logo saida farsi1

از حال بد به حال خوب

باید بدانیم در اسلام، یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت تلقی شده است. به طور خلاصه حال بد مساوی است با اندیشه بد و منفی و کلمه دشمن از دش و من ترکیب شده و به معنی بداندیش و ضدمن آمده است. بنابراین دشمن بداندیش است و دشمنی (بداندیشی) و حال خوب برابر است با اندیشه مثبت، خوب و درست.
اگر تمام نعمت های زندگی مشمول انسان باشد ولی احساس خوب نداشته باشد محروم از مهم ترین نعمت زندگی است. ولی با احساس خوب و حال خوب در صورت داشتن کمترین امکانات هم می توان به خوبی زندگی کرد. بعد از آشنایی با شناخت درمانی و اجرای تعلیمات آن، انسان احساس می کند از طریق اندیشیدن، درست اندیشیدن و مثبت اندیشیدن زندگی و سرنوشت خود را می تواند دگرگون کند و تغییر دهد و از قدرت بیشتری برخوردار گردد.
کتاب حاضر درباره روشی انقلابی و در عین حال بی نیاز از دارو برای درمان افسردگی است که شناخت درمانی نامیده می شود. کلمه شناخت به مفهوم اندیشه یا درک است. شناخت درمانی مبتنی بر نظریه ساده ای است که می گوید به جای حوادث بیرونی افکار و طرز تلقی های شماست که روحیه شما را شکل می دهد.
همه ما در مواقعی مایوس و ناامید می شویم. این ها احساساتی همگانی و از جمله خصوصیات انسان بودن هستند. یکی از اصول مهم شناخت درمانی قضیه ای به ظاهر مهمل است و آن این که نقطه ضعف های شما می تواند نقاط قوت شما گردد. نواقص ما می تواند اگر آنها را بپذیریم و بر آنها گردن نهیم، تبدیل به بزرگترین سرمایه ما شود.
گاهی نواقص و اشکالات است که به ما فرصت توجه و مراقبت می دهد. به همین دلیل است که می گوییم اشکالات و نواقص ما می تواند منبع قدرت و قوت باشد. خیلی ها معتقدند که روحیه بد آنها ناشی از عوامل خارج از کنترل آنهاست و بعضی دیگر روحیه بد خود را به هورمون و یا خواص ژنتیکی خود نسبت می دهند و به اعتقاد پاره ای دیگر اتفاقات به ظاهر فراموش شده دوران کودکی در ضمیر ناخودآگاه آنها همچنان موجود است و از این رو روحیه شان خراب باقی مانده است و در نظر برخی دیگر، احساس بد اگر ناشی از بیماری یا دلسردی مربوط به زمان های اخیر باشد واقع بینانه است. پاره ای نیر روحیه خود را به وضع بد جهان، اوضاع بد اقتصادی، آب و هوای بد، مالیات ها، شلوغی ترافیک و امکان بروز جنگ اتمی نسبت می دهند. به اعتقاد آنها فلاکت و بدبختی چیزی نیست که بتوان از آن گریخت. البته در مورد هریک از اینها حقایقی وجود دارد. بدون شک حوادث محیطی، موقعیت شیمیایی بدن و تضادها و اختلافات مربوط به گذشته روی ما تاثیر می گذارند. اما این نظریه پردازی ها مبتنی بر این باور است که احساسات ما به دور از کنترل ما هستند. اگر بگویید «نمی توانم احساسم را تغییر بدهم» قربانی ناراحتی های خود می شوید. خود را فریب می دهید زیرا واقعیت این است که می توانید احساساتتان را تغییر دهید. اگر می خواهید احساس بهتری داشته باشید باید بدانید و درک کنید که به جای حوادث بیرونی، افکار و طرز تلقی های شما هستند که احساسات شما را بوجود می آورند. می توانید اندیشه، احساس و رفتار خود را تغییر دهید. این اصل ساده و در عین حال انقلابی شما را در تغییر زندگی خود یاری می دهد.
