آشنايي با بيماري پارانوئيد و راه هاي درمان

 

شايد تاکنون اصطلاح «پارانوئيد» به گوش تان خورده باشد که به طور معمول با اصطلاح بدبيني يا سوء ظن از آن ياد مي شود. افرادي که ناچارند با فردي مبتلا به پارانوئيد تعامل داشته باشند، شرايط دشواري را تجربه مي کنند. اين ويژگي منفي گاهي آن قدر در فرد عميق است که روان شناسان شخصيت او را با همين ويژگي، شناسايي و نام گذاري مي کنند. افراد بدبين که با اين ويژگي شناخته مي شوند در روابط فردي، اجتماعي و کاري خود موجب آزار ديگران مي شوند و آن ها را به ستوه مي آورند. بدترين شرايط را همسران اين افراد تجربه و تحمل مي کنند. شماري از مردم بدون دليل، سوء ظن دارند تا جايي که اين افکار «پارانوئيد»، کار و زندگي خانوادگي آنان را مختل کرده است. به همين سبب در اين نوشتار به معرفي نشانه ها و مسائل درباره اين اختلاف مي پردازيم. در ادامه نظر دکتر «علي اصغر احمدي»، استاد و عضو هيئت علمي دانشگاه تهران را درباره اين موضوع تقديم شما مي کنيم. ويژگي هاي شخصيتي فرد مبتلا به پارانوئيد سوء ظن بي شک نشانه «پارانوئيد»، نداشتن اعتماد دايم است. افراد داراي «اختلال شخصيت پارانوئيد»،همواره حالت آماده باش به خود مي گيرند زيرا دنيا را مکاني تهديدآميز تلقي مي کنند. اين افراد هميشه مراقب هستند و حتي ممکن است در جست وجوي نشانه هاي تهديدآميز برآيند. افرادي که از «پارانوئيد» رنج مي برند، نمي توانند از ترس هاي خود رهايي يابند؛ آنان همواره منتظر فريب و نيرنگ ديگران هستند و در وفاداري و صداقت آنان شک دارند. حساسيت افراد مبتلا به پارانوئيد به دليل اين که فوق العاده گوش به زنگ اند، به چيزهاي خيلي پيش پا افتاده توجه مي کنند. ممکن است در مواردي که هيچ گونه تقصيري ندارند، احساس گناه کنند، در نتيجه تمايل دارند حالتي تدافعي و مخالفت جويانه داشته باشند. هنگامي که مرتکب خطايي مي شوند، نمي توانند حتي کوچک ترين انتقاد را بپذيرند. با اين وجود از ديگران بسيار زياد انتقاد مي کنند. سرد و گوشه گير اين افراد، جداي از آن که ناسازگار و جدي اند، از نظر عاطفي نيز اغلب با ديگران تفاوت دارند، آنها به نظر سرد مي آيند و در برابر ديگران از ابراز صميميت پرهيز مي کنند. به خاطر عقلانيت و واقع گرايي، به خودشان مي بالند. آنها در جامعه عملکرد شايسته اي از خود نشان مي دهند و ممکن است در جست وجوي يک جايگاه اجتماعي باشند. علل شکل گيري پارانوئيد ژنتيک (وراثت)- تحقيقات اندکي درباره نقش وراثت در پيدايش «پارانوئيد» صورت گرفته است. بعضي مطالعات نشان داده اند وقتي يکي از دوقلوهاي يک تخمکي همسان مبتلا به اسکيزوفرني، علايم پارانوئيد از خود نشان مي دهد، ديگري نيز به طور معمول چنين است. تحقيقات اخير نشان داده است اختلال پارانوئيد در افراد مبتلا به «اسکيزوفرني» متداول تر است. زيست شيمي- مصرف داروهايي نظير آمفتامين ها، کوکائين، ماري جوانا، PCP،LSD يا ديگر محرک ها و ترکيبات روان گردان، ممکن است به علايمي از تفکر يا رفتار پارانوئيدي منجر شود. بيماراني که اختلال هاي ذهني شديد نظير «اسکيزوفرني پارانوئيد» دارند ممکن است در اثر مصرف اين داروها، علايم وخيم تري داشته باشند. استرس- بعضي دانشمندان معتقدند «پارانويا» ممکن است واکنشي در برابر سطوح بالايي از فشار زندگي باشد. نکته اي که از اين عقيده حمايت مي کند، اين است که «پارانويا» بيش تر ميان مهاجران، اسيران و زندانيان جنگي و افرادي که متحمل فشارهاي شديد هستند، شايع است. راه هاي درمان پارانويا دارو درماني- درمان به وسيله داروهاي ضدجنون، ممکن است به بيمار پارانوئيد کمک کند تا بر برخي علايم بيماري غلبه کند، هرچند ممکن است عملکرد بيمار بهبود يابد اما نشانه هاي «پارانويا» باقي مي مانند. برخي مطالعات خاطرنشان کرده است نشانه هاي بهبودي پس از درمان دارويي ظاهر مي شود. اين يافته ها هم چنين پيشنهادي را طرح مي کنند که در برخي موارد، کاهش «پارانويا»، ناشي از دلايل روان شناختي است تا عملکرد دارويي. روان درماني- گزارش هايي که از بررسي موارد فردي،ارائه شده است چنين پيشنهاد دهد که يک موقعيت ويژه براي ابراز سوء ظن و خود ترديدي که به وسيله روان درماني به وجود مي آيد، مي تواند به عملکرد بيمار پارانوئيد در جامعه کمک کند. انواع ديگر روان درماني شامل هنردرماني، خانواده درماني و گروه درماني است.

