ملموس، مورد مداوای روانشناختی قرار می‌دهد. نمایش درمانی یکی از راه‌های بروز مشکلات درونی انسان‌هایی است که دچارعارضه‌هایی روحی و روانی شده‌اند.

در این شیوه درمانی، درمانگر در مسیر درمانی غیردارویی می‌تواند در راه برطرف کردن بسیاری از گرفتگی‌های روحی و روانی افراد نیازمند تلاش کند.

عنصر تزکیه و پالایش روحی و روانی در نگاه ارسطو به عنوان مهم‌ترین عنصر درمانی نمایش است که در این شیوه درمانی به عنوان نخستین نقطه تلاقی هنر نمایش با علم روان‌شناسی مطرح شده است.

با توجه به آمار بالای بیماران دچار عارضه‌های روحی و روانی هنگام آن فرا رسیده است که نمایش درمانی به عنوان روشی نوین در درمان مشکلات روحی و روانی جامعه کارکردهای اجتماعی خود را بیشتر نشان دهد.

اکنون که دنیا به سوی درمان‌های غیردارویی گام برمی‌دارد برماست که تلاش کنیم تا در مسیر آموزش‌های مختلف هنر درمانی از این قافله عقب نمانیم تئاتر درمانی چیست؟ نقش بازی کردن به صورت تئاتر از زمانهای قدیم و پس از به وجود آمدن تمدن و شهرنشینی وجود داشته است. در ابتدا تئاتر به عنوان وسیله ای برای انجام مراسم آداب و سنن خاص به کار می رفت .

 بزرگنمایی:

نقش بازی کردن به صورت تئاتر از زمانهای قدیم و پس از به وجود آمدن تمدن و شهرنشینی وجود داشته است. در ابتدا تئاتر به عنوان وسیله ای برای انجام مراسم آداب و سنن خاص به کار می رفت . در حدود 40 سال قبل از میلاد مصریان از تئاتر در این موارد بهره می گرفتند. همچنین در یونان قدیم ، تئاتر تراژیک نضج گرفت که در آن اسطوره‌های باستانی مثل اسطوره‌های ادیپوس به نمایش در می‌آید.
حرکات موزون رقص، آواز، موسیقی ، پانتومیم و شکلهای دیگر نمایشی، یک نیاز بشری برای بیان تئاتر یا سمبولیک ، چه از نظر بازیگر و چه دید تماشاگر بوده است. بنابراین ، عجیب نیست که تئاتر جای خود را به تدریج در موارد خاصی مانند آموزش ، تعلیم و تربیت ، روان و روان درمانی بازکند و به عنوان محدودۀ مشخصی تئاتر درمانی مورد قبول قرار گیرد.
تئاتر درمانی توسط «جاکوب لوئی مورنو» بنیانگذاری شد. او روانپزشک بود، در رومانی متولد شد، در وین زندگی و کار کرد و بالاخره در سال 1915 برای ادامه کار خود به آمریکا رفت . او هم دوره فروید بود و تلاش خستگی‌ناپذیر و سرسختانه‌ای را در جداسازی اصول تئاتر درمانی از اصول روانکاوی به انجام رساند.
در تئاتر درمانی های امروزی مایه هایی از گروه درمانی، گشتالت درمانی ، روش تحلیل روابط ، رفتار درمانی و بعضی روشهای دیگر روان درمانی که اساس کار آنها ، «اینجا و اکنون» می باشد، به کار گرفته شده.
در تعریف تئاتر درمانی می توان گفت : که عبارت از یک روش گروه درمانی است و در آن ، خصوصیات برجسته شخصیت، ارتباطات بین فردی ، تعارضات و کشمکشهای روانی و همچنین اختلالات احساسی و عاطفی توسط روشهای مخصوص نمایش مورد مشاهده و بررسی قرار می گیرند.