اگر می خواهید از روحیه بد نجات یابید باید قبل از هر چیز بدانید هر احساس منفی، ناشی از اندیشه منفی بخصوصی است. اندوه و افسردگی ناشی از تفکر از دست دادن و باختن هستند. فکر می کنید که عزت نفستان خدشه دار شده ممکن است بازنشسته شده یا شغلتان را از دست داده باشید، ممکن است فرصت مناسبی که برایتان پیدا شده بود از دست رفته باشد. فکر می کنید آدم بدی هستید و… احساس حقارت کردن ناشی از آن است که خود را در مقایسه با دیگران شایسته نمی دانید. اغلب افکار منفی سبب احساس ناخوشایند شما، غیرواقع بینانه، مخدوش و ناشی از خطای شناختی هستند. یکی دیگر از خصوصیات مربوط به روحیه بد فریب دادن خود و یا به خود بستن چیزهایی که اصولا وجود خارجی ندارند، می باشد. در بسیاری از مواقع افکار منفی سالم و به جا هستند. تشخیص افکار منفی سالم از ناسالم و این که چگونه با موقعیت های به راستی منفی برخورد واقع بینانه داشته باشیم به همان اندازه رهایی از افکار و احساسات مخدوش اهمیت دارد.
در تمامی لحظات زندگی نمی توانیم شاد باشیم و یا اختیار کامل احساسات خود را در دست بگیریم. این انتظاری کمال گرایانه است. نمی توانیم همیشه منطقی باشیم. گاه دچار تردید می شویم و به قابلیت های خود شک می کنیم. در مواقعی نیز متاثر هستیم و رنج می بریم. تجربه هایی این چنین فرصت رشد و صمیمیت و درک عمیق تر انسان بودن را می دهد. گاهی می گوییم مضطرب و افسرده هستم اما تفاوت میان این دو برای ما مشخص نیست. اضطراب احساسی است در ارتباط با ترس که بیشتر با آینده سر و کار دارد. احساس می کنیم مصیبتی در انتظارمان است. اضطراب به آویزان شدن از صخره با انگشتان دست می ماند. اما افسردگی به آن شبیه است که از صخره پایین افتاده اید و با دست و پای شکسته مانده اید که چه انجام دهید. افسردگی یک بیماری است. افسردگی با احساس درماندگی همراه است.
اگر می خواهید احساسات خود را تغییر بدهید قبل از هر چیز به یک مداد و کاغذ احتیاج دارید. به جای فکر کردن به گرفتاری ها آنها را یادداشت کنید. اگر می خواهید تغییرات مثبت در زندگی خود بوجود آورید از کاغذ و قلم غفلت نکنید. هنگام ناراحتی، افکار منفی در ذهن ما ردیف می شوند و حرکت دایره شکل بی توقفی درست می کنند. وقتی افکار منفی خود را روی کاغذ یادداشت کنیم، چشم انداز عینی تری بوجود می آید. مهم ترین نکته برای شناسایی مشکل، مشخص کردن حادثه است. برای این کار باید گزارش روزانه تهیه و احساسات خود را در آن بنویسیم و احساسات منفی خود را شناسایی کنیم. تحلیل سود و زیان یک روشی است که با سایر روش های شناختی تفاوت های عمده دارد زیرا به جای توجه به واقعیات با توجه به انگیزه با افکار منفی شما برخورد می کند. از خود بپرسید باور کردن این اندیشه منفی برای من چه سود و زیانی دارد؟ اگر به این نتیجه رسیدید که زیان های آن بیشتر است با راحتی بیشتری می توانید با این طرز فکر برخورد کنید. می توانید برای بررسی بیشتر از برگه تحلیل سود و زیان استفاده کنید. تحلیل سود و زیان موارد استفاده فراوان دارد. می توانید از آن برای بررسی امتیازات و زیان های احساسات منفی، افکار منفی و باورهای مخرب استفاده کنید. با انواع روش هایی که ما را برای رسیدن به تلقی های مثبت تر و عزت نفس بیشتر یاری می دهند آشنا شدیم. با استفاده از این روش ها برای برخورد با افکار منفی نگران کننده نیاز دارید.