توصيه هايي کاربردي از زبان يک کارشناس
دکتر علي اصغر احمدي، روان شناس، استاد و عضو هيئت علمي دانشگاه تهران و از چهره هاي فرهيخته است که مطالعات ارزنده اي در زمينه روان شناسي اسلامي، ساختار شخصيت و الگوي روابط درون خانواده و ديگر زمينه هاي روان شناسي انجام داده است. اين يادداشت به معرفي پارانويا از زبان اين روان شناس مي پردازد.

پارانويا به زباني ساده
پارانويا يک اصطلاح روان شناختي، روان پزشکي است که در اصل به نوعي آشفتگي فکري يا هذيان دلالت دارد که شامل بدبيني، حسادت، خودبزرگ بيني يا گزند و آسيب است. شکل اسمي و صفتي اين اصطلاح به شکل پارانوئيد (paranoid) يا پارانويايي (paranoiac) به کار مي رود. اين اصطلاح در موارد مختلفي به کار برده مي شود. از جمله در هذيان پارانويايي، اسکيزوفرنياي نوع پارانوئيد، شخصيت پارانوئيد و يا مواردي ديگر.
آن چه در مجموع به لحاظ علمي براي عموم قابل توجه وتوضيح است اين است که افراد پارانوئيک اغلب نسبت به اطرافيان بدبين هستند. رايج ترين اين نوع بدبيني ها در جامعه متوجه مرداني است که به همسران خود بدبين اند. اين گونه افراد، به لحاظ نظام فکري تقريبا عادي اند و نيز در خصوص بدبيني که نسبت به کسي دارند، فکري منسجم دارند که مي توانند در مورد آن استدلال کنند؛ براي مثال براي بدبيني خود، شواهد متعددي ارائه و از آن دفاع مي کنند. شواهدي که آنان ارائه مي کنند به سادگي قابل رد يا نفي نيست.
اين گونه شواهد مي تواند بر وجود يک رابطه بين فرد با ديگري دلالت داشته باشد؛ به عبارت ديگر چنين احتمالي را نمي توان صد درصد رد کرد. براي همين است که اين گونه افراد در نظام فکري خود، تاحدي منطقي به شمار مي آيند؛ براي مثال مردي که معتقد است همسرش با فلان مرد همسايه ارتباط دارد، شواهدي از قبيل توجه زن به جزئيات زندگي مرد همسايه يا حتي رو برگرداندن از او در خيابان يا کوچه را، دليل اين رابطه مي داند. همه اين شواهد، در نزد مرد، تفسيرکننده اين فکر اوليه يا پيش فرض است که: «همسرش با آن مرد رابطه دارد.» اگر چنين فکري وجود نداشت، آن شواهد يا ديده نمي شد يا به شکل ديگري تفسير مي شد. به اين ترتيب فرض اوليه اي که نتيجه بدبيني است، همه شواهد را در حول و حوش خود جمع مي کند و به آن معنا مي بخشد.