بازیگری که مسائل دراماتیک را روی صحنه می آورد اثر کاهش دهنده هیجانات و اضطرابها را در خود نیز احساس می کند. به همین جهت در گذشته نزدیک که تعداد تئاترها و سینماها در ایران محدود بود، در قهوه خانه ها ، نقالها، با بیان روشنی ، قصه های حماسی و عشقی را با تقلید حرکات و ژستها و ایفای نقش قهرمانان داستان به بهترین وجهی دراماتیزه می کردند و با این وسیله تفریحی از اضطرابها و هیجانات شنوندگان و تماشاچیان می کاستند. استقبالی که شنوندگان از این برنامه ها می کردند موید اثردرمانی آنها بود. در ادیان مترقی نیز جنبه های پسیکودراماتیک و بکار بردن آنها در مراسم مذهبی و غیره سبب شد که خودبخود جنبه پسیکودرام وارد مذهب شود و به عنوان مثال مراسم صلیب کشان را در روز مصلوب کردن مسیح و انواع عزاداری و سینه زنی در مذاهب مختلف را می توان نام برد. نفوذ درامها شکسپیر و اثر عمیق آن در ملل اروپائی و آمریکائی نماینده تمایلات ناخودآگاه مردم در جهت علاقمندی به کاهش اضطرابات بوده . در فیلمهای سینمایی که به بهترین وجهی آن را دراماتیزه کرده‌اند تاثیر کاهش دهنده اضطرابات درمانی تماشاچیان در درجه اول اهمیت قرار دارد. در زندگی تماشاچیان مسائل دراماتیک و ناکامیهای فراوانی وجود داشته است وقتی که این مطالب یا مسائل مشابه آن به روی صحنه آورده می شود تماشاچی خودش را با بازیگر اصلی یا بازیگران دیگر همانند می کنند. به همین جهت در پایان تئاتر یا فیلم که بازیگر اصلی موفقیتی پیدا می کند، تماشاچیان بشدت کف می زنند، هورا می کشند ویا خوشحال می شوند، در حقیقت تماشاچیان با مکانیسم همانند سازی گمان می کنند توفیق تصوری پیدا کرده اند، در نتیجه از اضطرابهایشان کاسته شده، آرامش خاطری پیدا می کنند. در اینجا باید تذکر داد، مسائل دراماتیکی که در اساطیر و افسانه ها یا نوشته های نویسندگان وجود دارد. و به دفعات به روی صحنه نمایش می آید. به علت اثری که در درمان و آرامش خاطر تماشاچیان دارد، بهترین اثرهای هنری و سینمائی آنهایی هستند که منازعات ناخودآگاه را بهتر توجیه کنند و بیشتر بتوانند بار هیجانی تماشاچیان را بکاهند و ادامة زندگی آرامتری را برای آنها فراهم سازند. به همین جهت عامه مردم می گویند: «خسته شدیم، امشب به تئاتر یا سینما برویم » بسیاری از روان پزشکان و روان شناسان بیماریهای روانی را ناشی از اختلافات هیجانی و انباشته شدن اضطرابات و هیجانات در بیماران می شناسند و معتقدند تئاتر، سینما و اپرا می تواند به عنوان یک وسیله متعادل کننده درمانی در عموم مردم موثرواقع شده اند مفید اجتماعی داشته باشد.
تمدن جدید که هیجانات و اضطرابات را زیادتر کرده در مقابل بر تعداد سینماها، تئاتر ها و کارناولها و جشنهای دسته جمعی که جنبه درمانی دارند نیز افزوده .
پیشقدمان پسیکودرام برای این که تاریخچه واقعی پسیکودرام روشن شود بایستی به تمدن ماقبل تاریخ بشری توجه نمائیم. مراسم مهیجی که در بین قبایل آن زمان بچشم می خورد جنبه پزشکی نداشته بلکه رهبران مذهبی این ابتکارات را به وجود می آورند. در حقیقت رهبران مذهبی روان پزشکان مساوی بودند که برای نجات قبیلة خود ، از خورشید و باد استمداد می جستند که بتابد و یا از باران تمنا می کردند که ببارد. و برای آن که استجابت متدعیات خود را از نیروهای طبیعی و خداوندان دریافت نمایند، روشهیا تظاهری از قبیل تشویق توام با حرکات که می توان گفت شبیه پسیکودرام ابتدائی بوده بکار می بردند. سالها قبل از این که روش علمی پزشکی پیدا شود بسیاری از بیماران روانی و جسمانی را به کمک «شوکهای پسیکودراماتیک» درمان می نمودند.نظریه فوق چندین سال پیش مورد تائید یکی از دانشمندان مشهور مردم شناسی قرار گرفت. وی پس از آن که در یک جلسه «پسیکودراماتیک» شرکت نمود اظهار داشت که از یک نفر تحقیقی علمی در دهکده های سرخ پوستان نزدیک ساحل کالیفرنیا برگشته و در آنجا فعالیتهایی شبیه به پسیکودرام مشاهده کرده .
کاهش هیجانی (catharsis)کلمه کاتارسیس توسط ارسطو ابداع شده وی این واژه را برای بیان و اثر مخصوصی که درامهای یونانی مشعل هرکول و آشیل برروی تماشاچیان داشت بکار برد . ارسطو تذکر داد که درام به وسیله تاثیر هنری خود یک اثر تسکینی برروی احساسات دلباختگی و خودخوداهی دارد و تماشاچیان را صفا می بخشد.از وقتیکه در تئاتر وین در سال 1919 پسیکودرام شروع شد مفهوم کاتارسیس تغییرات و تحولات زیادی پیدا کرد. تغییر از این نظر بود که کاتارسیس از درام نوشته شده و تهیه شده جدا و به طرف درام خودبخودی که پسیکودرام نام دارد گرایید و اثر آن بجای آن که روی تماشاچیان باشد متوجه بازیگران شد.در مقایسه ای که مورنو تحت عنوان تئاتر خود بخودی سال 1923 به طبع رسانید کاتارسیس را اینطور تعریف کرد : «اثر بهبودی و شفابخش دارد نه برروی تماشاچیان بلکه اثر شفابخش روی بازیگر و اجرا کننده دارد که در عین حال که آن را می سازد خود را از آن آزاد می نماید.