ارتباط به نظر موضوعی ساده می آید و همه ما خود را در آن متخصص می دانیم. به هر صورت از زمان کودکی تا به حال حرف زده ایم و معمولا گفتگو کردن امری طبیعی تلقی می شود. خیلی ساده دهانمان را باز می کنیم و کلمات پشت سر هم از آن خارج می کنیم. وقتی شاد هستیم و خود را به کسی نزدیک احساس می کنیم ارتباط برقرار کردن کاری دشوار به نظر نمی رسد. هم شما احساس خوبی دارید و هم آنها و همه چیز به ظاهر خوب و بی کم و کاست است. اما در شرایط اختلاف، وقتی تضادی مطرح می شود آن وقت است که باید مهارت کلامی خود را مورد قضاوت قرار دهیم. در حالت عصبانیت چگونه گفت و گو می کنیم و یا به جای آن با اشخاصی که از دست ما عصبانی هستند چگونه حرف می زنیم؟ اشخاصی که در این مواقع بتوانند به خوبی و به گونه ای موثر ارتباط برقرار سازند به شدت کم شمارند و حال آن که دقیقا در همین مواقع است که نقش ارتباط خوب حیاتی می شود.
کلید دوستی، صمیمیت و موفقیت در کسب و کار بستگی به این دارد که با اختلافات خود چگونه روبرو شویم. اشخاص در این زمینه با دشواری روبرو هستند. اغلب زوج ها از طرز برقراری ارتباط موثر بی اطلاعند. دوستان هم آن طور که باید حرف نمی زنند. اعضای خانواده هم اغلب آن طور که شاید و باید مسائل خود را حل و فصل نمی کنند. اگر مایل به برقراری ارتباط خوب هستیم ابتدا باید ارتباط خوب و بد را تعریف کنیم. هر ارتباط خوب از دو خصوصیت برخوردار است. احساسات خود را آشکارا ابراز کنیم به طرف مقابل هم امکان دهیم احساسات خود را ابراز نماید. طرز فکر و احساساتمان را درمیان بگذاریم و سعی کنیم که احساس و اندیشه طرف مقابل خود را درک کنیم. پس نقطه نظرها و احساسات هر دو طرف مهم است. ارتباط بد آنچنان ارتباطی است که شخص از طرح آشکار احساسات خودداری می کند و به سخنان طرف مقابل گوش نمی دهد. بحث و جدال و حالت تدافعی گرفتن نشانه ارتباط بد می باشد. نشانه دیگر ارتباط بد انکار احساسات و به نمایش گذاشتن غیرمستقیم آنهاست. ممکن است نیشدار و طعنه آمیز حرف بزنیم. با تهیه فهرست ویژگی های بد و در حکم راهنما قرار دادن آن هنگام برقراری ارتباط می توان از یک ارتباط بد پرهیز نمود و برای تجدیدنظر در ارتباط هم می توان جدولی تهیه کرد و روی آن کار کرد.
گاهی میل به نزدیک شدن به اشخاص مانع از آن می شود که بی پرده حرف هایمان را بزنیم و مسائلمان را مطرح سازیم. گروهی از خشم و اختلاف می ترسند و فکر می کنند که باید در تمامی لحظات زندگی خوب و خوش باشند و احساسات منفی را بروز ندهند. اما چنین نیست. برای داشتن یک رابطه خوب باید ریسک کرد و احساسات خود را با طرف مقابل در میان گذاشت و ترس از اختلاف را کنار گذاشت. ممکن است آشکار کردن احساسات در کوتاه مدت دردناک و ترسناک باشد اما می تواند زمینه را برای رشد و تفاهم فراهم آورد. افراد می توانند با ابراز نکردن خشم خود و تحمل ناراحتی ها به دیگران بگویند که یک سر و گردن از همه بالاترند اما زیان این طرز تلقی، استرس، احساس تنهایی و افسردگی است.
توجه داشته باشید که یاد گرفتن، گوش دادن و در میان گذاشتن احساسات، ساده نیست اما اگر بخواهید و عزم کنید می توانید به صمیمیت بیشتری برسید. پس تغییر از حال بد به حال خوب کار آسانی است اگر شما بخواهید