رويارويي با فرد پارانوئيد
با شخص پارانوئيد نمي توان از راه استدلال براي اشتباه بودن باور خود وارد بحث شد. چرا که اولا چنين استدلال هايي را نمي پذيرد؛ ثانيا با هر استدلالي، شواهد جديدي را به مجموعه شواهد خود اضافه و آن‌ها را کامل تر مي کند. ثالثا با پافشاري در مورد بي گناهي همسر، ممکن است پيش فرض جديدي به پيش فرض هاي وي اضافه شود. در اين صورت وي احتمال وجود رابطه بين همسرش و کسي که از او دفاع مي کند را در ذهن خود شکل مي دهد.
فراهم آوردن شرايط جديد براي زدودن سوء ظن بيمار نيز اغلب بي فايده است. زني که شوهرش به او بدبين بود، به يکي از اطرافيان درباره اين مشکل شکايت کرده بود. فرد طرف مشورت به زن توصيه مي کند که مدتي از خانه بيرون نرود تا شايد سوء ظن شوهرش از بين برود. زن بعد از مدتي دوباره به پيشنهاددهنده اين ايده شکايت مي کند و به او گفته بود که مي داني حالا شوهرم به من چه مي گويد؟ او مي گويد که تو به سراغ آن مرد نمي روي ولي او در خانه به سراغ تو مي آيد.

به هر حال با توجه به ضرورت ارجاع چنين بيماراني به روان پزشک (هرچند که آنان درمان را به سادگي نمي پذيرند.) توصيه هاي زيرا را مي توان مدنظر داشت:
۱ – از مجادله با اين اشخاص پرهيز کنيم و سعي در تغيير افکار آنان نداشته باشيم.
۲ – سعي در مقابله به مثل با آنان نداشته باشيم.
۳ – در زمينه هايي که او حساسيت دارد، رفتاري حساسيت برانگيز نداشته باشيم. البته اجتناب افراطي از مواردي که او حساسيت دارد نيز گاه به عنوان دليلي بر تاييد پيش فرض هاي او به شمار مي آيد.
۴ – رابطه خود را در ديگر زمينه ها با بيمار تقويت و سعي کنيم رضايت خاطر او در آن زمينه ها را فراهم کنيم.مثلا در گفت وگوهاي معمولي و در موضوعات عادي سعي کنيم رابطه خوبي با او برقرار و رضايت خاطر او را فراهم کنيم يا در مورد تصميماتي که ربطي به سوء ظن او ندارد، با او هم انديشي و هم فکري داشته باشيم.
۵ – بهتر است براي جلوگيري از لوس شدن يا طلبکار بار آمدن بيمار، گاهي که از او ناراحت هستيم ؛ با توجه به مواردي که در بند چهار درباره آن صحبت کرديم، او را با محروميت مواجه کنيم. به هر حال اين اقدامات در اصل درمان کننده اين بيماري نيست. به ويژه اگر با شخصيت پارانوئيد مواجه باشيم؛ اما اين گونه اقدامات تا حدي مي تواند از تحريک بيشتر بيمار جلوگيري کند.

پایگاه خبری میگنا